رابطه عدالت ، امید و استحکام سیاسی

محمدباقر فرهند - شاید گفتن حرف هایی نظیر استحکام نظام سیاسی ،تثبیت آن و یا هرچیزی شبیه این گونه کلمات بسیار کلیشه ای شده باشد اما عجب کلیشه جالبی است این صحبت ها در حالیکه هنوز عمده سیستم های حکومتی در جهان علی رغم دانستن از قاعده حکومت داری فهم درستی را به همراه ندارند. در این راستی ذکر چند نکته کلیدی به ذهن بنده می آید که بر حسب وظیفه اخلاق حرفه ای خود در فضای رسانه ای می بایست به آن اشاره نمایم تا شاید تکرار واضحاتی باشد معلوم هرچند که مجهولات آن بیش از معلوماتش در ادبیات قدرت نهفته است .
  در تحلیلی کارشناسی از سطوح قدرت در استحکام نظام سیاسی می بایست به کلید واژه مهم عدالت اشاره داشت. عدالت یکی از آرمان های اصلی تمام زندگی بشری است ، عدالتی از روی برابری و نه مساوات، اصلی مهم در هدایت انگیزه های شهروندان در تممی عرصه های حضورشان می باشد . عدالت از دیر باز محل مجادله بزرگان اخلاق ، دین ، فلسفه و جامعه شناسی بوده و هنوز هم درگیر آن هستند . اصل دیگر که پس از عدالت می بایست در جامعه مورد توجه قرار گیرد ، اصل پویایی و نشاط در میان احاد شهروندان است . نشاط اجتماعی از عدالت نشات می گیرد و حاکم عادل موجبات نشاط را در جامعه فراهم می کند ، نشاطی که نهایتا به اعتماد شهروندان به دستگاه حاکمیت منجر می شود . به راستی کدام حاکم سیاسی نمی داند که باید از روی عدالت ،نشاط و اعتماد مردم را به سوی مشارکت در تمامی عرصه ها سوق داد.این نمایشی امید در جامعه است. اینگونه می شود که یک دستگاه حکومتی استحکام می یابد.
  امروز که این مطلب را تدوین می نمایم . بارقه امید از بستر عدالت ایجاد گردیده است . آیا می شود رابطه ای بین عدالت و امید در نظر داشت. از نگاه اینجانب ، این رابطه امروز عملیاتی شده است . رابطه ای که در ان نشاط ، اعتماد و مشارکت به عنوان سه مولفه سرمایه اجتماعی از طریق تعقل و تدبیر کشور را می برد تا در مسیر امید قرار دهد . پس پیش از تدبیر ، نیاز به عدالت است و پس از تدبیر ، ضرورت امید خود را به نمایش می گذارد .
  البته حاکمان سیاسی جامعه می بایست به این موضوع توجه نمایند که عدالت ، نشاط و یا هر مولفه دیگری می بایست واقعی و از روی شناخت حداکثری درمسیر دانش و خردجمعی از جامعه باشد و نه به صورت تصنعی به شکلی صرفا تکنیکی ، عدالت در مسیر امید با تدبیر ، نگاهی استراتژیک است ، ولیکن مبهم . ابهام ان نه از سر ندانستن تعریف و مولفه هایش می باشد بلکه از روی عدم فهم مشترک از این کلید واژه های راهبردی زندگی سیاسی - اجتماعی انسان و متناظر دستگاه های سیاسی است .
  در پایان بر خود واجب می دانم اخرین نکته را نیز بیان کنم که وقتی در تریبون های رسمی حاکمیتی فردی از ضرورت استحکام نظام صحبت می کند ، به این معنا در ابیات نخبگان می آید که گویا نظام سیاسی دچار تزلزل شده است و این موضوع بسیار نادرست است ، چراکه یا در نظام سیاسی مولفه های فوق رعایت نشده که از اساس اشتباه است و کسانی که از نزدیک انقلاب اسلامی را می شناسند متوجه می شوند اینگونه اظهار نظرها خطاهای استرتژیک در تحلیل است . همچنین باید به بخشی از بزرگان یادآور شد که اگر در دوران انقلاب آنان کودکان و نوجوانان کم و سن سالی بودند که هیچ درک صحیحی از مولفه های انقلاب نداشتند و به برکت هزار راه رفته و نرفته امروز به مسندی نشسته اند ، فرزندان انقلاب ، همان هایی که امام (ره) از آنان در گهواره نام می برد ، پله های علم و ایمان و شناخت را امروز طی کرده اند و با تمام قدرت از سر عشق و عقل و امید به آینده ای سرشار از استحکام بیشتر ، تلاش خواهند کرد تا شجره طیبه انقلاب اسلامی را با تمامی واژه های عدالت ، نشاط ، اعتماد و مشارکت با تدبیر به حرکت درآورند ، حرکتی که هیچگاه نایستاده است .

دیپلماسی مردم با مردم

محمدباقر فرهند - با تغییر در بازیگران عرصه نظام بین الملل از دهه 1990 به بعد و نمود و بروز خرده بازیگران اثرگذار در حوزه تصمیم گیری و تصمیم سازی های روابط بین الملل ، ادبیات جدیدی در این ساختار حاکم گردید . ساختاری که از اوایل قرن بیستم تا اواسطش ، شاهد بزرگترین جنگ های تاریخ بشری بود ، در دوران جدید بازیگران جدیدی مثل رسانه ها ، شبکه های اجتماعی مجازی ، سازمان های غیر دولتی ، دیدگاه های فمنیستی ، محیط زیست ، نخبگان و ده ها خرد بازیگر مهم دیگر دیده شدند ، بازیگرانی که جملگی به هدایت افکار عمومی می پرداختند . به تعبیر دیگر این بازیگران قدرت نرم هر فرهنگ و ملتی را به رخ جهان می کشیدند.

در این راه وقوع انقلاب اسلامی در سال 1979 در شرایطی که نظام بین الملل درگیر تغییرات پاردایمی میان رئالیست ها و لیبرال ها بود و دیدگاه های نویی را مطرح می کرد ، شوک بزرگی به بدنه چینش شده ای داشت که چند سالی قبل توسط اروپا و آمریکا در حال ساختن بود. انقلاب اسلامی پیامی داشت به ملت های مظلوم و ستم دیده که می توانید سرنوشت خود را خود تعیین کنید . بپا خیزید و ظالمان را به قعر تاریخ بفرستید . نگاه انقلاب بسیار آرمان خواهانه بود یعنی به شدت تحت تاثیر دیدگاه های نئو لیبرال های جهانی تعریف می شد . اما دیری نپائید که شعار عدالت خواهی و صلح طلبی ملت ایران با جنگی که عراق علیه ایران به راه انداخت و حمایت جهان عرب و غرب و ... برای عراق به همراه آورد . اما چه سخت بود برای ملتی مثل ما . سرانجام با تقدیم هزاران شهید و دلاور مردی های سرداران بزرگ ایران زمین و همچنین دیپلماسی بسیار متین و اگاهانه وقت ایران جنگ به اتمام رسید ، عراق متخاصم شناخته شد و موظف به پرداخت غرامت و عذرخواهی از ایران و مردمش ، هنوز چند صباحی از پایان جنگ نگذشته بود که مرصاد سربازان بدون اونیفورم صدام یعنی رجوی خائن وارد ایران شدند ، باز مدیریت سرداران و سیاسیون وقت با همت خود مردم نقشه دشمن را سیاه کرد و خلاصه تاریخ انقلاب مملو هست از این وقایع .

اما در همه این دوران تا به امروز ( منهای سالهایی از دولت اول و دولت دوم محمود احمدی نزاد ) به جرات می توان گفت به جزء در مواردی ، هیچگاه دیپلماسی ایرانی تا به این حد قهرمانانه ، شجاعانه و دلاورانه همپای سرداران ایران زمین وارد عرصه نشده است . روزهای پرکار دیپلماسی که باید آن را دیپلماسی عمومی از نسل جدید دانست چراکه درست است دیپلمات های دولتی اجرایش می کنند اما دقیقا خواست ملت است و تمام بازیگرانی که در ابتدای مطلب اشاره کردم . این نکته بسیار ظریف است که ظریف ، با ظرافت تمام نماینده بسته ای سیاست ، فرهنگ ، تاریخ و هویت ایرانی است که همه و همه امروز ان را قبول دارند و این درتس همان قدرت ملی است . قدرتی که در عصر جهانی شدن خود را به تمام قدرت های دیگر پرقدرت به رخ می کشاند. امروز سیاست خارجی ایران با تغییر راهبردی و نه صرفا  تکنیکی و یا تاکتیکی با مهارتی وصف نشدنی می رود تا به همه دنیای انان تنه بزند و درب های تحیم ناعادلانه غرب را بشکند ، عزت و سربلندی را با حس وطن دوستی همراه کند و غرور ملی ما را ارتقاء دهد . غروری که می رفت به واسطه نگاه بسته و غیر کارشناسی کرامت ایرانی را با هویتی که نمایش ملت مسلمان و با فرهنگ ایران نبود نشانه بگیرد . 

نکته اخر حرف اینجانب نیز این است که ، به قول دکتر زیبا کلام ، استاد عزیز و بزرگوارم ، روحانی کم کم داره واقعا باورم می شه که به بیان خودم دارم عاشقت می شم ...

در احوالات شبکه های اجتماعی

محمدباقر فرهند - دیروز سمینار به اصطلاح تخصصی تحت عنوان شبکه های اجتماعی تو.سط جهاد دانشگاهی در سالن اجلاس سران برگزار شد . در این همایش چهره های دانشگاهی و مدیریتی جدی حضور پیدا نکردند فقط می شود گفت حضور فرمانده ناجا سردار احمدی مقدم ، دکتر جلالی ، دکتر عاملی ، دکتر شکرخواه و در آخرین دقایق پایانی اختتامیه سردار شعبانی مورد توجه آمد .

البته اساتید بزرگواری چون دکتر شاهسوند ، دکتر عاقلی و ... نیز حاضر بودند ، اما اصل مطلب عقیم ماند . اولا برگزار کنندگان همایش اساسا تفاوتی ین شبکه های اجتماعی در فضای مجازی و در فضای مادی و قابل لمس قائل نبودند و شبکه های اجتماعی را فقط در فیس بوک و چندتایی دیگر تعریف کرده بودند که جای تعجب جدی داشت . دوما عمده مقالات ارایه شده قابلیت استناد علمی نداشت به جزء چندتایی که قابل قبول بود. سوما یک دنیا آرم تو بنرها بود که حتی در برخی هیچ مسئولی از آنجا نیامده بود . چهارما ، در برخی مقالات حتی اصول ساده مطالعه در فضای جامعه شناسی مدرن در ایران نیز رعایت نشده بود به نحویکه حتی برخی تفاوت وطن دوستی و وطن پرستی را نمی دانستند و یا سرمایه اجتماعی را از نگاهی بسیار ابتدایی دنبال می نمودند . حتی در جایی نیز صحیت های عجیبی شد مبنی بر جایگزینی شکه های اجتماعی مجازی به جای سازمان ملل متحد آن هم بیشتر شبیه پیشگویی تا آینده پژوهی ... خلاصه بگذریم ، نتیجتا به نظر رسید که دوستان می خواهند فیس بوک را رفع فیلتر کنند رویشان نمی شود ، حالا هی می آیند ، سمینار ، همایش ، کارگاه ، مقاله ، سخنرانی و مصاحبه و ... راه می اندازند .

در انتهای عرایضم خواهشی داشتم

جان مادر همه مردم ایران ، رفع فیلترش کنید ،

مردم بهترین ها را انتخاب می کنند

فرهنگ ایرانی نمادی از قدرت ملی ما می باشد ،

قدرتی تهاجمی و نه تدافعی و تمدن ساز

سبک زندگی و اخلاق

مرتضی طلایی / سخن راندن از مفاهیم ارزشی همچون اخلاق و بسط دادن آن به شیوه ی زندگی در شهر، بی شک نیازمند برخورداری از دانشی فلسفی و آمیخته با بارقه های از دانش مدیریت شهری است. ادعای نویسنده مبنی دارا بودن دانش فلسفی نیست اما ضرورتا می بایست مبانی مفهوم اخلاقی سبک زندگی واکاویده شده و ارتباط آن با شیوه های درست زندگی در شهر تبیین گردد تا بتوان به آنچه که هدف از سیاستگذاری در دانش مدیریت شهری است، رسید.

ادامه نوشته

منطقه هاي پيوسته فرهنگي

زماني مي شود ادعا كرد كه مديريت كلان فرهنگي در شهر اثربخش است كه همه موسسات و مراكز فرهنگي و هنري (ضمن هويت و استقلال كاركردي)با هم در ارتباط موثر و پيوسته كاري باشند تا برنامه هاي تدوين شده درفضا و زمان مناسب براي شهروندان به اجراء گذاشته شود و بتواند تاثيرات ماهوي خودرا برجامعه بگذارد.

اگربرنامه اي در سطح كلان تنها در دونقطه از شهر درزماني اندك برگزار شود ديگر نام آن كار فرهنگي نيست و جزء ضايع شدن منابع مالي و انساني براي ذينفعان منفعتي نخواهد داشت دراين ميان تاثيرات مداوم و پيوسته فرهنگ و هنر بر اجتماع مد نظر برنامه ريزان است تا درسطوح تعريف شده شعاع كار انجام شده تا دورترين نقاط محلات شهر توزيع شود و در ابر زماني ماندگار گردد.دراين حالت است كه خرده فرهنگ ها شكل مي گيرند و هويت شهري و محله اي شكل مي گيرد.

گاه مي بينيم خطاي مكاني،زماني و اطلاع رساني درجريان امور رخ مي دهد بطور مثال برنامه قابل توجهي بجاي آنكه درفرهنگسرا اجراء شود جاي خودر ا به فضاي سبز پاركها مي دهد و بالعكس .اين اشكالات و عدم رضايت بندي عمومي زماني شكل مي گيرد ارتباطات موثر ستادي و اجرايي در ساختار مديريتي بدرستي تعريف نشده اند و مجموعه ها هنوز به شناخت مطلوبي از يكديگر نرسيده اند.كه براي رفع اشكالات به بازمهندسي كلان فرهنگي دردوره حاضر نياز است تا شبكه ارتباطات اثربخش در همه سطوح اجرايي بخش مهم فرهنگي و اجتماعي شهربرقرار شود.

بهداد ميرافشار

كارشناس فرهنگ مجازي

برنامه های سفر ریاست محترم جمهوری به نیویورک

برنامه‌های بعدی دکتر روحانی
سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد

پخش زنده از شبکه اول، خبر، جام‌جم و پرس تی‌وی
سه‌شنبه ٢ مهر – ساعت ٢٣:٣٠
مصاحبه با شبکه تلویزیونی CNN

کریستین امانپور
چهارشنبه ٣ مهر – ساعت ٠١:٠٠ بامداد
مصاحبه با شبکه تلویزیونی PBS

چارلی رُز
پنجشنبه ٤ مهر – ساعت ٠٠:٣٠ بامداد
سخنرانی در نشست خلع هسته‌ای

-
پنجشنبه ٤ مهر – ساعت ١٧:٠٠
ادامه نوشته

اول مهرماه همه شما مبارک

پائیزتان پیروز