سياستمداري، سياسي كاري و سياست بازي
![]() |
![]() |

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس،مجله مهر نوشت: حدود 20 روز پیش بود که انتشار یک عکس از فداکاری یک معلم مریوانی، سروصدای خبری زیادی به پا کرد. «محمدعلی محمدیان» معلم کلاس دوم دبستان شیخ شلتوت شهر مریوان برای همدردی با «ماهان رحیمی» دانش آموز سرطانی خود موهایش را تراشید. موهای ماهان به علت عوارض ناشی از مصرف دارو و شیمی درمانی ریخته بود.
این معلم دلسوز که هدفش از این کار را روحیه دادن به ماهان و ابراز همدردی با او عنوان کرده بود، گفته بود: «خوشحالم از اینکه با این حرکت هرچند کوچک توانستهام روحیه دانشآموزم را تقویت کنم.این کار را برای فعال شدن ماهان در کلاس درس و جلوگیری از گوشهگیری او انجام داده ام.»

حالا اما ماهان 8 ساله، غیر از معلمش که برای همراهی با او، موهای سرش را از ته تراشیده، دوستان همکلاسی اش را هم کنار خودش دارد. دوستانی که آنها هم همه موهای سرشان را تراشیده اند تا کلاس معروف ماهان و معلمش در مریوان، یک بار دیگر خبرساز شود.

این عکس، قطعا یکی از دوست داشتنی ترین عکس های سال خواهد بود. عکسی که همه بچه ها شبیه هم اند. حالا ماهان دیگر تنها نیست و غیر از معلم فداکارش، یک کلاس پر از همکلاسی های دوست داشتنی هم دارد.
کلاسی که همه بچه هایش در درس «انسان بودن و فداکاری» آقا معلم، نمره 20 گرفته اند.


ایرنا - کشته
شدن دو بانوی کارگر در این حادثه، بهانه ای شد تا برخی رسانه ها، با کنار
نهادن انصاف و عدالت سازهای سیاسی خود را کوک کنند تا فضای خبری آن را
غبارالود سازند.
مسئولان حوزه شهری و امدادرسانی توضیحاتی در باره
علت کشته شدن این دو شهروند ارائه دادند تا برخی ابهامات را روشن کنند. در
این راه برخی قانع نشدند و برخی نیز نخواستند قانع شوند. مرور این حادثه و
بازتاب های رسانه ای آن، واقعیت امیدبخشی را برای جامعه ایران آشکار کرد و
آن این بود که مردم یکپارچه از این واقعه دلخراش نگران شدند و درصدد مرهم
نهادن بر این مصیبت جانگداز برآمدند و تمامی دستگاه های مسئول هم موظف شدند
ریشه های این ماجرا را کشف کنند تا از این پس آتش شعله های این گونه حوادث
در نطفه خاموش شود.
درست در بحبوحه چنین شرایطی که تمامی مسئولان و
دلسوزان کشور ضمن همدردی با خانواده های داغدیده در اندیشه خاموش کردن
ریشه های حادثه آتش سوزی خیابان جمهوری بسر می برند، عده ای با کوک کردن
سازهای سیاسی در این ماجرا، به دنبال تسویه حساب سیاسی هستند.
شاید
مبالغه نباشد که اگر گفته شود این رفتارهای ناشی از نگاه سیاسی به یک
موضوع، نگرانی هایی به مراتب عمیق تر از حادثه آتش سوزی را رقم خواهد زد.
یک
جستجوی ساده در اخبار رسانه ها کافی است تا دریابیم که همین آتش نشانان
برای زندگی بخشیدن به شهروندان چه خون هایی را برای زنده ماندن من و تو
تقدیم کرده اند و چه بسا در این راه خانواده های خود را داغدار .
روزانه
ده ها نفر تنها در سطح کلانشهر تهران توسط آتش نشانان از دل شعله های
هولناک آتش بیرون کشیده می شوند یا از زیر آوارهای سنگین و مهیب نجات می
یابند. گاه همین شعله های آتش دامن آنان را می گیرد و یا آوارها بر سرشان
خراب می شود و آنان به این فداکاری ها افتخار می کنند. این شعله ها و
آوارها عاری از گرد و غبارهای سیاسی است.
تاکنون ده ها آتش نشان در
سطح تهران برای نجات مردم، شهد شیرین شهادت را نوشیده اند و باوجود اینکه
نهادهای ذیربط آنان را در زمره شهیدان قرار نداده اند، اما مردم کوشش های
آنان برای مردمی که با این نام در شرایط دشوار و مضطرب به آرامش می رسند،
بسان پاداش یک جهادگری را دارد که در راه خدا جان باخته است.
تحقیقات
نشان داده است بسیاری از آتش نشانان به علت درگیر شدن با عوارض متعددی که
در محیط های کار با آن روبرو هستند، مانند برخی دیگر از مشاغل حساس و سخت،
زودتر از دیگران از دنیا می روند و عمری کوتاه تر دارند. چون عمری را برای
نجات دیگران گذرانده اند؟
ریه های بسیاری از آتش نشانان شرایط طبیعی
دیگر شهروندان را ندارد و آنان بخاطر حضور در اماکن دچار آتش سوزی،
گازهایی را تنفس کرده اند که در سنین میانسالی باید همچون کهنسالان نفس
بکشند.
اگر همه این موارد را بدانیم و اینگونه در حق این قشر
زحمتکش دچار بی انصافی شویم ، باید در انسانیت و اسلامیت خود دچار شک و
تردید شویم.
انصاف نیست که به خاطر ابهامات حادثه آتش سوزی خیابان
جمهوری، خدمات و تلاش های زحمتکش ترین قشر جامعه را زیر سوال ببریم و از
انان به عنوان نردبانی برای اهداف سیاسی خود استفاده کنیم .
دست کم
انتظار می رود سیاست بازان، اخلاق را در داوری ها و اظهارنظرهای خود کنار
ننهند تا شرمسار فرزندان آتش نشانانی که در مدرسه و کوچه و خیابان، سخنان
طعنه آمیز در مورد پدرانشان می شنوند، نشوند. زیرا خیلی ها این موضوع را
نمی دانند، ولی فرزندان آنان سال ها می دانستند که پدرانشان قهرمانانی
هستند که به دل آتش می زنند تا دیگران را از دل آتش نجات دهند و هرگز تصور
نمی کردند که اهداف سیاسی یک واقعه تاسف بار، پدرانشان را در ردیف متهمان
به قتل قرار دهد.
شایسته است با پرهیز از هرگونه پیش داوری، ابعاد و
زوایای این حادثه از جانب مقام های مسئول مشخص شود و سایه گرد و غبارهای
سیاسی با مدارک و مستندات روشن از این حادثه پاک شود. مردم انتظار ندارند
در این رهگذر هر فرد و گروهی بدون دسترسی به اطلاعات لازم و مدارک کافی به
داوری سیاسی بپردازند.
بدون تردید تمامی مسئولان باید پاسخگوی
انتقادها و مشکلات باشند و این انتظار منطقی وجود دارد که شهرداری تهران و
سازمان آتش نشانی با گزارش دقیق و کارشناسی، علل بروز این حادثه را به
شهروندان توضیح دهند، اما پیش از فرا رسیدن آن روز، باید از اتهام زدن به
ویژه با اغراض سیاسی خودداری شود و در این راستا برخی رسانه ها از رفتارهای
غیر حرفه ای و غیراخلاقی خودداری کنند تا از جاده انصاف و عدالت خارج
نشوند.
هدف گرفتن آتش نشانان خدمت به خانواده های داغدار و مردم
عاطفی ایران نخواهد بود. کسانی که بدون آگاهی از جزییات و ابعاد گوناگون یک
حادثه غبار گرفته و دودآلود، برای رسیدن به اهداف سیاسی، انگشت اتهام را
تنها به چند آتش نشان فداکار و زحمتکش که خود قربانیان این گونه حوادث
هستند، نشانه رفته اند، یقیین داشته باشند مسیری خطا در پیش گرفته اند.

.jpg)


انتخابات 24 خرداد را میتوان آخرین نظرخواهی عمومی از مردم ایران دانست. یکی از نتایج بدیهی این انتخابات آن بود که مشخص شد مردم حداقل در حال حاضر علاقهای به ادامه روندهای پیشین در سیاست، اقتصاد و مجموعه سازوکارهای کشورداری ندارند. کاهش رای جریان احمدینژاد از آنچه در ادوار پیشین انتخابات داشتند به حدود 10 درصد نشان از افت شدید پایگاه اجتماعی آنان داشت. همچنین دیگر کاندیداهای اصولگرا هم با وجود آنکه کاندیداهای اصلی اصلاحطلبان در میدان نبودند، نتوانستند توفیقی حاصل کنند.
طبیعی است که بین سیاستهای کلی اعلام شده از سوی حسن روحانی تفاوت چشمگیری با مواضع و عملکرد پیشین جریان اصولگرا که مجلس را در دست دارد دیده شود و این امر از چشم جامعه نیز پنهان نخواهد بود. با این اوصاف این یک امر بدیهی است که اگر در ادامه، مجلس با سیاستهای کلی دولت هماهنگ نباشد، عملا با مطالبات اساسی فعلی جامعه ناهماهنگ خواهد بود و قطعا این جریان نخواهد توانست که در انتخابات آتی مجلس پیروز شود.
گویی آقای سروری فراموش کردهاند که در همین چند سال گذشته عملکرد مجلس هفتم، هشتم و نهم اصولگرا در قبال دولت آقای احمدینژاد چگونه بوده است. این سوال به نظر میرسد که مگر مردم در گذشته مجلس مجیزگو میخواستهاند و اکنون نمیخواهند؟ هنوز یادمان نرفته که نمایندگان جریان منسوب به ایشان بودند که تهمانده لیوان آب آقای احمدینژاد را به تبرک مینوشیدند. همچنین هنوز یادمان نرفته که آیتالله مصباح یزدی یکی از رهبران سیاسی جریان اصولگرا در مقطعی اطاعت از حکم احمدینژاد را به نوعی با اطاعت از حکم خدا مقایسه میکردند. شاید بهتر باشد که آقای سروری و دوستانشان کمی بیشتر در معنی و مفهوم «وکیلالدوله» و «مجیزگو» تامل کنند
انتقادات شهروندان را نیز بخوانید ...
مرتضی طلایی، نائب رئیس شورای اسلامی شهر تهران در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، به بیان علل توقف مراحل اجرایی ساخت تهرانسرای قرآن اشاره کرد و گفت: شورای شهر با طراحی تهران سرای قرآن مخالف است.
وی ادامه داد: با وجود اختلاف نظرهایی که وجود داشت بالاخره مکان تهران سرای قرآن مشخص شد اما طرح و معماری که ارائه شده است مورد قبول شورای اسلامی شهر تهران نیست.
طلایی برپایی مراسم کلنگزنی پیش از آنکه نقشه به تصویب برسد را یک ضعف در انجام کار دانست و گفت: طراحی تهران سرای قرآن با معماری ایرانی ــ اسلامی مطابقت ندارد و تا زمانی که این نقیصه برطرف نشود عملیات اجرایی آن آغاز نمیشود.
اصلاح طرح؛ لازمه اجازه تصویب
نائب رئیس شورای اسلامی شهر تهران اظهار کرد: مهندس معمار و طرح تهران سرای قرآن باید تغییر کند و این وظیفه شهرداری است که با اصلاح طرح بنابر نظر شورای شهر عمل کند تا اجازه تصویب دریافت کند.
یادآوری میشود، مراسم کلنگزنی مجموعه تهران سرای قرآن شهریورماه سال 89، با حضور قالیباف، شهردار تهران، آیتالله امامی کاشانی، امام جمعه موقت تهران، حجتالاسلام سیدمهدی خاموشی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و جمعی از مسئولان در اراضی عباسآباد برگزار شد.
روناک جعفری کارگردان این مستند به خبرنگار مهر گفت: این مستند از مجموعه «یک فیلم، یک حقیقت» به تهیهکنندگی ناهید دل آگاه در حال تولید است که این مجموعه به زندگی مستندسازان برتر ایران میپردازد.
وی افزود: این مستند در چهار فصل طراحی شده که هر فصل به برههای از زندگی استاد عالمی اشاره میکند. به خصوص که او شخصیتی کاملا چند وجهی دارد و با توجه به سابقه 41 ساله تدریس در کنار شخصیت منتقد، فیلمساز، گوینده، عکاس و فیلمبردار که در او سراغ داریم، در این مستند سعی کردهایم با دقت تمام ابعاد زندگی استاد عالمی را بررسی کنیم.
جعفری از حضور خسرو سینایی و نصرتالله کریمی به عنوان اساتید اکبر عالمی در این مستند خبر داد و اضافه کرد: همچنین در این مستند شاگردان استاد عالمی همچون ابراهیم حاتمی کیا، کمال تبریزی، رخشان بنی اعتماد، بایرام فضلی، علی معلم و امیر حسین ندایی نیز درباره شخصیت اکبر عالمی در مقام استاد صحبت میکنند.
وی یادآور شد: همچنین گپی نیز با اکبر زنجانپور و مسعود دلخواه داشتهایم. ضمن اینکه بخشهایی از این مستند نیز در دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه تهران با حضور شاگردان فیلمسازی استاد عالمی تصویربرداری شده است.
کارگردان «آوایی که عتیقه شد» از امین مافی به عنوان فیلمبردار، آرش زینال خیری به عنوان مدیر تولید و سوده ازقندی به عنوان دستیار و برنامه ریز این مستند نام برد و خاطرنشان کرد: مهدی منصوری نیز کار صداگذاری و صدابرداری «مردی برای تمام فصلها» را بر عهده دارد.
روناک جعفری ابراز امیدواری کرد این مستند تا اسفند ماه امسال آماده پخش از شبکه مستند شود.



سوییس
کشوری ثروتمند در اروپای غربی و با نظام فدرال است. بر اساس تقسیم بندی
سرزمینی، سوییس دارای 26 کانتون (منطقه) است. زبان های آلمانی، فرانسه و
ایتالیایی جزو زبان های رسمی این کشور محسوب می شود.



فائزه دولتی - یکی از ویژگیهای پیشرفت، توسعه اجتماعی است که در نگاهی فراگیر میتواند ابعاد توسعه پایدار نظیر توسعه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را نیز شامل شود.

همچنین رشد پایدار توسعه اجتماعی در گرو ایجاد سرمایههای اجتماعی است که منبع اصلی رشد و توسعه اقتصادی محسوب میشوند، البته باید توجه داشت سرمایه اجتماعی مفهومی پویا است و فراتر از روابط علت و معلولی یا سرمایهگذاری و سود تعریف میشود. سنجش سرمایه اجتماعی میتواند بخشی از یک فرآیند تغییر فرهنگی برای ورود این پدیده در برنامههای حکومت و بخش خصوصی باشد که در گرو اعتماد عمومی متقابل به سازمانهای داوطلبانه مردمی بهعنوان ایجادکنندگان آن است.
در تعریفهایی که امروزه از توسعه اجتماعی میشود، معیار توسعه دیگر نه درآمد سرانه بالا بلکه رفتار حکومت و نهادهای مختلف و شهروندان در پیوند با موضوعات اجتماعی است. در حقیقت میتوان توسعه اجتماعی را چتری در نظر گرفت که بر اساس توسعه اقتصادی و فرهنگی به وجود میآید، درواقع سرمایه اقتصادی در حسابهای بانکی، سرمایه انسانی در ذهن اشخاص و سرمایه اجتماعی در ساختار روابط میان آنها قرار دارند.
سرمایه اجتماعی برای بقا، نیازمند نهادینه شدن و بازتولید است، جوامع امروزه به سه بخش نهاد قدرت (دولت)، نهاد دارایی و درآمد (بخش خصوصی) و بخش سوم یعنی بخش اجتماعی یا جامعه مدنی یا بخش داوطلبانه طبقهبندی میشود. این بخش سوم همان بخشی است که از انباشت و تراکم سازمانهای مستقل از دولت و بخش خصوصی تشکیل شده و ازجمله کارکردهای آن تولید، بازتولید و تراکم و ذخیره سرمایه اجتماعی است. همین بخش است که با تاکید بر ارزشهای پیشرفته بر ۲ بخش دیگر نظارت میکند، آنها را به نقد میگذارد و کنترل میکند. نهادهای مدنی و سازمانهای مردمنهاد به عنوان سازمانهای عموما غیرانتفاعی، بدون آنکه بخشی از ساختار دولت باشند، نقش واسطه میان مردم و دولت را بازی میکنند و در زمینههای اقتصادی و اجتماعی به دلیل جدا بودن از بوروکراسی پیچیده بخش دولتی و منفعتطلبی بخش خصوصی منافع عمومی جامعه را دنبال میکنند.
بر اساس گزارشهای موجود در زمینههایی چون افزایش آگاهیهای عمومی، مسائل زنان و کودکان، حفاظت از محیط زیست، کاهش آسیبهای اجتماعی و… این تشکلها موفقتر فعالیت میکنند. امروزه آمار دقیقی از تعداد سازمانهای مردمنهاد در دسترس نیست، اما بنا بر آمار اداره کل امور سازمانهای مردم نهاد وزارت کشور در سال ۸۳، حدود ۸۰۰۰ سازمان مردم نهاد و طبق آمار اداره کل امور زنان و خانواده وزارت کشور در سال ۸۸، تعداد ۱۳۱۰ سازمان مردم نهاد فعالیت میکردند. این آمار نسبتا متفاوت و متضاد، تقریبا تنها بانک اطلاعاتی تشکلهای ثبت شده در وزارت کشور است و آماری از تشکلهایی که در شهرداری و سازمان ملی جوانان که به دلیل انجام مراحل قانونی جدید و عبور نکردن از فیلترهای جدید وزارت کشور با وجود کارنامه خوبی که از خود به جا گذاشتهاند، نتوانستند به فعالیت خود ادامه دهند، در دست نیست. این مساله هم نشان از درگیر بودن بخش قابلتوجهی از اقشار جامعه در حوزههای مختلف و فعالیت آنها در قالب سازمانهای مردمنهاد دارد.
به طور کلی پیشرفتگی جوامع، رابطه مستقیمی با پیشرفت این بخش دارد و بیدلیل نیست که جوامع فقیر و توسعهنیافته نیز با کاستی و ناتوانی همین بخش مشخص میشوند. بنابراین برای دستیابی به توسعه، باید زمینه پیوندهای اجتماعی و عضویت کنشگران در گروهها و شبکههای اجتماعی فراهم شود، شبکهای که با اعتماد، هریک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه اجتماعی برخوردار میکند و توسعه واقعی حاصل رفتارهای خلاق همین عاملان انسانی است. یکی از قالبهای مشارکتی مردم در فرآیند توسعه، نهادهای غیر رسمی هستند، به این مفهوم که با ظرفیتسازی و فراهمآوری ملزومات توسعه و بهرهگیری از مشارکت فعال قومیتها و سازمانهای مردمنهاد، میتوان به توسعهای فراگیر و متوازن دست پیدا کرد.اگر بر این باور باشیم که هدف توسعه داشتن جامعهای سالم است، در این میان نقش مشارکت مردم در این فرآیند قابل توجه است، به عبارت بهتر، مشارکت بهرهبرداران توسعه کلید موفقیت هر اقدامی است که به منظور نیل به توسعه انجام میگیرد و میتوان با پررنگتر نمودن نقش سازمانهایمردم نهاد گامی موفق در جهت فعالسازی سرمایههای اجتماعی، توسعه منابع انسانی و توسعه مشارکتهای جمعی و مردمی برداشت.
* عضو علی البدل شورای اسلامی شهر تهران و فعال اجتماعی
اصغر زارع کهنمویی: همانطور که خواهد آمد این نقد، تلاشی برای رفع یک سوءتفاهم بزرگ است، سوءتفاهمی که «شخصیت» را جای «مفهوم» قالب میکند؛ بگونهای انسان ایرانی بهاشتباه، برای کنشهای سیاسی و اجتماعی بهجای اتکا بر مفهوم، پایبند شخصیت میشود. «توسعه» نمونه این کلاژسازی و کلاه بزرگ تاریخی است. ما در مسیر توسعه، بیش از آنچه به مدلها و فرایند توسعه بیاندیشیم، به شخصیتی تاریخی اقتدا میکنیم که اساسا نه تصویری واقعی که تنها یک برساختهای غیرواقعی و آرمانی از او در دسترس است. امیرکبیر قطعا انسان بزرگی است اما نه آنقدر بزرگ که جای «مفهوم» را اشغال کند. فراموش نکنیم بخشی از مشکلات فرایند توسعه در کشور ما به گرتهبرداری و تشابهسازیهای غیرضروری از چهرههای ساختهشده برمیگردد..

احضار مجتبی امانی رئیس دفتر حفاظت منافع ایران به وزارت امور خارجه مصر و اظهارات مکرر و شدید اللحن، شتابزده و در عین حال ناپخته مقامات وزارت امور خارجه آن کشور و به راه افتادن موج رسانهای در شبکههای خبری مصری بر ضد کشورمان به بهانه دخالت ایران در امور داخلی مصر، ناظران سیاسی را در روزهای گذشته به تعجب واداشت. این هیاهو که با مستمسک قرار دادن موضع گیری کاملاً ملایم و محترمانه خانم افخم، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان که با ابراز نگرانی ایران نسبت به قتل و کشتار و خشونتهای روز افزون اعمال شده در مصر و دعوت همه طرفها به آرامش عنوان شده بود، جنجال مقامات و رسانههای مصری را بدنبال داشت. این هیاهو در واقع پشت پردههایی دارد که بیان آن خالی از لطف نیست.
وی با اشاره به روحیه جوانی مهندس ذاکری و ضرورت استفاده از جوانان در مناصب اجرایی، به ذکر خاطره ای در این زمینه پرداخت و گفت: شاید نگاه ما به شهردار جدید منطقه13 به عنوان یک جوان ناپخته و خام باشد. این همان غفلتی است که به آن اشاره شد؛ این در حالی است که باید به جوانان اعتماد کنیم، مهندس ذاکری نیز نیروی جوانی است و این مسئولیت زیبنده جوانان است.
