دیدار فرماندهان، مسوولان و جمعی از کارکنان نیروی هوایی ارتش با رهبر معظم انقلاب



بسمالله الرحمن الرحيم

انقلاب اسلامي ايران، كه از يك سو ريشه در باورهاي ديني مردم ايران دارد و از سوي ديگر برخاسته از روحيه استبدادستيزي و استعمارگريزي فطري انسانهاست، مهمترين پديده اجتماعي، فرهنگي و سياسي قرن حاضر در جهان است. انقلابي كه با نهضت روحانيت در آغاز دهه 40 شروع شد و روشنفكران، دانشگاهيان، معلمان، دانشآموزان و همه اقشار ملت را در طول 15 سال با آرمانهاي خويش همراه كرد و نهايتاً در بهمن 1357 تبديل به سيلي خروشان از آحاد مردم در خيابانهاي شهرها وروستاهاي ايران شد و اساس حكومتهاي موروثي 2500 ساله شاهنشاهي را برچيد و با معماري امام راحل، بر ويرانههاي آن، بنايي عظيم از اراده مردمي ساخت كه به نصّ صريح قانون اساسي، تمام مسؤولان خويش، از شوراهاي شهر و روستاها گرفته تا نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، رياست جمهوري و حتّي رهبري را از طريق انتخابات برميگزيند.
امروز كه به فراز و فرودها و اتفاقات تلخ و شيرين 35 سال گذشته ميانديشيم و چگونگي پيروزي، تثبيت و تداوم آن را در ميان انواع امواج پرتلاطم توطئهها ميبينيم و با نهضتهاي مردمي در ديگر كشورهاي اسلامي و غيراسلامي مقايسه ميكنيم، متوجه ابعاد علمي و عملي شخصيتي ميشويم كه وجودش در سالهاي تبعيد، چون آفتاب پشت ابرها، «تلألو داشت و در سالهاي حضور در ايران و رهبري انقلاب، نور كلام و سلوكش، مشعل راهمان بود و در سالهاي پس از غروبش با راهنماييها و خاطراتش، كشتي انقلاب را در درياي متلاطم زمانه به سوي ساحلي ميبريم كه انشاءالله سعادت دنيا و آخرت مردم باشد.
مردم عزيز ايران ميدانند كه انقلاب اسلامي در چه شرايطي به پيروزي رسيد و پس از آن،چه مشكلات تحميلي خارجي را پشت سر گذاشت و چگونه بعضي از داخليها نيز، - دانسته يا ندانسته – آب در آسياب دشمنان خارجي ريختند!، امّا وحدت و همدلي در تمام اين سالها، هم نردبان ترقي و پيشرفت ايران و هم سپر دفاعي كشور در مقابل طمعكاريهاي بدانديشان داخلي و بدخواهان خارجي بود. وحدتي كه اگرچه در مقاطعي از زمان به خاطر ترويج افكار باندي و جناحي و بيتدبيري بعضيها كمرنگ شد، امّا هوشياري مردم و پيوند روحي آنان با مفاهيم ديني و تعاليم مكتب اهل بيت (ع) و تبعيت از رهبري، نگذاشت يأس و نااميدي در جامعه نهادينه شود.
اينك كه 35 زمستان طبيعت را به سي و ششمين بهار پيروزي انقلاب اسلامي پيوند ميزنيم، بايد به ياد داشته باشيم كه قطعاً مسؤوليت هركدام ما براي دفاع و حمايت از نهالي كه امام راحل در تاريخ اين سرزمين كاشتهاند و الان درختي تناور است، سنگينتر شده است.
درختي كه اگرچه «اصلها ثابت و فرعها فيالسما»ست، امّا حفاظت و حراست از آن نيز نياز به درايت مسؤولين در همه سطوح و حمايت مردم در همه اقشار دارد تا خداي نخواسته در مسيري نرويم كه انحراف از آرمانهاي امام و شهداست.
طي سالهاي اخير بسياري از كشورهاي اسلامي با تأسي از مردم ايران عليه استبداد برخاستند، امّا فقدان رهبري چون امام (ره) و ميدانداري افراطيون، ميوه شيرين پيروزي را در كام مردم آن كشورها تلخ كردهاند. اين تهديدي است كه قرآن كريم از صدر اسلام مسلمانان را از آن برحذر ميداشتند و پيامبر اسلام و ائمه معصوم (ع) نيز ضمن پرهيز دادن از تندروي، به پيروي از اعتدال تأكيد ميكردند.
مردم متمدن ايران كه در گفتار و رفتار از فرهنگ اصيل اسلامي پيروي ميكنند، اگرچه در طول تاريخ زحمات زياد تندروها را تحمّل كردهاند، امّا انتخاب دولت تدبير و اميد، پيامي روشن به مدعيان مسلماني داده است كه:
رهرو آن نيست گهي تند و گهي خسته رود رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود.
به هر حال انقلاب متعلق به همه مردم معتقد به نظام و قانون اساسي است و منحصر به گروه يا جناح خاصي نيست. مردمي كه براي حفظ انقلاب فرزندان خويش را در دفاع مقدس تقديم كردهاند و در همه مراحل هوشياري فردي و اجتماعي و وفاداري به نظام اسلامي را ثابت نمودهاند، با حضور در راهپيمايي 22 بهمن، حماسه سياسي مورد نظر رهبري نظام را كه با انتخابات 24 خرداد شروع شد، تكميل مينمايند تا به عنوان سندي ديگر از افتخارات، در تاريخ اين سرزمين بماند.

در نقد رئیس دولت به شرایط محیطی دانشگاه و در نتیجه فضا و فرهنگ حاکم بر آموزش و پژوهش، حرف اصلی، زبان آوری نهاد دانشگاه و صراحت و شجاعت «سقراط وار» دانشگاهیان در بیان حقیقت و واقعیت ها بود.
از نظر روحانی دانشگاه باید فضای «امن» باشد نه «امنیتی» و «آرام» باشد نه «خاموش».

عزیز اکبریان امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در کرج اظهار کرد: پیش از انقلاب اسلامی به دلیل سرسپرده بودن سران رژیم طاغوت، وادادگی و غربزدگی آنها، ایران در جهان به عنوان یک کشور شبیه مستعمره آمریکاییها و کشورهای غربی شناخته میشد.
به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری فارس، اجلاس روسای دانشگاه ها و مدیران پارک های علم و فناوری صبح امروز با حضور رئیس جمهور برگزار شد.
حسن روحانی در این اجلاس با بیان اینکه وحشت غول کنکور در مقطع کارشناسی از بین رفته اما آیا مشکلات ما حل شده است، گفت: چرا در علوم انسانی پیشرفت نمی کنیم ولی در سایر علوم پیشرفت می کنیم؛ چون در شیمی خط قرمز نداریم ولی در علوم انسانی داریم.
وی در بخش دیگری از اظهارات خود با انتقاد از برخی جریان های سیاسی کشور، افزود: یک عده متولی مردم شدند؛ شما چه کاره اید که متولی مردم شده اید؟
رئیس جمهور با اشاره به برخی انتقادات از توافق ژنو گفت: چرا فقط یک عده معدود کم سواد از جای خاص تغذیه می شوند باید از توافق ژنو حرف بزنند اما اساتید دانشگاه های ما خاموش اند و درباره این اتفاق بزرگ بین المللی حرف نمیزنند؟ چرا با مردم همراه نمی شوید؟
روحانی با طرح این سوال که آیا قرار نیست مشکلات قدیمی با دنیا را فراموش کنیم و آشتی کنیم، اظهار داشت: پیامبر (ص) پس از فتح مکه به دشمنانش امان داد و ما نیز باید در عرصه بین المللی تابع ایشان باشیم.
وی افزود: فقط به فکر ISI و مقاله نباشید؛ رها کنید این شرک ها را.
رئیس جمهور با بیان اینکه دانشگاه محل سیاسی کاری و حزب گرایی نیست، افزود: با پول خودتان بروید ساختمان بگیرید و کار سیاسی کنید نه با پول ملت.
روحانی در ادامه به موضوع دانشجویان ستاره دار اشاره کرد و افزود: دانشجوی ستاره دار از آنجا آغاز شد که عده ای دانشگاه و دانشجو را تهدید می دانند و با دانشگاه مشکل دارند؛ این دولت این طرز تفکر را ندارد.


این
مقام آگاه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا در مونیخ درخصوص دیدار انجام شده
بین وزیران امور خارجه ایران و آمریکا در حاشیه نشست امنیتی مونیخ، افزود:
صبح روز یکشنبه جان کری برای ملاقات با آقای ظریف به محل اقامت ایشان آمد و
در اتاق انجام ملاقات های ظریف با وزیر خارجه ایران دیدار و گفت وگو کرد.
به
گفته این مقام آگاه، برنامه های روز سوم حضور وزیر خارجه ایران در مونیخ
به اندازه ای فشرده و متراکم بود که جان کری ناگزیر شد ساعت 7 صبح برای
ملاقات با ظریف در محل اقامت وی حاضر شود.

به
گزارش ایرنا از مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری، بر اساس این تفاهم
نامه، مرکز بررسی های استراتژیک و وزارت علوم، با میزبانی دانشگاه مادر
هر استان، اتاق فکر برای بررسی مسائل مختلف استان ها تشکیل می دهند تا به
این طریق دسترسی متقابل دولت و نخبگان استان ها به یکدیگر امکان پذیر شود.
حسام
الدین آشنا و سیدضیاء هاشمی هنگام امضای این تفاهم نامه تاکید کردند که
یکی از راه های تمرکززدایی، امکان پذیر کردن ارتباط مؤثر نخبگان در همه جای
کشور با دولت و سیاست گذاری است. اتاق های فکر استانی ایده ای برای محقق
کردن این خواسته است.
در متن این تفاهم نامه، نخبه فقط اساتید
دانشگاه، دارندگان مدارک تحصیلی، یا افراد موفق در زمینه های علمی تلقی
نشده اند بلکه صنعتگران، روزنامه نگاران، شخصیت های محلی، مقامات اجرایی یا
شخصیت های تأثیرگذار در بخش های مختلف حیات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و
فرهنگی هر استان و شهرستان های آن نخبه تلقی شده اند.همچنین طبق
این تفاهم نامه، وزارت علوم با حمایت مرکز بررسی های استراتژیک ریاست
جمهوری، اتاق فکری را در دانشگاه مادر هر استان تشکیل می دهد و این اتاق
فکر با دعوت از نخبگان استان به بررسی مسائل استان در ابعاد مختلف می
پردازد. گزارش های حاصل از این بررسی ها که عمدتاً در قالب نشست
تخصصی برگزار خواهد شد، راهی برای انتقال مسائل استان ها به رییس جمهوری و
دولت و هم چنین استفاده از ظرفیت های نخبگی در همه کشور است و به دولت
امکان می دهد تا فراتر از توان نخبگی متمرکز در تهران، ظرفیت های فکری و
تاثیرگذار کل کشور را فعال سازد. امضاکنندگان تفاهم نامه ابراز
امیدواری کردند که مقدمات اجرایی این تفاهم نامه در آخرین ماه های سال 1392
فراهم شود و اجرایی شدن اتاق های فکر استانی از ابتدای سال 1393 محقق
گردد.
فصل ها پشت فصل می گذرد ، انواع لباس و پوشش و مد بر تن جوانان و کلکسیونی از انتقادات و حمایت ها و طرح های متعدد از طریق نهادهای درگیر در حوزه حجاب و عفاف مطرح می شود ، اما کماکان مشکل در اصل باقی می ماند و صرفا در برخی موادر صورت مسئله پاک شده و یا مورد بررسی سطحی قرار می گیرد. البته موضوع عفاف و حجاب باقی می ماند و دوباره در فصل بعدی به طریق دیگر بیرون می آید. متولیان همدیگر را متهم می کنند، جوانان متولیان ، نیروی انتظامی دیگر دستگاه ها را به کم کاری و دیگر دستگاه ها نیروی انتظامی را به غفلت در انجام وظایف. مطلب پیش روی در خصوص بررسی حجاب و عفت اجتماعی به عنوان مولفه ای کلیدی در سلامت جامعه می باشد.
****************************
آیا تا به حال از خود سوال کردیده اید که اساسا چه جامعه ای در مدینه فاضله حجاب ، دارای ارزش می باشد ؟ آیا عفت عمومی مهم است یا حجاب ؟ آیا هر دو در یک طرازند و چرا در جوامع غربی بسیاری از آسیب های اجتماعی مشابه آنچه در ایران رخ می دهد، گریبانگیر نیست؟ شاید بتوان جواب این سوالات را در این نکته یافت که شاخص عفت بسیار وزین تر از حجاب می باشد ، گرچه هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند ، جامعه ای که در آن شهروندانش به یکدیگر با توشیح کرامت انسانی می نگرند و اصول اخلاقی را رعایت می کنند به مرور حجاب بر ظاهر و باطن می گذارند و عملا عفت است که جامعه را به سوی حجاب می برد. واقعیت این است که به چه دردی می خورد جامعه ای که در آن ممکن است همه حجاب داشته باشند ولی دروغ بگویند، زنا کنند، نگاه جنسی و فراوانی بالای آسیب های اجتماعی و ناهنجاریهای اخلاقی در آن حاکم باشد و هزار حرف دیگر، در حالیکه در پشت آن خود را افرادی به ظاهر سالم و موجه نمایش دهند. حال به این موضوع توجه کنید که موضوع عفت عمومی در جامعه از طریق انواع ابزار فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد و به جای رویکرد سلبی در برخورد با مولفه های بدحجابی که عمده ان ناشی از سوء مدیریت های خود متولیان در حوزه فرهنگی و البته مداخلات فرهنگ بیگانه در سبک زندگی امروزی ما می باشد، رویکرد ایجابی، آموزشی، آگاه سازی و مهارتی در اهمیت توجه به عفت عمومی و به طبع آن حجاب را دنبال کنیم، چقدر در مسیر تحقق جامعه ای که با تمامی وجودش به سوی حجاب در تعریف اصیل و ارزشمند اسلامی و البته ایرانی ( اشاره به تاریخ پوشش در ایران باستان) توام با باور به ضرورت و اجرای شاخص های عفاف در ارزشها،هنجارها و نهایتا رفتارها است ، حرکت موثر کرده ایم. شاید در آن موقع باشد که همه دستگاه های مسئول به جای توجه به ظواهر بحث، بسیار عمیق تر مقوله حجاب را مطالعه حرفه ای داشته و بیشتر به ترویج عفاف در جامعه سالم بپردازند . حجاب را باید قائده ای در احکام اسلامی بیان کرد اما عفاف را در اخلاق اسلامی ، به تعبیر دیگر از منظر نگارنده ، بیش از 90 درصد دین مبین اسلام برپایه اخلاق اسلامی است و به نظر می رسد که یکی از انتقادات وارده به متولیان حوزه عفاف و حجاب این است که عمده وقت خود را به بیان و تشریح و شفاف سازی احکام پرداخته اند و از بیان نورانی اخلاق اسلامی به نسل جوان که امروز از مخاطبین اصلی اینگونه انتقادات و طرح ها می باشند، خودداری کرده و یا سلبی تشریح کرده اند.
البته نکته دیگری نیز باید مورد توجه قرار گیرد که تفاوت تعریف متولیان و کارشناسان از حجاب و عفاف خود نیز موضوع مفصلی است که قطعا در حد یک یادداشت نمی گنجد و باید محققین حوزه مسایل فرهنگی و علماء دینی در خصوص حدود و صغور آن بحث کرده و تعریف دقیق و شفافی از حجاب ، مد و عفاف با بهره گیری از تعالیم اصیل اسلامی و ایرانی و انقلابی بیان کنند. بیان این نکته لازم به ذکر است که نگارنده از طرفداران جدی حجاب در جامعه اسلامی است و انتقاد وی از بی توجهی به مقوله عفاف است که بسیار مهمتر از بحث ثانویه می باشد. در این خصوص ضروری است تا متخصصین اقدام به « همه فهمی » در موضوع پوشش کنند. ذکر این موضوع که اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی یا انقلاب اسلامی به تعبیر استاد پناهیان با حجاب به عنوان یک پرچم برخورد کرده و آن را نیز به عنوان یکی از شعائر خود قرار داده برکات بسیار فراوانی در داخل و خارج کشور داشته است . به بیان دیگر همه کسانی که به اسلام ناب و انقلابی اعتقاد دارند می پذیرند که حجاب روشی مناسب با مخالفت با مدل های غربی در جوامع اسلامی است ، اما اصل مطلب در این است که متولیان فرهنگی ، اجتماعی و دینی کشور متناسب با اهمیت و اقتضای موضوع عفاف و حجاب در جامعه فعالیت نکرده اند و کارهای عمیق ، با برنامه ریزی موثر و ماندگاری را در ادبیات توسعه ای عفاف و حجاب در جامعه به انجام نرسانده اند . از نگاه دینی و به تعبیر یکی از اساتید معظم حوزه و دانشگاه : « حجاب اساسا یک امر اجتماعی است . از نگاه دینی ، حجاب در واقع به این معناست که افراد حریمی دارند که این حریم باید از نگاه نامحرم و تجاوز غیر حفظ شود » به نظر بنده همین حفظ نگاه مقوله ای است در بحث عفاف ، چراکه می بایست جامعه ای را تربیت و آگاه کرد که ضرورت حفظ نگاه و پاکیزگی در رفتار ، کردار و گفتار را باور کنند و نه صرفا تظاهر نمایند.
به تعبیری شفاف تر وقتی کسی می خواهد در رده مدیریتی در جامعه اسلامی کار کند باید برجامعه شناسی اسلامی، علوم تربیتی ، مهارت های زندگی ، روان شناسی ، علوم اجتماعی ، برنامه ریزی فرهنگی ،حقوق ، علوم توسعه پایدار ، سلامت ،ارتباطات ، علوم سیاسی و ... مسلط باشد تا پیامدهای تصمیم گیری اش را در تحولات فرهنگی بشناسد و آن شناخت منجر شود که برای امور فرهنگی وقت بگذارد ، سرمایه گزاری کند و از متخصصین کمک بگیرد تا کارکرد فرهنگی مجموعه ای که در آن کار می کند بهبود یابد، این درک اولیه نیازمند آموزشی جدی است. به نظر فضای فرهنگی – اجتماعی کشور هنوز به این درجه از بلوغ نرسیده است چراکه اهمیت مدیریت فرهنگی جامعه درک نشده ؛ حجت الاسلام علی اکبر طائب معتقد است که : «مجریان یا درک دستی از فرهنگ و ضد فرهنگ ندارند و یا اینکه در برخی از امور تسامح می کنند ، به دلیل اینکه احساس می کنند اگر فلان قانون اجراء شود ، ضربه می خوریم. در صورتی که این اشتباه است و ما از اجرای قانون اسلامی ضربه نمی خوریم... » به بیان حقیر به نظر مشکل اساسی آنجا شروع می شود که متولیان دینی و فرهنگی کشور به درستی خاصیت های دین را به جامعه منتقل نمی کنند ، بلکه دائما در حوزه حجاب جملاتی کلیشه ای را تکرار کرده که مثلا حجابتان را رعایت کنید تا از مردها مصون بمانید! دین حفظ شود! نظام محفوظ بماند ! و ... در حالیکه به نظر می رسد می بایست به آحاد جامعه و نه صرفا زنان و دختران بگوئیم که اگر عفت عمومی را رعایت کنید و حجاب خود را حفظ کنید ، سلامت اجتماعی ، زندگی خانوادگی ، امنیت روانی و ... نه تنها در جامعه بلکه برای خودتان نیز حفظ می شود و این درست یکی از اصول محوری عفاف در است و البته توجه به این نکته که حجاب و عفاف موضوعاتی ناظر بر رفتار فردی شهروندان نمی باشد و بحث حجاب موضوعی اجتماعی و جمعی است که طبعات جمعی نیز به همراه خواهد آورد از مولفه ها و ستون های اصلی بحث می باشد.
صحبت دیگر نگارنده در این یاددشت انتقاد شدید از کسانی است که می گویند ارزشهای ایرانی – اسلامی و انقلابی در جامعه دچار استحاله شده است و لذا آنچه که امروز ما در پوشش برخی از جوانان و شهروندان به خصوص زنان ! خود می بینیم ناشی از بی توجهی آنان به ارزش هاست . جدایی از بحث های ورود فنآوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی ، ماهواره ها و ... و نقش تربیتی آنان ، اهمیت باور به وقوع تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن بر علیه فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی و انقلابی ماست؛ فرهنگی سرشار از عشق و امید و اخلاق به عنوان ستون های شکلگیری ؛ بحث دیگر هم موضوعات نقصان در قانون است که در لایه های مختلف اثرات خود را گذاشته که قبلا نیز اشاره شده و باید قانونگذاران در این خصوص با برنامه ریزی و با رویکردی کلان در حوزه مسایل فرهنگی و اجتماعی ، اقدامات لازم را به انجام برسانند، اقداماتی که هم در حوزه نظارتی باشد و هم در حوزه های حمایتی ، تشویقی و ایجابی طراحی گردد.
در انتهای کلام توجه باید شود که موضوع عفاف و حجاب موضوعی است اجتماعی و فرهنگی و لذا راه حلی فرهنگی و اجتماعی را دنبال می کند و طرح های متعدد ارایه شده نیز باید با محور یک پیوست عظیم و هویت ساز فرهنگی و اجتماعی باشد به تعبیر دیگر کار فرهنگی، آموزش، آگاه سازی و مهارت افزایی در حوزه اخلاق و عفت عمومی از طریق مدل های ایجابی و نه سلبی قطعا در میان مدت جواب مثبت و بازخور مناسبی را خواهد داد و شاید در شرایط فعلی باید یک اتاق فکر فرهنگی در حوزه عفاف و حجاب تشکیل داد با محوریت شورای عالی انقلاب فرهنگی و حضور آموزش و پرورش ، حوزه های علمیه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت کشور، آموزش عالی، تشکل های غیر دولتی، بسیج، صدا و سیما، رسانه های نوشتاری (روزنامه ها) ، نیروی انتظامی و پژوهشگاه های فعال در حوزه علوم انسانی و اسلامی و شهرداری ها؛ البته این نکته نیز مهم است که باید اینگونه کارگروه ها به صورت بومی و محلی و متناسب با فضای فرهنگی و اجتماعی استان ها و یا حتی شهرها و محلات و از مسیر جامعه مدنی و سازمان های مردم نهاد ؛ تصمیم گیری کرده تا مجددا با مشکلات دیگری در این خصوص روبه رو نشویم.

اين بخشي از سخنان روحاني در مراسم تحليف بود كه وي خود را ملزم به دفاع از حقوق همه ايرانيان مي دانست، ايرانياني كه اكثريتشان شيعه و در كنار آن اهل تسنن و ديگر مذاهب همچون مسيحي و ... هستند. اين افراد كه در محدوده جغرافيايي مشخص بنام ايران هستند و ملزم به رعايت قانون اساسي اين كشور مي باشند شهروندان اين دولت – كشور و داراي حقوق مشخص هستند. حقوق شهروندي، حقوقي است كه تك تك شهروندان مي توانند از آن بهره ببرند، اين حقوق هم سياسي ، هم اجتماعي، هم اقتصادي، هم فرهنگي و هم قضايي است و روحاني به درستي مي داند كه مدافع چه حقوقي از مردم است و چه كار خطيري را مسؤوليت مي نمايد.
البته در دوره هاي مختلف رؤساي جمهور قبلي بيش و كم با واژگان آتشين و سخنراني هاي غراء و عاطفي كه آن را رفتار پوپوليستي مي نامند بر موج شعارهاي مردم پسند سوار شده و از حقوق مردم و حاكميت مردم و مطالبات مردم پسند سخن ها گفته اند اما ...
حقوق شهروندي مجموعه حقوقي است كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي مطابق با عرف و شرع و بر مبناي مردم سالاري ديني تعريف شده و همگان حق استفاده از آن را دارند، اما به دليل ضعف در بلوغ سياسي مردم ( كه البته در دهه گذشته اين بلوغ سياسي از حالت جمود خارج شده و مردم تا حدودي با حقوق قانوني خود آشنا شده اند) نتوانست آنچنان كه بايد مردم را از حقوق خود مطلع سازد. گرچه اين عدم آشنايي باب طبع اقتدارگرايان و تماميت خواهاني بود كه حتي مردم سالاري ديني را بر نمي تابيدند و از بي اطلاعي مردم سود مي جستند و بنابر همين رويه آنچه را كه خود خواهان آن بودند را اعمال و اجرا مي كردند و متأسفانه دامن پاكيزه دين را به نام دين ناپاك مي نمودند و نتيجه آن همان است كه عده زيادي از دين داران مؤمن و جوانان كه در آستانه چشيدن طعم شيرين دينداري بودند، دين زده و فراري از دين شدند هرچند كه آن سوي مرزها كسانيكه قصد طمع به اين مرز و بوم غني و ثروتمند را دارند با ابزارهاي نظامي، سياسي، فرهنگي (معروف به تهاجم فرهنگي)، اقتصادي (تحريم ها) در لباس حامي وشافي سعي در جلب و جذب اين افراد و نفوذ به قلب دل ها و قلب كشور و تاراج آن دارند و اين اقتدار گرايي را به سود خود مي دانند. اينجاست كه سؤال مي شود تماميت خواهان دنبال چه هستند؟ و مردمي كه در سايه نظام ديني شان كه با پوست و خون و ناموس خود آن را به ثمر نشاندند جز به دنبال حقوق خود دنبال چه هستند؟ و اين به اصطلاح اقتدارگرايان همينك در آستانه تغيير و جابجايي قدرت(بين نيروهاي سياسي و به كرسي نشستن تدبير و اعتدال) كه به تعبير مقام معظم رهبري اين تغيير قدرت يك عيد است، همچنان چشم و گوش خود را بسته نگه داشته و صداي بلند مردم را نمي شنوند و هنوز با زبان تهديد و زور و پيغام هاي چنين مي كنند و چنان مي كنند با مردم سخن مي گويند!
نويسنده در اين مقاله به بخشي از حقوق شهروندي كه دكتر روحاني در دولت تدبير واميد آن را دنبال مي كند اشاره اي كوتاه مي نمايد چرا كه اين واژه زيبا گرچه مي تواند يك شعار پوپوليستي است اما بنابر آنكه در قانون اساسي ما به تفصيل راجع به آن آمده لذا دولتي كه پايه آن بر عقل و تدبير استوار است نه بر سخنراني ها و گفتمان هاي آني و شعاري و احساسي و عاطفي و مذاق پسند، بي شك پياده كردن اين حقوق قانوني در جامعه هر شهروندي را صاحب غرور و عزت و كرامت مي كند چيزي كه سال ها است از آن فاصله گرفته ايم.
حقوق سياسي : هر شهروند حق انتخاب كردن دارد و مي خواهد كه در سرنوشت خويش مشاركت داشته باشد، مي خواهد حق آزادي بيان داشته باشد، مطبوعات حق دارند آزادانه هر آنچه كه خواستند بنويسند البته خارج از موازين اسلام و حقوق عمومي نباشد(اصل 24 قانون اساسي) اما اين قانون نگفته كه شهروندان بايد سانسور شوند، نگفته كه حكومت بايد دستور دهد كه چه بنويسند و چه ننويسند، نگفته كه بايد شهروندان فيلتر شوند و اين حقي است كه تك تك شهروندان ايران از هر قوم و نژاد و زبان و مسلك صاحب آنند و البته همه مي دانيم كه شهروندان اين قانون را هم مي فهمند، هم رعايت مي كنند اگر به شعور آنان احترام گذاشته شود و اين معني كرامت است. البته كه بي قانوني وعدول از اين دايره طبق قانون نه كمتر و نه بيشتر مجازات خود را دارد پس نيازي به تماميت خواهان، اقتدارگرايان و ... نيست. اين مملكت اسلامي مجري دارد، آن هم مجري قانوني نه نهادهاي غير قانوني كه خود را مجري قانون مي دانند!!!
قطعاً هيچ شهروندي مطابق اصل 25 قانون اساسي نمي خواهد كه مورد بازرسي واقع شود و مكالمات تلفني او ضبط و فاش شود يا مورد استراق سمع يا تجسس قرار گيرد، مگر به حكم قانون. نيز مطابق اصل 23 قانون اساسي تفتيش عقايد ممنوع است و نمي توان هيچ كس را به صرف داشتن عقيده اي مورد تعريض و مؤاخذه قرار داد.
حقوق اقتصادي: ملتي كه بيكاري در آن نمود دارد و از معيشت رنج مي برد و از تأمين اجتماعي كافي برخوردار نيست در حقيقت از حقوق خود بي بهره است.
دكتر روحاني به خوبي اين را در استدلالات تبليغاتي خود مطرح كرده بود. جاييكه به نظام تأمين اجتماعي انتقاد داشت و مصمم بود كه مردم از خدمات بهداشتي، درماني و پزشكي در قالب بيمه تأمين اجتماعي به ميزان مناسب بهره مند گردند.
اصل 29 قانون اساسي بر برخورداري از تأمين اجتماعي از نظر بازنشستگي، بيكاري، پيري، از كار افتادگي، بي سرپرستي، در راه ماندگي، حوادث و سوانح و نياز به خدمات بهداشتي و درماني و مراقبت هاي پزشكي به صورت بيمه و ... به عنوان حق همگاني تأكيد مي كند كه دولت موظف به انجام خدمات و حمايت هاي مالي براي يك يك افراد كشور است.
همينطور حق داشتن مسكن كه يكي از ضروري ترين تقاضاهاي هر خانواده ايراني است، به خصوص جواناني كه مي خواهند ازدواج كنند، كارگران و يا روستاييان عزيز و اين حقي است كه طبق اصل 31 قانون اساسي دولت موظف به اجراي آن است.
حقوق فرهنگي: هر يك از شهروندان حق دارند به طور رايگان از آموزش و پرورش بهره ببرند و علم آموزي كنند. حق دارند به تعاليم ديني خود عمل نمايند، نيز اقليت هاي ديني حق دارند عبادتگاه هاي خاص خود را داشته باشند. اين قسم از حقوق شهروندي در اصل 12 و 13 قانون اساسي آمده است.
همچنين طبق اصل 15 قانون اساسي استفاده از زبان هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آن ها در مدارس در كنار زبان فارسي آزاد است. نيز اصل 19 قانون اساسي تأكيد دارد كه مردم ايران از هر قوم و قبيله اي كه باشند از حقوق مساوي برخور دارند و رنگ، نژاد و مانند اين ها سبب امتياز نخواهد بود.
حقوق قضايي: حقوق ناشي از عدالت قضايي از جمله حقوق قضايي هر شهروند است. لزوم رعايت اصل برائت، حق دفاع متهم، فرصت استفاده از وكيل و كارشناسي، اصل منع دستگيري و بازداشت افراد، منع شكنجه و عدم ايذاي متهمين، حق تساوي افراد در برابر دادگاه و ساير لوازم اجراي عدالت قضايي برابر اصل 34 و 156 قانون اساسي از جمله حقوق شهروندي است كه هر شهروند احساس مي كند به موجب آن قوه قضاييه پشتيبان او و مسؤول تحقق بخشيدن به عدالت است.
مجموعه حقوق شهروندي كه بخشي از آن ها در نوشتار فوق به آن اشاره شد نشان مي دهد كه اعمال و اجراي صحيح و درست قانون اساسي به تنهايي براي يك يك شهروندان كفايت مي كند تا در بستر اين قانون آزادي،استقلال سياسي، فرهنگي،اقتصادي،قضايي و تماميت ارضي كشور به دست آيد و مردم سالاري ديني نيز به معني واقعي كلمه نمود پيدا كند. اگر اين قانون عملي نشود و اقتدارگرايان اعمال قانون جمهوري اسلامي را مختل نمايند آنجاست كه نظام ما از جمهوريت به سمت استبداد پيش خواهد رفت. استبدادي كه ناقض حقوق شهروندي است. دولتمردان منتخب ملت آمده اند كه شهروندان را به حقوقشان برسانند و اين واژه پوپوليستي را از جايگاه شعار و آمال و آرزو با درايت و تدبير به حقيقت عيني در جامعه برسانند.
Facebook آری یا نه ؟
نگاهی به ضرورت های بهره گیری از شبکه های اجتماعی مجازی در زندگی
محمدباقر فرهند
«کارشناس مسایل فرهنگی - اجتماعی»
احمد خیری
« مشاور رسانه ای شهردار کلانشهر کرج »
دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
دانشکده سماء
دوشنبه 21 بهمن ماه 1392 - ساعت 10 صبح
انجمن علوم سیاسی ایران با همکاری دانشگاه علامه طباطبایی روز یکشنبه مورخ 13 بهمن 1392 همایشی با موضوع بررسی جایگاه دیپلماسی علمی بعد از تحریم ها برگزار می نمایند.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، 7 دیماه سال جاری روزنامه رسمی جمهوری اسلامی مصوبهای را که هیئت وزیران در خصوص سبد کالایی تصویب کرده بود را با امضاء اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور منتشر کرد.





آرمان- رقیه رضایی: مدتهاست که بحث ازدواج جوانان در مهمانیهای خانوادگی دیگر داغ نیست. برخی خانوادهها این موضوع را به عهده خود جوانان گذاشتهاند و برخی دیگر سعی میکنند جوانان را درک کنند و برخی دیگر تنها هرازگاهی آرزوی قلبی خود را از ازدواج فرزندانشان به نجوا به گوش فرزندان خود میخوانند. گفتوگوها دراینباره عمدتاً حول محور مشکلات اقتصادی جوانان و دلایل عدم تمایل آنان به ازدواج دور میزند. میگویند که تقصیر جوانان نیست. جوانان به سختی میتوانند از پس هزینههای روزمره شان بربیایند و واگذاری مسئولیت یک خانواده برعهدهشان خیلی منصفانه نیست. حتی برخی خانوادهها با وجود این که متمول هستند معتقدند ازدواج در سنین جوانی برای افراد سختی به دنبال دارد نیز میگویند حیف جوانی نیست که صرف دنبال خانه گشتن و فکر کرایه خانه بودن و پول لباس بچه فراهم کردن و غیره شود. اینها همه اگر نشاندهنده تغییر تمایل جامعه ایرانی نسبت به ازدواج نباشد، قطعاً میتواند نمایانگر تغییر تمایل به نفع ازدواج در سنین بالاتر باشد. آمارهای رسمی نشان میدهند بر اساس نتایج سرشماری سال 90، آستانه تجرد قطعی مردان کشور در سال 1390 در گروه سنی 44-40 و در زنان 49-45 قرار دارد. همچنین سهم زنان 15-19 سال ازدواج کرده (پیشرسی ازدواج) در سال 1390، 4/21 درصد بوده است. بهعلاوه، میانگین سن در اولین ازدواج کشور در بین مردان پس از روندی کاهشی تا سال 1365 در دهه اخیر افزایش داشته و از 8/23 درصد در سال 1365 به 5/26 درصد در سال 1390 افزایش یافته است. در مقابل، میانگین سن ازدواج زنان همواره روندی افزایشی داشته و از 19 سال به رقم 5/23 درصد رسیده است و نهایتاً میانگین سن ازدواج بر اساس نتایج سرشماری 1390 در سطح استانهای کشور از الگوی متفاوتی تبعیت میکند. این آمارها و ارقام مربوط به رده سنی عدم تمایل افراد به ازدواج زودرس یا در سنین جوانی را نشان میدهند.
