بحران شهری ؛ شهر بحرانی
محمدباقر فرهند
سرپرست روابط عمومی شهرداری منطقه 12 تهران
دانشجوی دکترای تخصصی علوم سیاسی – مسایل ایران
در تاریخ تهران هیچگاه 30 دی ماه فراموش نمی شود ؛ ثبت شده بر دیوارهای غم گرفته خیابان جمهوری گویا هر از چند سالی می بایست عدد 30 تکرار شود ، تاریخ 30 تیر را با 30 دی ماه گره می زند و این مفهومش این است که مردمان این شهر همیشه برای هم و برای آزادی و سربلندی میهن شان مجاهدت می کنند . گاهی مقابل ظلم و گاهی برای نجات همنوع . آری این روزها عدد 30 مقدس است . هنوز آوارها باقی مانده و همکاران من با تمامی جان و دل در حال خدمت بدون منت برای یافتن ابدان مطهر شهدای آتش نشان و پیکر شهروندانی هستند که در حادثه روز پنجشنبه 30 دی ماه گذشته با فرو ریزش ناگهانی نماد دوره مدرنیته در طهران جان خود را از دست دادند . فارغ از آنچه که می بایست به علل وقوع این حادثه پرداخته شود که وظیفه دستگاه های نظارتی ، قضایی و مدیریتی عالی شهرداری تهران و سطوح ملی است ؛ چند نکته کوتاه بر ذهن بنده متواتر گشته که بیان ان شاید حداقل طرح مسئله ای برای آینده باشد هر چند که طی این روزها بارها و بارها بخشی از آن را دیگر همراهان و منتقدین و موافقین و ... بیان داشته اند .
بحران های شهری به مفهوم وقوع رویدادی است که منجر به خارج شدن شهر از حالت تعادل گردد ، به این مفهوم که شهر در بخش های خود و در مسیر خدمت رسانی با وقفه و مشکلی روبه رو گردد ؛ حال ناشی از یک پدیده اجتماعی و انسانی باشد و یا یک حادثه طبیعی . در این راستا اساسا شهری را می توان شهر ایمن دانست که محصول چند نظام نامه پذیرفته شده باشد . نظام هایی بر محور مشارکت شهروندان ، اعتماد ، مسئولیت پذیری ، مهربانی ، اخلاق ، حرفه ای گرایی ، سلامت ، امنیت ، اقتصاد پویا ، نشاط و تحرک قابل سنجش در سطوح مختلف اجتماعی ، توجه به تاریخ و هویت های شهری شکل گرفته و ده ها موضوع دیگر ، شاید بتوان این شهر را شهری دانست که سرمایه اجتماعی اش در مفهوم وسیع کلمه با امتیازی قابل قبول می رود تا زندگی در آن علاوه بر ارتقاء همواره کیفیت لازم را نیز داشته باشد . بدون تعارف شهری که این شاخص ها در ان کم رنگ بوده و یا قابل سنجش و اندازه گیری کمی و کیفی نباشد ، در ذات خود بحران هایی را نهفته دارد که در صورت وقواع علاوه بر بروز و نمود یک بحران شهری ، حتی می تواند تعادل را در دیگر بخش های حاکمیتی نیز دستخوش تغییرات دهد و عملا ممکن است که شما به یک بحران به شکل مصطلح آن روبه رو نباشید اما با شهری روبه رو هستید که بحرانی است . یعنی مناسبات اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و حتی پروتکل های امنیتی ان بر مدار بحران و بی نظمی سیر می کنند حتی اگر ظاهرش منضبط باشد . آنچه که طی این روزها بالاخص در ساعات اولیه وقوع رویداد تلخ آتش سوزی ساختمان پلاسکو باید از آن نام برد با این تحلیل قابل بررسی تر است . البته آنچه در پلاسکو رخ داد متاسفانه سالیان طولانی است که در کشور دیده می شود . مثلا تصادف دو خودرو با هم ، دعوای دو نفر در خیابان ، صحنه های مرگ و اعدام خلافکاران ، سختی ها و مشکلات مردم و غیره همگی سوژه ای شده است برای تبدیل ما به من در همه نظامات رفتاری و اجتماعی شهر ؛ به یاد دارم که در خیابان فردی با یک خودرو تصادف کرده بود . در حالی که مردم بسیار جمع شده بودند ، فردی آمد و بدون هیچگونه مطلبی به آن فرد کمک کرد و به بیمارستان منتقل شد و درست همه ادم های انجا فقط فیلم می گرفتند از زجر و گریه پیرمردی که بزرگ شهرشان بود . به بیان بهتر از زخم ها و افتادن دیگران برای خودشان خاطره می بافتند . این تازه اول موضوع است ، حتی در حادثه پلاسکو نیز تا به اکنون مکان رویداد تلخ محفلی شده است برای دعواهای سیاسی و تهیه گزارش های تخریبی از مجاهدت های خاموش مدیریت شهری طهران اعم از آتش نشان تا مدیریت بحران و ... انواع شایعات ، توهین به شهرداری و شهردار تهران ، خاطره سازی هایی که فردا می توان تاریخ ساخته شده ای شود که آیندگان ما را قضاوت کنند ، تخریب سالها خدمت رسانی و غیره عملا نه باری را از دوش مدیریت شهری برداشته و نه توانسته است از التهاب افکار عمومی با شفاف سازی بکاهد . رسانه ای که عادت کرده نان را به نرخ زرد بمکد و در نوعی لمپنیسم پست مدرنی گرفتار شده تا همکاری که بدون هیچ دلیلی برای تماشا آمده و حتی یک آجر هم جابه جا نخواهد کرد . این ها همه نمادهای یک شهر بحرانی هستند . شهری بحرانی از ترافیک تا اخلاق شهروندی ؛ خلاصه کلام این است که نه بحرانی به وجود می آید و نه جایی با نشان بحران ثبت می شود مگر با مشارکت و همراهی شهروندانش که وارثان اصلی این سرمایه عظیم زندگی برای زندگی بهتر هستند .
نام و نام خانوادگی : محمدباقر فرهند نام پدر : علیرضا محل تولد: شیراز تاریخ تولد: 1359