تحلیلی بر علل وقوع و ادامه یافتن نبرد 8 ساله عراق علیه ایران
« پاسخ به تاریخ »
محمدباقر فرهند
اشاره
در این نوشتار تلاش می شود تا با واکاوی 5 دوره احتمال اتمام دوره جنگ عراق علیه ایران بتواند پاسخی به شایعات و ابهامات موجود نماید . لازم به ذکر است که در تدوین این متن نگارنده از دیدگاه های یادگاران ارزشمند دوران دفاع مقدس نیز بهره برده است .
*****************
اساسا در 5 مقطع اصلی می توان بیان داشت که می توانست جنگ عراق علیه ایران به اتمام برسد :
الف – پس از سقوط خرمشهر و فتح ان توسط نظامیان عراقی ؛
ب- بعد از عملیات غرور آفرین بیت المقدس و فتح خرمشهر توسط نیروهای دلاور ایرانی ؛
ج- بعد از عملیات فاو
د- بعد از عملیات کربلای 5 و تصویب قطعنامه 598 سازمان ملل متحد
ه- 26 تیر ماه 1367 و پذیرش قطعنامه توسط طرفین
در این بحث سوالات زیر مطرح می شود :
1- چرا جنگ در سال 1367 به پایان رسید ؟
2- جنگ در کدام مقطع به پایان می رسید ، منافع بیشتری را نصیب جمهوری اسلامی ایران می کرد ؟
3- در کدام مقطع احتمال پایان جنگ وجود داشته است ؟
الف – پس از سقوط خرمشهر
وضعیت موجود :
1- استقرار نیروهای نظامی عراق در بخش قابل توجهی از خاک جمهوری اسلامی ایران – حدود 1 از 49 % از خاک ایران در اختیار عراقی ها بود ؛
2- نبود میثاق نامه بین المللی مناسب و راه کارهای اجرایی و نبود معادهات الزام آور ؛
3- عدم تمایل قدرت های بزرگ مبنی بر اتمام جنگ
همانطوریکه مشخص است ، اشغال خاک ایران ، بی توجهی نهادهای بین المللی نسبت به تهاجم عراق علیه ایران و عدم اطلاق موقعیت جنگی به شرایط بین طرفین از یک طرف و عدم تمایل قدرت های بزرگ مبنی بر اتمام جنگ و علاقمندی غرب نسبت به شکست ایران و انقلاب آن از علل عدم اتمام جنگ در این برهه بود است . انچه ضروری است این می باشد که می بایست نقاط اشغال شده از دست متجاوز خارج شود ؛ لذا هیچ یک از طرفین اساسا آمادگی برای صلح نداشتند .
ب – بعد از عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر توسط رزمندگان ایرانی
وضعیت موجود :
1- عدم تمایل قدرت های بزرگ به پایان جنگ
2- باقی ماندن بخش های عمده ای از خاک ایران در اشغال نیروهای عراقی
3- عدم اطلاق شرایط جنگی پیش امده توسط غرب و بیان کلماتی نظیر وضعیت در تشریح نزاع
در این شرابط برخی از گروه های داخلی همانند نهضت آزادی معتقد بودند که می بایست جنگ به اتمام می رسیده که در جای خود قابلیت نقد دارد ؛ اما دلیل اصلی عدم اتمام جنگ بر این بود که : اساس افکار عمومی داخلی ایران از اتمام جنگ حمایت نمی کردند و غرور خدشه دار شده ملی اجازه نمی داد که این فرآیند آغاز شود ، نکته دیگر که قابل درک است تقویت ارتش عراق برای انجام حمله مجدد به یاران و انگیزه بسیار بالای صدام در ادامه نبرد بود و همچنین وجود معضل ژئوپولتیکی در شمال خلیج فارس و عراق و علاقمندی عراق به دستیابی به آب های گرم از طریق تصرف خلیج فارس و جنوب ایران . در این بحخش لازم به توضیح است که صرفا خرمشهر آزاد شده و حصر آبادان شکسته می شود اما کماکان جنگ در جبهه های مختلف با اشغالگران بعثی ادامه داشته است .
ج – بعد از عملیات غرور آفرین فاو
وضعیت موجود :
بعد از عملیات های والفجر مقدماتی و رمضان نوعی تجدید نظر در استراتژی جمهوری اسلامی ایران در ابعاد نظامی و دیپلماسی جنگی رخ می دهد ، چرا که ما در زمان بعد از عملیات بیت المقدس ، ادامه جنگ را یک واجب می دانستیم و به نظر قدرت آتش ایران نیز باعث اضمحلال ارتش عراق شده بود ؛ اما بعد از عملیات رمضان و عملکرد ارتش عراق در بازسازی خود ؛ استراتژی ایران تغییر یافته و عملا مسئولین نظامی تصمیم به جدا سازی در عین هماهنگی میان عملیات های ارتش و سپاه پاسداران و بسیج می شود .
در این حال شعار راهبردی « جنگ ، جنگ تا یک پیروزی » تبدیل به نگاه محوری « جنگ ، جنگ تا یک پیروزی » می شود . متاسفانه در این دوران عملیات های خیبر و بدر انجام می شود که در آن ها پیروزی کسب نمی شود ؛ تغییر در شعار فوق عملا به مفهوم این است که « صرفا تصرف یک منطقه استراتژیک » می تواند جنگ را به اتمام نزدیک کند . در نتیجه تصرف فاو در شرایطی رخ داد که : ابزار نظامی ، هدف سیاسی و دیپلماسی غیر فعال ملاک قرار گرفت.به بیان دیگر پس از فتح فاو ، دیپلماسی ایران نتانسته امتیاز گرفته و دنیا نیز حاضر به امتیاز دهی به ایران نمی شود ؛ چرا که علاقمندی به پیروزی ایران در جنگ وجود نداشت ؛ به تعبیر دیگر استراتژی قدرت ها : « پایان جنگ ، بدون برنده » القاء گردیده بود .
در این شرایط مصوبه ای هم در سازمان ملل متحد به وجود نمی آید ؛ اساسا در این موقعیت شرایط ایران در سه محیط قابل بحث است :
1- بازیگر عراق در شرایط منفی و در اوج شکست نظامی بود و لذا عملا مایل به صلح نبود .
2- بازیگر ایران در شرایط مثبت و در اوج پیروزی بود ، ایران مایل به صلح توام با پذیرش جهانی بود .
3- بازیگران محیط بین المللی در شرایط منفی بوده و عدم وجود برنده استراتژی راهبردی حامیان صدام محسوب می شد .
در نتیجه شرایط برای پذیرش صلح و اتمام جنگ مهیا نبوده و لذا صلح محقق نگردید .
د – بعد از عملیات کربلای 5 و تصویب قطعنامه 598
وضعیت موجود :
شرایط ، کماکان در محیط فوق وجود داشت ، یعنی ایران در اوج پیروزی پس از فاو بوده ؛ یعنی هم مخالفت غرب را داریم و هم عدم حمایت های بین المللی از صلح ؛ در این شرایط اما قدرت های بزرگ بعد از عملیات کربلای 5 تجدید نظر استراتژیکی در دیدگاه های خود بروز می دهند و این پیش بینی که در صورت تداوم جنگ ، امکان سقوط صدام را به دنبال می آورد ، آنان را وادار می سازد و می هراساند و در نگاه خود به جنگ عراق علیه ایران بازبینی می نماید . آنان سعی می نمایند تا با تنظیم توافقی به این منازعه 8 ساله پایان دهند . در این توافقنامه مقرر شد که جنگ ایران و عراق بدون طرف پیروز پایان یافته و قطعنامه ای تنظیم و خواستار اتمام جنگ شوند و این درست در شرایط موفقیت و برتری نظامی ایران در منطقه و در نبرد بود . لذا در این محیط سه بازیگر اصلی اینچنین ترسیم می گردد :
1- بازیگر محیط بین المللی ، مایل به اتمام جنگ بودند و در این راه منافعش نیز تامین می شد ؛
2- بازیگر ایران ، مایل به اتمام جنگ ، ایران در اوج پیروزی و قدرت چانه زنی بالا در قطعنامه است ؛
3- بازیگر عراق ، مایل به اتمام جنگ ، در اوج شکست و نگران تکرار شکست های پی در پی آنها .
در این راستا مجموعه درخواست های ایران در بندهای قطعنامه 598 با تشکیل گروه های کاری بررسی می گردد ، درخواست های ایران به شرح زیر بود :
1- لحاظ کردن خواسته های جمهوری اسلامی ایران در بندهای قطعنامه 598 ؛
2- اطلاق لفظ جنگ به جای وضعیت به نبرد عراق و ایران
3- تشکیل کمیته های احقاق حقوق ( تعیین متجاوز ، پرداخت غرامت و اتش بس و ... )
با این رویکرد ، ایران قطعنامه را نه رد می کند و نه تائید و سیاست چانه زنی را ادامه می دهد و عملا دیپلماسی فعال می گردد . اما عراق سریعا قطعنامه را می پذیرد . در این حال است که بزرگترین خطای استراتژیک ایران رخ می دهد که به شرح زیر قابل بیان می باشد :
1- بدبینی ما نسبت به نظام بین المللی ، امکان عدم رسیدن ما به حقوقمان مثلا غرامت ها و تعیین متجاوز ، اطاله چانه زنی ها و عدم موفقیت در اکثر بندها و تمایلات ایران به دریافت امتیازات بیشتر موجب میشود که جنگ ادامه پیدا کند . ایران قطعنامه را در محیط قدرتمندی که به دست آورده بود رد کرده و تصویب نمی کند و پذیرش قطعنامه را به شرط زیر تشریح می کند :
2- استراتژی افزایش امتیازات
3- پذیرش قطعنامه موکول به یک اقدام نظامی دیگر
ه – 26 تیرماه و پذیرش قطعنامه توسط طرفین
وضعیت موجود :
پذیرش قطعنامه با یک اقدام نظامی دیگر ، عملیات والفجر 10 را به همراه داشت ، در این عملیات عراق عکس العمل شدیدی را نشان داد و نیروی های ایرانی متوقف شدند ، در این عملیات عراق با بهره گیری از سلاح های غیر متعارف و شیمیایی ضمن بمباران شلمچه ، با این سلاح ها به مواضع ایران حلمه کرده و تلفات انسانی فجیعی را به بار گذاشت. در این حال عراق به ایران هشدار داد که جنگ را با بهره گیری از همین سلاح ها به محیط غیر متعارف کشیده و شهرهای ایران را با سلاح های شیمیایی مورد هدف قرار می دهد و در این شرایط غرب نیز به شدت بر ایران فشار می آورد که قطعنامه را بپذیرد ؛ در این حال بود که ما شکست سنگینی را متحمل شدیم و وضعیت عراق در شرایط موفقیت قرار گرفت . در شرایط جدید عراق نیروهای خود را در جنوب مستقر کرده و موازنه استراتژیک قدرت را برهم زد و در اثر غفلت ما در اصطلاحا مست بودن از عملیات شلمچه و فاو ؛ با کمک منافقین و سربازان بدون اونیفورم صدام به مواضع ایران حملات گسترده نمود . مقاومت جمهوری اسلامی ایران در جنگ ؛ باعث شد که قدرت های بزرگ ضمن باور به قدرت ایران به رفتارها و خوی جنگ طلبانه عراق و صدام پی برده و بر فشارهای خود بیافزایند . در این حال آنان می دیدند که با این وضعیت جنگ به اتمام نمی رسد و روند فرسایشی خود را نیز ادامه می دهد .
جای بحث جدی است غ چراکه دیگر د راین شرایط در قطعنامه 598 ایران در موقعیت برتر نبود ، بلکه عراق در محیط برتر قرار داشت ؛ در شرایط اینچنینی بود که ایالات متحده با لشکر کشی به منطقه خلیج فارس اقدام به مداخله مستقیم در جنگ نمود . آمریکا با حمله به نفت کش ها و سکوهای نفتی ایران و حمله به هواپیمای مسافربری ایرباس ایرانی ، عملا فشار را بر ایران صد ها برابر می کنند و فضا کاملا برای پذیرش قطعنامه ای که به تعبیر حضرت امام خمینی (ره) جام زهر بود را فراهم می کند . در این حال عراق مجددا به خرمشهر و آبادان حمله کرده بود و منافقین خلق ایران با حمایت عراق و CIA در مرزهای غربی کشور و کرمانشاه وارد ایران شده که با دلاور مردی های نیروهای مردمی ، بسیج قهرمان و سپاه و هوانیروز و ارتش و تلاش بی وقفه سپهبد شهید علی صیاد شیرازی و همرزمان وی ، منجر به شکست عراق و منافقین شد که موضوع ان بحث و مطلب دیگری است و عملیات فروغ جاویدان و یا مرصاد رقم خورد .
به تعبیری دیگر می توان گفت که جنگ با مداخله غرب در 26 تیرماه 1367 به اتمام رسید . نهایتا پاسخ به این سوال اصلی که چه زمانی بهترین موقع برای پایان جنگ بود می توان گفت که : بهترین زمان برای پذیرش قطعنامه 598 ، پس از عملیات کربلای 5 بوده که شرایط مطلوب و خوبی وجود داشت و ایران در اوج قدرت به دلیل ضعف در تحلیل سطوح استراتژیک محقق نشد .