ویژه برنامه شب یلدا بر روی خروجی رادیو شهر کرج قرار گرفت
علاقمندان به شنیدن برنامه های رادیویی مدیریت شهری می توانند به آدرس http://www.radiokaraj.com مراجعه کنند.










چند ماه دیگر انتخابات مجلس خبرگان و شورای اسلامی برگزار می شود. پرسشی که امروز به عنوان یکی از دغدغه های مهم برای نخبگان و نیز عموم مردم مطرح می شود توجه به مساله اخلاق انتخاباتی و رعایت اصول اخلاقی در فرایند انتخابات است.
در این نکته شکی نیست که برگزاری انتخابات پرشور افزون بر انگیزه های سازنده مشارکت بیشینه نیازمند رعایت اخلاق و احترام به سلیقه های متفاوت است. هر چند نظام های مردمسالار فضای رقابت را برای جریان های سیاسی مهیا می کنند اما نباید این فضای رقابتی به عرصه بروز بداخلاقی هایی همچون تخریب، تحقیر، توهین و بهتان نسبت به رقیب تبدیل شود.
با این حال، چیزی که در فضای کنونی دیده می شود این است که شمار اندکی از کنشگران انتخاباتی به جای معرفی و ارایه برنامه ها و اهداف خود و گذاشتن آن در معرض گزینش مردم بیشتر در اندیشه تخریب رقیبانند.
با توجه به اهمیت و ضرورت رعایت اخلاق انتخاباتی و ایجاد بسترهای ظهور این مهم به بیان نکته هایی در این زمینه می پردازیم:
1- برای ریشه یابی نسل تازه بداخلاقی های انتخاباتی باید به فضای پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 برگردیم یعنی جایی که اقلیتی خودهمه پندار داعیه دار اخلاق مداری شدند اما آن چه در عرصه عمل نشان دادند چیزی جز قربانی کردن اخلاق نبود. شاهد بودیم که واژگانی سخیف و ادبیات غیرمعمول و خارج از عرفی در جامعه سیاسی شکل گرفت، گویی رابطه اخلاق و سیاست به سمت رنگ باختن میل می کرد.
با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 1392، جریان میانه رو با شعار اعتدال پیروز رقابت انتخاباتی شد و با پیروزی این مشی، اقلیت سیاسی اخلاق گریز در موضع ضعف قرار گرفت. با این حال این جریان نه تنها پایان نیافت بلکه حمله های غیراخلاقی به دولت را در شکل ها و قالب های مختلف در دستور کار قرار داد.
2- همان گونه که گفته شد در سال های اخیر نگرانی هایی در مورد افول جایگاه ارزش های اخلاقی و پیراستگی ادبیات برخی سیاستمداران بروز یافته است؛ نگرانی هایی که از پسِ کاربرد اصطلاح ها و واژگان غیرمتعارف و بداخلاقی های سیاسی برخی سیاست پیشگان، به طور ویژه در یک دهه اخیر به اوج رسید. طی سال های گذشته آن چه در سپهر عمومی جامعه بیشتر برجستگی یافت متاسفانه بداخلاقی و تندروی هایی بود که اخلاق را به مسلخ برد و نزد برخی از آن جز سایه ای بر جای نماند.
متاسفانه در ماه های اخیر شاهد دور تازه رفتارهای هنجارشکنانه برخی گروه ها در فضای فعالیت های سیاسی کشور و به ویژه حمله به تجمع ها و نشست های انتخاباتی بوده ایم. برای نمونه می توان از هیاهوگری در مراسم سخنرانی رییس جمهوری به مناسبت روز دانشجو، تهدید سخنرانان و ضرب و شتم آن ها نام برد که نمودی از بی اخلاقی های سیاسی و به ویژه انتخاباتی است.
همچنین از این دست اتفاق ها باید به حمله چند ماه پیش گروهی در شیراز به «علی مطهری» نماینده تهران اشاره کرد که برای سخنرانی به این شهر رفته بود. با گذشت چند ماه، این رخداد برای «سید عبدالواحد موسوی لاری» وزیر کشور دولت اصلاحات تکرار شد که در صدد سخنرانی در ورامین بود. سپس سخنرانی «مصطفی کواکبیان» نماینده پیشین مجلس و دبیرکل حزب مردم سالاری با تهدید به تکرار وقایع شیراز در اندیمشک لغو شد. برخی اخلاق ستیزان حتی از همراه داشتن سلاح های سرد برای بر هم زدن تجمع های انتخاباتی نیز فروگذار نکرده اند. این در حالی است که پس از حمله به سخنرانی ها و تجمع های انتخاباتی سیلی از دروغ و اتهام پراکنی نیز به راه می افتد.
3- حرکت های یاد شده در مقطع کنونی یعنی چند ماه مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان نشانگر تلاشی است که به حاشیه راندن جریان های سیاسی رقیب را دنبال می کند. یکی از مواردی که امروز شاهد آن هستیم گسترش روند ترور شخصیت ها در رسانه ها است. در این پیوند، حتی ثبت نام برخی نامزدها نیز سبب روانه شدن سیلی از حمله ها و تلاش های تخریبگرانه شده است.
به نظر می رسد با توجه به روندهای گذشته و شواهد عینی در فضای سیاسی کنونی، در ماه های پیش رو شاهد ادامه و افزایش بی اخلاقی های انتخاباتی باشیم. بر همین اساس هر چه به انتخابات نزدیکتر می شویم فاصله میان اخلاق و سیاست بیشتر و اخلاق تبدیل به جزیره ای دور افتاده از سیاست و رقابت های انتخاباتی می شود.
بی شک این بی اخلاقی های سیاسی در فرآیند برگزاری انتخابات نه تنها از وزن وحدت و همدلی می کاهد بلکه به گسست و شکاف ها دامن می زند.
4- موضوع چگونگی رسیدن به فضای انتخاباتی اخلاق مدار را می توان از دریچه های مختلف نگریست. یکی از راهکارهای رسیدن به اخلاق انتخاباتی و رعایت آن توجه به دیدگاه های رقیب است. در این میان برای داشتن انتخاباتی اخلاقی با دایره ای گسترده از جریان ها و طیف های متنوع سیاسی، پذیرش حضور و کنش سیاسی فراگیر و گریز از تک قطبی شدن انتخابات ضرورت دارد؛ ضرورتی که با جذب حداکثری و دفع حداقلی پیوند می یابد.
همچنین یکی از راهکارهای اصلی و مهم برای نهادینه سازی اخلاق در انتخابات در انداختن طرحی نو برای اصلاح و نظارت بر رفتارها و کنش های سیاسی است. به عبارتی ایجاد الگوی نظارتی بر رفتار انتخاباتی به ویژه در زمینه امور پیشاانتخاباتی ضروری است. در این میان نقش نهادهای اجرایی و نظارتی باید در برابر بداخلاقی های انتخاباتی پررنگ تر شود به این شکل که توجه نهادهای ناظر تنها محدود به رد و تایید صلاحیت نشود و رفتار انتخاباتی نیز به طور جدی زیر ذره بین نظارت قرار گیرد. در این زمینه استوارتر شدن اراده مسوولان قضایی برای رسیدگی به جرایم انتخاباتی اهمیتی بسیار دارد.
فرجام سخن این که هر جریان سیاسی سعی دارد با برجسته سازی گفتمان خود، گفتمان های رقیب را به حاشیه ببرد. با این حال رعایت قواعد بازی، احترام متقابل و حرکت در چارچوب قانون و شرع اصلی حتمی و غیر قابل چشم پوشی است. ما نباید بگذاریم که تلخکامی های گذشته دوباره اتفاق بیافتد چرا که وحدت ملی شکسته می شود. از این رو اخلاق انتخاباتی و رعایت حقوق رقیب سیاسی باید تبدیل به امری نهادینه شود.
http://www.irna.ir/fa/News/81886384/

به نام خدا
زمان و مکان همایش سیاست وشهر
نهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران با موضوع سیاست وشهر در تاریخ چهارشنبه 2 دی ماه 1394 از ساعت 30-8 الی 30-17 در محل خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان استاد نجات اللهی، نبش ورشو برگزار خواهد شد.
اسامی سخنرانان و همچنین برنامه همایش متعاقبا از طریق ایمیل و سایت انجمن اعلام خواهد شد.شرکت کنندگان محترم که چکیده آنها پذیرفته شده است می توانند علاوه بر شرکت در همایش، برای دریافت کتاب چکیده مقالات روز چهارشنبه 2 دی ماه 1394به محل همایش مراجعه کنند.
مقاله اینجانب :
بررسی شکل گیری مدیریت محلی در شهر تهران با رویکرد حکمروایی خوب شهری
محمدباقر فرهند
کارشناس ارشد علوم سیاسی - دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان – دانشکده حقوق و علوم سیاسی
Farhandmb59@gmail.com
حسن شمسینی غیاثوند
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان – دانشکده حقوق و علوم سیاسی
با حضور و سخنرانی
23آذرماه 1394

به منظور استفاده مخاطبین محترم رویداد همفکر - همسو از ارایه بنده ؛ اسلایدها را در این صفحه بارگزاری نموده ام . در این راه امیدوارم روزی برسد که همه جوانان ایران اسلامی با رعایت اخلاق ، صداقت ، امانت داری و بهره گیری از همه ظرفیت های فردی و اجتماعی خود ؛ ایران اسلامی را بر رفیع ترین جایگاه های جهانی همانند تاریخ سرشار از افتخار این سرزمین برسانند و آن دور نیست که جهان غرب یک بار دیگر سر تعظیم در مقابل علم و حلم و عمل جوانان ایران فرودآورد .
جلسه ستاد انتخابات شورایاری ها - منطقه 16 با حضور قائم مقام محترم منطقه ( دکتر محمد عزیزی ) ؛ معاونین و شهرداران نواحی که انصافا مملو از انرژی مثبت و اخلاق هستند .

در کنار دوستان و مسئولین خانه های محلات محله یاخچی آباد تهران ( محله مهربانی ها ) و
دوست عزیزم رضا سپهری ( مدیر محله ) - بهار 1394
مطلبی که در وبلاگ خود در این روزها می خواهم بنویسم ، غم نوشته ای از سر علاقه به فعالیت های تحقیقاتی است و بس ! خیلی هم طولانی نیست اما احساس می کنم محل انتشار آن در این فضا می باشد .
- تولید علم و تحقیقات، حیات آینده كشور است.
( مقام معظم رهبری )

راستش تقریبا از سال 1376 در حال انجام کار تحقیقاتی - پژوهشی و فعالیت آموزشی ام یعنی حتی در زمانیکه در دبیرستان نیکان درس می خواندم ؛ پس بعد از بیش از دو دهه حق دارم حرفی بزنم در جهت محیط پژوهشی در کشورم . بارها و بارها در محیط دانشگاه ها و بخش های مختلف تحقیقاتی و آموزشی تلاش کردم ، در محل کارم ، در دانشگاه محل تحصیل و ... ؛ حتی تحقیقاتی هم در خصوص جایگاه پژوهش در کشور و استان البرز انجام داده که نتایج آن محفوظ است ؛ اما صادقانه بگویم ، در حق جامعه علمی کشور جفا شده است ؛ هر زمان که حرفی می شود مرتبا آمارهای نادرست ارایه می گردد ؛ پژوهش ژست دستگاه های اجرایی شده ؛ نه رابطه ای درست بین نخبگان با صنعت برقرار است ، نه صنعت به نخبگان و دانشگاهیان اعتماد دارد .
همدیگر را نمی شناسند ؛ دفاتر ارتباط با صنعت در دانشگاه ها تقریبا یا تعطیل است یا محل کسب و کارهای فردی و غیر حرفه ای ؛ نخبگان بسیاری بیکارند ، درگیر بوروکراسی اداری عجیب و غریب شده اند و گرفتار حواشی و ظاهرسازی علمی ؛ نتایج تحقیقات عملیاتی نمی شود حتی اگر هم کاربردی باشند . خلاصه با همه تلاش ها که شده اتافق خوب و واقعی در فضای علمی کشور رخ نداده است .
همه این حرف ها یک طرف ؛ دولت ها ، مقصر پشت مقصر می سازند ؛ دیروز در رادیو البرز مصاحبه ای با بنده شده حدود 1 ساعت به صورت تلفنی طول کشید ؛ فردی از اساتید دانشگاه که در سمت اجرایی هم در حوزه پارک علم و فنآوری استان البرز بود به نوعی درصدد خوب جلوه دادن اوضاع بود ، دیگر تحملم رفت و در برنامه گفتم ... بابا حال جامعه دانشگاهی ، دانشجو و محیط علمی کشور بد است ، با انشاء الله و ماشاء الله گفتن که کار دست نمی شود ؛ هی می گویند این دولت چه ها که کرده و دولت های قبلی هیچ کاری نکردند ، این چه حرف هایی است ، مگر جامعه علمی کشور درک ندارد ، مردم نمی بینند ، این همه سفارش از پیامبر اسلام (ص) ؛ ائمه (س) ، بزرگان دینی و سیاسی و تاریخی کشور ، حضرت امام (ره) ، مقام معظم رهبری ( دامه برکات ) ، روسای جمهور و ... تا به امروز بوده ، اسناد بالادستی ، سند چشم انداز و ... همه نشان از راهبردهای جدی همه کشور دارد ، پس چرا کاری نمی کنیم ، ایراد از کجاست ؟ ایراد از نخبگان نیست ، ایراد از مجریان است ، مجریان منابع و مصالح خود را در هر دورانی دنبال کرده اند ؛ مصالح کشور و ملت و نظام را ندیده اند ؛ ژست پژوهش محوری می گیرند ، محققین را دکور می دانند برای سازمان و سیستم هایشان ، پس پژوهش انجام نمی شود ، نتایج پایان نامه ها و تحقیقات باور کنید در مواردی حتی سفارشی است . البته به ظاهر محققینی هم هستند که همراهند .
بنده مدتی به عنوان معاون فرهنگی و فوق برنامه بنیاد نخبگان استان البرز ، در دولت قبلی همکاری نمودم ، باور کنید از پایه ایراد داشت ، نه رئیس وقت و معاون حرفه ای بودند و نه باوری به نخبگان داشتند . فقط ظاهرسازی ، بسته بودن ، اداری بودن و ... بابا نخبه و دانشگاهی مرز شکن است ، برون گراست ، خلاق است ، ایده پرور است ، کارآفرین است ، عاشق کشورش است ، به همه مبانی دینی اعتقاد و التزام عملی دارد اما مدلش نقادی است ، از نقد به محصول می رسد ، کنجکاو است ، پر انرژی است و زود از قوانین و رفتارهای سلیقه ای و دست و پا گیر خسته می شود و می رود ... بسیاری را می شناسم که رفته اند و یا حتی دیگر حاضر نیستند در کشور کاری کنند . افسرده شده اند ، مادر از دست داده اند و ...
عرض بنده این است که در ساختار سیاسی که به برکت خون صدها هزار مرد و زن اندیشمند و خردورز زنده است ؛ رهبری دانا و اندیشمندی دارد که همه مسیر زندگی اش سراسار فعالیت علمی و تحقیقاتی است ، بزرگانی دارد که هویت تاریخی ایرانی - اسلامی اش را می سازند و مملو از اندیشمندان است ، چرا امروز در حوزه پژوهش و تحقیقات به این وضع دچار شده است ، وضع بد علوم انسانی ، غرب زده و بدون تولید علمی ؛ وضع بسیار بد تولیدات کشاورزی ، صنایع غیر بومی و ...

استان البرز با حضور بیش از 24% از صنایع کشور دارای نرخ بیکاری بسیار بلایی است . دانشگاهیان آن بیکارند و یا در شهرها و استان های دیگر کار می کنند ، هر روز می روند و می آیند ، مدیران استانشان غیر بومی اند ، اعتمادی به ظرفیت های نخبگان جوان در استان وجود ندارد و اگر هر روز تعظیم کنی محبوبی ! خلاصه کلام درد دل زیاد است .
باید کاری کرد ، باید فکری کرد ، باید تلاش کرد . اگر جهادی عمل نکنیم ، فرصت ها می آیند و می روند و آنچه می ماند فرایش تکراری حرف هاست . همه در حال کارند ، اما آیا همه در حال تولید محصول مورد نیاز سرزمینشان هستند . امروز به فرمایش رهبری ارزشمند کشورمان ، اقتصاد مقاومتی دیگر فرماندهی می خواهد ، فرماندهان ان من و شما هستیم ، از خانه هایمان تا محل کار ، در خیابان ، در مدرسه ، در دانشگاه ، در پارک های علم و فن آوری ، در شوراهای شهر ، در دستگاه های دولتی ، در نیروهای مسلح ، در رسانه ها و در سازمان های مردم نهاد و همه ....
امروز را می سازیم تا فردایی بهتر در انتظار مان باشد .
پژوهش ، کلید دانایی و پیشرفت است .
در کنار ریاست محترم شورا ، رئیس مرکز پژوهش و مطالعات راهبردی شورای شهر کرجو سرکار خانم قهرمانی ( عضو شورا ) و دیگر دوستان عزیز و همراهان مرکز پژوهش های شورای شهر کرج
البرز- کرج - دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران - نمایشگاه هفته پژوهش و فن آوری
دو سال گذشته در یکی از دانشگاه های شهر تهران درس می دادم ؛ نزدیک روز دانشجو بود ؛ از دانشجویان سوال کردم روز دانشجو چه روزی است ، شاید باورتان نشود هیچ کس نمی دانست به درستی این روز چه روز مهمی در تاریخ ایران است . داستان را تعریف کردم و سال بعد دوباره رسید و مجددا از طیف دیگری سوال کردم و باز تکرار سال قبلش بود ، دوباره بازگو کردم ... ( بدون شرح - خاطره برای خود من ... )

در تاريخ 24 آبان اعلام شد که نيکسون معاون رئيس جمهور آمريکا از طرف آيزنهاور به ايران ميآيد. نيکسون به ايران ميآمد تا نتايج «پيروزي سياسي اميدبخشي را که در ايران نصيب قواي طرفدار تثبيت اوضاع و قواي آزادي شده است» (نقل از نطق آيزنهاور در کنگره آمريکا بعد از کودتاي 28 مرداد) ببيند. در مقابل دانشجويان مبارز دانشگاه نيز تصميم گرفتند که در فضاي حکومت نظامي بعد از کودتاي سياه، هنگام ورود نيکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. دو روز قبل از آن واقعه تلخ (14 آذر) زاهدي تجديد رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد که «دنيس رايت» ، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ايران بيايد. از همان روز 14 آذر تظاهراتي در گوشه و کنار به وقوع پيوست که در نتيجه در بازار و دانشگاه عدهاي دست گير شدند. اين وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت. و بيشتر اعتراض ها از دانشکده پزشکي و داروسازي و حقوق و علوم آغاز شد. صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجويان متوجه تجهيزات فوق العاده سربازان و اوضاع غير عادي اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثهاي را پيش بيني ميکردند. فضا بشدت آبستن حوادث و درگيري بود. بعد از گذشت مدتي براي جلوگيري از تنش و درگيري چندين دانشکده تعطيل اعلام شد و در ادامه سراسر دانشگاه به دستور رييس دانشگاه تعطيل گرديد. نيروهاي نظامي رژيم که بشدت رفت و آمد دانشجويان را کنترل کرده و در اين بين عده اي را نيز دستگير نموده بودند, با حضور در کلاس يکي از اساتيد دانشکده فني (مهندس شمس استاد نقشه کشي) زمينه اعتراض را در کلاس درس ايجاد کردند. آنان قصد داشتند دو دانشجو را که ظاهرا به حضور نظاميان در دانشگاه اعتراض داشتند را دستگير نمايند. دستگيري دو دانشجو کلاس را به هم زده، دانشجويي ديگر بر روي نيمکت کلاس فرياد مي زند: "آقا ما چقدر بي عرضه هستيم. چقدر بدبخت هستيم. اين کلاس نيست، اين درس نيست. يک عده اي بدون اينکه از استاد و از کادر دانشگاه اجازه بگيرند وارد کلاس ميشوند و هياهو در ميگيرد. تف به اين کلاس و تف به اين مملکت!" دانشکده فني به هم ميريزد و در محاصره کامل نظاميان قرار ميگيرد و به يکباره فرمان آتش صادر شده و دانشجويان در صحن طبقه اول به خون ميغلطند عدهاي زخمي شده و در اين ميان سه دانشجو به نامهاي قندچي و بزرگ نيا و شريعت رضوي به شهادت ميرسند. همان روز 16 آذر پليس توسط راديو اعلام کرد: "عدهاي از دانشجويان در کلاسهاي درس نشسته بودند و به پليس چهره خشني نشان ميدادند و پليس را مسخره ميکردند و اين باعث شده که پليس به واکنش بيفتد. پليس قصد زدن دانشجويان را نداشت ولي دانشجويان به پليس حمله کردند و ميخواستند اسلحهشان را بگيرند. پليس در قالب دفاع اين کار را کرده و قصدش زدن دانشجويان نبوده است." فرداي آن روز شاه تيمسار مزيني را براي دلجويي به دانشگاه ميفرستد تا خودش را از اين گناه و تقصير تبرئه کند. وي با خانوادههاي شهدا ملاقات ميکند و در دانشگاه به ظاهر از اساتيد و روسا عذرخواهي ميکند. دو روز بعد از واقعه 16 آذر، نيکسون به ايران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهي که هنوز به خون دانشجويان بيگناه رنگين بود دکتراي افتخاري حقوق دريافت کرد. روز 16 آذر به عنوان روز مقاومت و ايستادگي دانشجويان اين سرزمين در برابر استعمار غرب و استبداد و خودکامگي در دفتر تاريخ اين سرزمين به يادگار ثبت گرديده است.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری مدیریت شهری کرج، این بازدید با هدف آشنایی با دستاوردهای گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد انجام شد و طی برگزاری جلساتی انتقال تجربیات و ارائه راهکارهای نوین در اجرای پروژه های شهری مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
گروه مشاوران شهرداری کرج همچنین به شهر تاریخی نیشابور رفته و ضمن دیدار با شهردار و مسئولان شهر و بازدید از بخش های مختلف مدیریت شهری نیشابور، در خصوص فراهم کردن مقدمات اجرایی انجمن شهرهای ادبی ایران، جشنواره بازی های اقوام ایرانی، تفاهم نامه خواهر خواندگی، ارائه خدمات آموزشی و ... گفتگو کردند.
شایان ذکر است در این بازدید ها محمد کاظم تفته مشاور شهردار و رئیس گروه مشاوران جوان شهرداری کرج، علیرضا پیغمبر دوست مشاور بین الملل شهردار، محمد محسنی مشاور شهردار در امور معتمدین محلات کرج، محمد باقر فرهند، مشاور ارشد مرکز پژوهش و مطالعات راهبردی شورای اسلامی شهر کرج و تعدادی از مشاوران جوان و معتمدین محلات حضور داشتند.
( مشهد مقدس - کوه سنگی )

















ناحیه 5 منطقه 16 تهران
( مالی - اداری )

آب می شود ؛
می بارد از بالا ؛
خیس می شوم ؛
دوستش دارم ؛
غافل از آنکه او آب می شود ....

خیلی وقت ها به دوران طولانی از زندگی خودم فکر می کنم که در سازمانی بدون هیچ احساس مالی بیش از 2 دهه تلاش کردم . اصلا آن را جزء لحظات از دست رفته ام نمی دانم ، صادقانه بگویم دوستش دارم و با کوله باری از تجربه امروز را در آن دوران می بینم ، لحظاتی سرشار از احساس مسئولیت اجتماعی ، فعالیت ، محله محوری ، هویت ایرانی و اسلامی ، توجه به اخلاق و رفتار و از همه مهمتر آرمانی که آینده ای پرامید را برای کشورم رقم می زد . هر چند که در مسیر قطعا هم من به عنوان یک عضو عادی اشتباهاتی داشتم و هم متولیانی که در آن دوران مسئولیت را بر عهده داشتند . اما هیچ وقت این نکته را فراموش نکردم که این سازمان بخشی از هویت واقعی نسل امروز ایرانی است و جوانان بسیاری از دل این سازمان مدیر شده و می شوند .
اشکالات را نباید بر عهده سازمانی ارزشمند و انسان محور گذاشت ، بلکه قطعا رفتار سلیقه ای برخی موجب می شود تا سرمایه اجتماعی آسیب ببیند و البته انتقاداتی به برخی از افراد در این سازمان وارد است ؛ اما هیچگاه از اصل حرفه ای و مردمی بودن ، داوطلبانه بودن و مسئولیت محور بودن آن کاسته نمی شود .