زیستن به فصل جهادی ...!

گاهى دلم براى دلم تنگ مى شود . از خودم تشکر مى کنم که هنوز زنده ام براى زندگان و جوهره ام خصلت تلاش زندگى را رنگ مى زند . خوشحال از ماندن در خاطره ها . امىدوارم به نقاشى قشنگ هستى در ذهن ادم هاىى که گذشته بودند و بعدها هم مى اىند ... روزهاى جدىدى در راه است ... لحظاتى که تمامش فرصت خدمت بدون منت به شهروندان تهرانى است . تلاش براى زندگى به فصل جهادى

روز پدر ...!

نزدیک روز پدره - خیلی ها پدر دارند و من خودم امروز یک پدرم - پدری که در تلاشم با فرزندم همانند کسی باشم که کم بود اما خاطره اش خاکستری رنگ نقش بسته بر ذهن من ... همه خاطره هایش را دوست دارم - همه افتخاراتش را دوست دارم و با اینکه حدود 30 سال است نیست ، اما وجودش را کاملا احساس می کنم . روح همه پدران آسمانی شاد و پیشاپیش این روز را به همه آنان تبریک می گویم .

در کنار نیکنام عزیزم در برج میلاد تهران

تلاشت را بکن - خدا هم روزیت را می دهد هم روزگارت را می سازد ...

فرهنگ سه خطی !!!!!!!!

اين مطلب كمك حال كسانيه كه حوصله خوندنش و ندارن، اما اگر بخونن به جواب خيلي از چراهاشون ميرسن.

🔹فرهنگ سه خطی:

يک روز فرانتس کافکا نویسنده ی فرانسوی، در حال قدم زدن در پارک، چشمش به دختر بچه‌اي افتاد که داشت گريه مي کرد. کافکا جلو مي‌رود و علت گريه ي دخترک را جويا مي شود. دخترک همانطور که گريه مي کرد پاسخ مي‌دهد: عروسکم گم شده... کافکا با حالتي کلافه پاسخ مي‌دهد: امان از اين حواس پرت,گم نشده,رفته مسافرت! دخترک دست از گريه مي‌کشد و بهت زده مي‌پرسد: از کجا ميدوني؟ کافکا هم مي گويد: برات نامه نوشته و اون نامه پيش منه... دخترک ذوق زده از او مي پرسد که آيا آن نامه را همراه خودش دارد يا نه؟ کافکا مي‌گويد: نه,توی خانه‌ست. فردا همين جا باش تا برات بيارمش... کافکا سريعاً به خانه‌اش بازمي‌گردد و مشغول نوشتنِ نامه مي‌شود و چنان با دقت که انگار در حال نوشتن کتابي مهم است. اين نامه‌ نويسي از زبان عروسک را به مدت سه هفته هر روز ادامه مي‌دهد و دخترک در تمام اين مدت فکر مي‌کرده آن نامه ها به راستي نوشته‌ عروسکش هستند. در نهايت کافکا داستان نامه‌ها را با اين بهانه‌ عروسک که «دارم عروسي مي کنم» به پايان مي‌رساند اين ماجراي نگارش كتاب «کافکا و عروسک مسافر» است. اينکه مردي مانند فرانتس کافکا سه هفته از روزهاي سخت عمرش را صرف شادکردن دل کودکي کند و نامه ها را "به گفته همسرش دورا" با دقتي حتي بيشتر از کتابها و داستان هايش بنويسد, واقعا تأثيرگذار است. «او واقعا باورش شده بود."اما باورپذيري بزرگترين دروغ هم بستگي به صداقتي دارد که به آن بيان مي شود." امّا چرا عروسکم براي شما نامه نوشته؟ اين دوّمين سوال کليدي بود! و او(کافکا) خود را براي پاسخ دادن به آن آماده کرده بود. پس بي هيچ ترديدي گفت: چون من نامه رسان عروسک ها هستم. (کافکا دارای دکترای حقوق بود اما هرگز به وکالت نپرداخت. روحیات لطیفش این اجازه را نمی داد. او در اثر سل در جوانی در گذشت. وی از بزرگ ترین نویسندگان جهان است.) کافکاوعروسک مسافر

🔹جامعه‌یی که در آن راه‌های طولانی، راه‌های کم‌رفت و آمد و خلوتی شده، جامعه‌یی که در آن هیچ‌کس حوصله‌ی صبر و شکیبایی برای به دست آوردنِ هدفی را ندارد، جامعه‌یی استتوسی ست. جامعه‌یی که برای رسیدنِ به هدف،ش فقط به اندازه‌ی خواندنِ همان سه خطِ بالای استتوس‌ها زمان می‌گذارد! جامعه‌ی مبتلا به 🔹«فرهنگِ سه‌خطی»! ما مردمی شده‌ایم لنگه‌ی پینوکیو، که دوست داریم طلاهای‌مان را بکاریم تا درختِ طلا برداشت کنیم. مردمی که دنبالِ گلد کوییست و پنتاگون و شرکت ‌های هرمی...‌ی مشابه می‌افتند، یک جای کارِشان لنگ می‌زند. آن جای کار هم اسم‌اش «فرهنگِ شکیبایی» است. فرهنگِ سه‌خطی به ما می‌گوید اگر نوشته‌یی بیش‌تر از سه سطر شد، نخوان! فرهنگِ سه‌خطی به ما می‌گوید راهِ رسیدن به هدف چون درست است، طولانی است, پس یا بی‌خیال‌اش بشو یا سراغِ میان‌بُر بگرد! . 🔹فرهنگِ سه‌خطی است که نزول‌خوری دارد، اختلاس دارد، دزدی دارد، بی‌سوادی دارد، رشوه دارد، تن‌فروشی دارد، حق‌خوری و هزار جور دردِ بی‌درمانِ دیگر دارد. فرهنگِ سه‌خطی است که این همه آدمِ بی‌کار دارد. آدم‌های بی‌کاری که توقع دارند یک ساعت در روز کار کنند و ماهی چند میلیون درآمد داشته باشند! برای درکِ عمقِ فاجعه‌یی که بر سرِ فرهنگِ ما آمده، نیازی نیست خیلی جای دوری برویم. به همین فیس‌بوک که نگاه کنیم، همه چیز دست‌مان می‌آید. وقتی که کسی می‌نویسد: «اوه! طولانی بود، نخوندم!» یا «سرسری یه نیگاه انداختم, با کلیّتش موافقم!» یا «چه حوصله‌یی !» یا «لایک کردم، ولی نخوندم!» و... یعنی یک پُلی در جایی از مسیرِ فرهنگِ ما شکسته است که هیچ رفتنی به هدف نمی‌رسد. آن پُل، همان فرهنگِ شکیبایی ست. جامعه‌یی که همه چیز را ساندویچی می‌خواهد، در مطالعه, سه خط استتوس برایش بس است. در ازدواج؛ بین عشق و نفرت‌اش ده ثانیه زمان می‌برد. در سیاست؛ بینِ زنده‌باد و مُرده‌بادش، نصفِ روز کافی ست. در کار؛ از فقر تا   ثروتش یک اختلاس فاصله دارد. در تحصیل؛ از سیکل تا دکترای‌اش یک مدرک آب می‌خورد. در هنر؛ از گم‌نامی تا شهرت‌اش به اندازه‌ی یک فیلم دو دقیقه‌یی در یوتیوب است! . 🔹فرهنگِ سه‌خطی به من اجازه می‌دهد چیزی را نخوانده، بپسندم. موضوعی را نفهمیده، تحلیل کنم. راهی را نرفته، پیش‌نهاد بدهم. دارویی را نخورده، تجویز نمایم. نظری را ندانسته، نقد کنم... فرهنگِ سه‌خطی به من اجازه می‌دهد به هر وسیله‌یی برای رسیدن به هدف‌ام متوسل شوم. چون حوصله‌ی راه‌های درست را "که طولانی‌تر هم هست" ندارم.!

گیلان - عروس شمال ایران ( بندر انزلی - ماسوله و ... ) - فروردین ماه 1395

در کنار شهردار عزیز و همکاران در بازدید نوروزی از ستاد گردشگری منطقه 16

روز مادر مبارک ...

  • نگاهش همىشه اسمانى است در انتظار موفقیت همیشگی فرزندانش در افق هاى امید . پاهایش سنگینی روزگار را حمل مى کند و دستانش در تمناى عشق است . روز مادر مبارک...

12 فروردین

سرزمینم ; اراده ام براى تغییر است . تلاش خواهم کرد با خون خودم تو را حفظ کنم... تعهدم نگاهداشت خاک ; دین و پرچمم بر فراز قله هاى سربلندى است ... ۱۲ فروردىن مبارک

درفش کاویانی

چو ایران نباشد - تن من مباد

12 فروردین ماه مبارک

 

وقتى دهانت را دوخته اند قلم بر دیوار زندان هم عشق مى نویسد

وقتى دهانت را دوخته اند قلم بر دیوار زندان هم عشق مى نویسد / سلول فرخى یزدی در زندان قصر / بهار ۱۳۹۵

شهروندان بی وطن !

کتاب شهروندان بی وطن ؛ نام اثری است به قلم شوریده مولوی ( فعال صلح طلب و حامی حقوق مردم فلسطین ) که عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد وی است . این کتاب به تازگی در آمریکا به چاپ رسیده و اینجانب لینک ابتدایی ان را بر روی صفحه اینستاگرام خود قرار داده ام - انشالله به زودی ترجمه اش کرده و منتشر خواهم نمود تا به ارتقای ادبیات مقاومت و حقوق بین الملل در حوزه بحث فلسطبن کمکی کرده و همراهی نمایم . 

https://www.instagram.com/p/BDYQuF8ktWP/?taken-by=m.b.farhand

استل ها و فهم ادبیات فرانسه

 

راستش اولین پست سال 1395 را با معرفی دو کتاب آغاز می کنم که به من عیدی داده شد - کتابهایی که هر چند در تخصص من نیست اما به پاس شناختی که از نویسنده اش دارم - ان را خوانده و احترام ویژه ای برایش قائلم - کتاب هایی  با نام استل ها ( نوشته ویکتور سگالن ) و ترجمه برادر بزرگ بنده دکتر عباس فرهاد نژاد که مجموعه ای شعر است از سگالن اهل فرانسه که در ارتقاء زبان و ادبیات غنی فرانسه نقش جدی داشته و دیگری کتابی است در فهم ادبیات فرانسه نوشته ژان تورتل که باز ترجمه دکتر فرهاد نژاد است . جدایی از هر دو کتاب که دارای ارزش های فراوان ادبی و علمی هستند . مترجم ان برادر همسر بنده است و این نیز بر علاقه و اشتیاق من در مطالعه این دو اثر افزوده است . ان را به دوستان خود توصیه می کنم . 

https://rtis2.ut.ac.ir/cv/farhadnejad/

https://www.instagram.com/m.b.farhand/