محمد منتظری اصرار داشت‌ به‌ منزل‌ بنی صدر برويم‌ تا با او راجع‌ به‌ آينده‌ی انقلاب‌ صحبت‌ كنيم‌. 

حدود ساعت‌ سه‌ بعدازظهر به‌ منزل‌ بنی صدر رفتيم‌. هر دو با لباس‌ روحانی و معمّم‌ بوديم‌. ايشان‌ قبلاً چند بار به‌ منزل‌ آقای بنی صدر رفته‌ بود، ولی من‌ برای اولين‌ بار بود كه‌ به‌ منزل‌ ايشان‌ می رفتم‌.
زنگ‌ منزل‌ را زديم‌، دخترش‌ آمد و در را باز كرد، از اينكه‌ بی حجاب‌ بود و حتی روسری هم‌ سر نكرده‌ بود، خيلی متأثر شدم‌. در اتاقِ بنی صدر هم‌ يك‌ عكس‌ بزرگ‌ دكتر مصدِق و عكس‌ كوچكی از امام‌ بود. خيلی هم‌ از موضع‌ غرور و كبر حرف‌ می زد.
نه‌ تنها در مسائل‌ اقتصادی كه‌ در مسائل‌ فقهی هم‌ خودش‌ را صاحب‌نظر می دانست‌! وقتی از منزل‌ او خارج‌ شديم‌، به‌ آقای منتظری گفتم‌: چرا به‌ منزلش‌ آمديم‌؟ وضع‌ حجاب‌ دخترش‌، عكس‌ مصدِق و حرف‌هايش‌ نشان‌ می دهد كه‌ با انقلاب‌ اسلامی و امام‌ خيلی سنخيتی ندارد.
گفت‌: اكثر اين‌ افرادی كه‌ سال‌ها در خارج‌ از كشور بوده‌اند، اين‌ چنين‌ هستند، بايد تحمل‌ كنيم‌ و به‌تدريج‌ اينها را به‌ خطّ درست‌ هدايت‌ نماييم‌.
(آنچه‌ در روز اول‌، برداشت‌ اوليه‌ من‌ از بنی صدر بود، بعدها همان‌ تصورات‌ در ذهن‌ من‌ تثبيت‌ شد و لذا جزو مخالفين‌ سرسخت‌ رياست‌ جمهوری ايشان‌ بودم‌ و در ايام‌ انتخابات‌ عليه‌ او چند بار مصاحبه‌ كردم‌ كه‌ خودش‌ در دوران‌ رياست‌ جمهوری چند بار مصاحبه‌ی من‌ در روزنامه‌ی كيهان‌ را به‌ رُخ‌ من‌ كشيد كه‌ بعداً درباره‌ی اين‌ مسائل‌ بحث‌ خواهم‌ كرد).

📎منبع: کتاب خاطرات حجت الاسلام روحانی- مرکز اسناد

توجه : مطالبه دانشگاهیان و نخبگان نسبت به برخورد قاطع با مسببین توهین به رئیس جمهور