از این‌رو محیط‌زیست باید دغدغه جدی همه دستگاه‌های کشور باشد و وزارتخانه‌ها نیز امر زیست‌محیطی را جزیی مهم و لاینفک از وظایفشان‌ بدانند و البته سیاست‌های روشن تبلیغی و رسانه‌‌‌ای در این زمینه باید تبیین و تدوین و جهت عملیاتی‌شدن آن به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ شود و در عین‌حال راهکارهایی نیز برای آگاهی‌ مردم در نظر گرفته شود. برای تحقق این امر شورایعالی محیط‌زیست باید ضمن بازنگری در آیین‌نامه شورا و افزایش اختیارات، مسوولیت‌ها را تقسیم و بر اساس یک مکانیسم دقیق راه‌های پیگیری امور را تدوین کند. بهره‌گیری از تجارب جهانی موضوعی است که از فرط وضوح نیازی به شرح و تکرار چندانی ندارد، ‌زیرا «محیط‌زیست» از دیرباز دغدغه جامعه جهانی، به‌ویژه کشورهای صنعتی بوده و پایتخت‌ غالب کشورهای جهان کم‌وبیش با این مساله دست‌به‌گریبان بوده‌اند و به تناسب اقلیم و موقعیت هرکدام روش یا روش‌هایی را برای خروج از بحران زیست‌محیطی خود به‌کار برده‌اند. پس بررسی تطبیقی و احصای این روش‌ها و البته بومی‌سازی آنها در وضعیت کنونی امری ضروری است. اما درخصوص بعد دوم گفتنی‌ها بسیار است. متاسفانه در جامعه ایران با پدیده‌ای نگران‌کننده روبه‌رو هستیم که می‌توان از آن با عنوان بی‌توجهی یا کم‌توجهی به تفکر درازمدت یا «اندیشه توسعه‌ای» نام برد که عملا با نوعی کوته‌نگری همراه است. دغدغه‌های درازمدت و جمعی، تحت‌الشعاع ملاحظات و منافع فردی و کوتاه‌مدت قرار گرفته و افراد کوته‌نگر برای افزایش فوری منافع خود مصالح ملی را به سهولت نادیده می‌گیرند و این آفتی جدی و خطرناک است و مادامی‌که این رویکرد مخرب در کشور به‌صورت مدون و دقیق شناسایی نشده و مقدمات لازم برای حل آن فراهم نشود، چندان نمی‌توان به حل این معضل و معضلاتی از این‌دست امیدوار بود. راهکار کلی، البته ایجاد همگرایی ملی است. اینکه امر مهمی چون محیط‌زیست مساله آحاد جامعه شود و مفهوم «شهروند مسوول» در ابعاد مختلف رفتار شهروندان بروز کند.  اما محور سوم، کوچک‌شدن حجم دولت‌هاست که شاید مهم‌ترین امری است که امروزه در جهان مورد توجه دولت‌ها و حکومت‌ها قرار گرفته. در این میان گروه‌های مردم‌نهاد یا همان ان‌جی‌اوها برای کمک به دولت تشکیل و نهادینه شده‌اند و به‌جای اینکه دولت در هر امر کوچک و درشتی وارد شود، این گروه‌های مردمی هستند که با کمک افراد جامعه برای حل این امور اقدام می‌کنند. بنابراین با توجه به آسیبی که در سال‌های گذشته به این گروه‌ها وارد شده ضروری است بستر حضور دوباره آنها مهیا و نسبت به نهادینه‌شدنشان اقدام شود و به نظر می‌رسد این گروه‌ها نیز هیچ درخواست و انتظار دیگری جز رفع موانع موجود نداشته باشند. در این مسیر ظرفیت‌های کشور باید شناسایی شوند. رسانه‌های مختلف اعم‌ از تصویری، ‌صوتی، ‌مکتوب و مجازی باید به‌کار گرفته شوند و هرکدام از آنها بدانند که در هر مرحله چه اقدامی را باید انجام دهند.
علاوه بر این اقدامات، در کوتاه‌مدت باید حرکت‌های تخریبی متوقف شود. البته امر مهمی چون محیط‌زیست موضوعی نیست که اینجا و اکنون دنبال حل آن باشیم بلکه کاری زمانبر و نیازمند برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت است. اما در کوتاه‌مدت باید جلو حرکت‌های آسیب‌زا گرفته شود و برای میان‌‌مدت‌ و درازمدت نیز برنامه‌هایی لازم است که قابل ارزیابی باشند؛ تا پس از گذشت زمان معینی معلوم شود که چه میزان از برنامه‌ها عملیاتی شده و کجاها از برنامه‌ها عقب هستیم و در نهایت بتوان نقاط ضعف و قوت برنامه را احصا، ارزیابی و گزارش کرد. به‌هرحال به‌طور خلاصه باید گفت برای داشتن محیطی پالوده از هر نوع آلودگی‌ای لازم است این نکات مورد توجه قرار گیرد: