«به مناسبت درگذشت دکتر معتمدنژاد و ماندلا »

محمدباقر فرهند « کارشناس ارشد علوم سیاسی »

   به یاد می آورم یکی از اساتید دوره دانشجویی ام در مقطع لیسانس داستانی واقعی را برای ما تعریف می کرد و می گفت که بعضی اوقات حوادثی در جهان رخ می دهد که وقتی به خوبی به آن بنگریم می بینیم که بخش های نگفته ای در آن وجود دارد که کمتر کسی آن را می تواند ببیند،دیدنی که فقط با چشم دل محقق می شود؛ او اشاره  می کرد به فوت استاد عالیقدر علامه یگانه محمدتقی جعفری که در آن دوران به دیدار الهی مشعوف شده بودند داشت . در ان زمان اگر به تارخی بنگریم چند سونامی و زلزله و سقوط قطار در مصر رخ داد و تعداد زیادی از مردم جان خود را از دست دادند . استاد ادامه داد : پروردگار برای اینکه اهمیت حضور انسان های خوب و بزرگوار را به بشریت نشان دهد ، با فرا رسیدن مرگ آنان به نوعی به ما می گوید که هستی به احترام ستون هایی در جهان پابرجاست و با رفتن هر ستونی اگر انسان تلاشی برای جایگزینی ان نکند ، ایزد مهربانی ها به حکمت الهی جمعی را گرفتار می کند تا آیات و نشانه های خود را به انسان نمایان کند ، هرچند که چشمان بشریت کور شده از خاک دنیا!

  سالها گذشت تا این صحبت استاد را  بارها و بارها در ذهن خود مرور می کردم و دیدم و برایم از هر حجتی        نمایان تر شد که جهان به احترام بزرگانش پابرجاست . بزرگانی که برای عزت ، اقتدار ، شرف و آگاهی بشریت سالها زحمت کشیده اند و جان ، مال و زندگی خود را وقف انسانیت نموده اند . در این راستا روز های اخیر دوباره ذهن من را درگیر این حاشیه ها نمود . فوت استاد عالیقدرم پروفسور زنده یاد و جاویدان معتمدنژاد که به حد محدود اما عمیق در انجمن ایرانی جامعه اطلاعاتی افتخار شاگردی وی را داشته ام و تقریبا کتاب و نوشتاری از وی وجود نداشته که در حوزه علم ارتباطات منتشر شده باشد و بنده نخوانده باشم و همچنین مرگ اسطوره ضد آپارتاید و نژاد پرستی ، پدر آزادی سیاه پوستان و بنیانگذار آفریقای نوین نلسون ماندلا که بخش قابل توجهی از زندگی خود را در راه تحقق آزادی بشریت و تغییر نگاه غیر انسانی به جامعه ای انسانی و اخلاق محور فارغ از رنگ ، نژاد و زبان وقف نمود ، بخشی از این نمونه وقایع است که به نظر می خواهد پیامی مهم را به جامعه بشری القاء کند و آن شاید این باشد که آزادی بهایی دارد که بزرگان هستی آن را پرداخت کرده اند تا در همیشه تاریخ جاویدان بمانند و به نیکی از آنان یاد شود تا سبک زندگی آنان درسی برای آیندگان باشند ، آزادی بهایی است که جزء با محنت ، سختی و عشق به دست نمی آید و برای ما امروز همه زندگی آنان به مثابه امانتی است که می بایست از آن پاسداری کنیم و به نسل های بعدی برسانیم و در فرهنگ خود از آن بومی کرده و بازتولید نمائیم، چراکه فرهنگی که تولید نداشته باشد محکوم به فناست. اما سرانجام سخن شاگردی بنده این است که چقدر در راه بزرگان دینی و اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، علمی، سیاسی خود قدم گذاشته ایم. به تعبیر بهتر آنچه شاید مهمترین نقد امروزی زندگی ما می باشد این است که ما یادگرفته ایم فقط محب باشیم، دوستدار خدا و پیامبر(ص) و ائمه (س)، دوستدار دانشمندان و عالمان و فعالین مدنی و اجتماعی؛ اما مطیع و بصیر زندگانی آنان نشده ایم و این درست آغاز انحراف در راه آزادیخواهی و تربیت نسلی چون انان است که بتوان ستون های هستی هوشمند و خردمحور را بر آن بنا نمود . به هر حال رفتن آنانی که سالها برای تحقق آزادی و عدالت در مسیر زندگی مطلوب بشری خدمت کرده اند ضایعه ای بس دشوار برای جامعه بشری فارغ از زنده بادها و مرده بادها ست . یادشان بخیر و راهشان روشن .... !