روز پایانی کار در کنار حسین کشاورز افشار عزیز و با اخلاق

خوبی بی بهانه ( آغاز نهضت جهاد مهربانی )

مرتضی مسیب زاده ( برادری که همیشه لبخند داشت )

گاهی اوقات ادم های اطراف را دیر می شناسیم - دوست بود - مرد بود - ارتباط هم داشتیم و در مدتی که بنده مسئولیتی در بسیج داشتم بسیار محبت داشت - دیورز خبر دارم شدم در دفاع از حرم خاندان نبوی شهید شده - مردی که سبکبال زندگی کرد و سبکبال رفت ... ( روحش شاد )

 

ماه رمضان ...

به یاد مردی که تاریخ را تغییر داد !

دیدار با اعضاء شورایاری محله تختی و شهرک شهید بهشتی

هالی به حالی ... !!!!!!

این روزها هوای دلم به شدت سنگین است ؛ معطل لحظه هایی ام که می آید یا نمی آید ؛ لحظه هایی برای نو شدن در فرجام تلاشی همیشگی برای دیده شدن ، مانده و هستن و نه فقط بودن ؛ حس خوب مطلق انگاری در نگاه زیبایی شناختی ام که وووووای همه خوبند ، حتی اگر خلافش اثبات شود ؛ می رود تا آرام آرام جایش را به ستاره شبیه سازی شده هالی بدهد ؛ هالی که حالی دست بدهد و گاهی آمد و شدی در آسمان ؛ فقط برای اینکه از زمین او را نظاره کنیم و حتی جرات دست زدن به هالی عالی را نداشته باشیم ؛ آری !!!! ؛ این روزها حالم شبیه هالی است ! زیبا و دست نیافتنی ... ! 🌹🌹🌹🌹🌹🌹

میدان ولیعصر (عج الله تعالی فرجه الشریف ) - تهران « 1395»

میلاد جان بخش هستی مبارک