• سالها پیش آرزوی رفتن به زیارت مشهدالرضا را داشتم . سال اول دانشگاه بودم و هنوز مشهد و ندیده بودم . اصلا فکر و برنامه ای هم نداشتم . شبی به خواب دیدم سفره ای بزرگ پهن است و مردی با جبروتی الهی بالای سفره نشسته است و بسیاری جمع اند . وارد منزل که شدم آن اقای بزرگ فرمود من رضا هستم و تو از امروز مهمان سفره ی من هستی . نشستم دقیقا انتهای سفره شلوغه حضرت روبه رویش ... از خواب بیدار شدم . چه روزیای صادقی بود . گذشت و همان سال دقیقا شب عید غدیر از طرف دانشگاه کنار دوستان عزیزی که هنوز هم برایم عزیزند به مشهد رفتیم . علی ستاینده مهربان و محمد رودسرابی پر تلاش و بقیه ... سالها گذشته است و هر سال بدون اینکه حتی فکرشم کنم به پابوسی اش دعوت شدم و شب عید غدیر همیشه مشهد الرضای هشتم خادم ساده حرمش می شوم . میلاد امام مهربانی ها مبارک