گزارش تصویری کارگاه سمن های شهر کرج
http://www.kamnanews.com/shownews.aspx?newsid=27889
http://www.kamnanews.com/shownews.aspx?newsid=27889
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری مدیریت شهری کرج، کارگاه آموزشی توانمندسازی سازمان های مردم نهاد در حوزه مدیریت شهری با حضور مدیر کل اجتماعی استانداری البرز، مدیر کل اداره ورزش و جوانان استان و عضو و رئیس مرکز پژوهش ها و مطالعات راهبردی شورای اسلامی شهر کرج برگزار و راهکارهای ارتباط و تعامل بیشتر مدیریت شهری با سمن ها بررسی شد.
قابل ذکر است، محمدباقر فرهند، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه سازمانهای مردم نهاد به عنوان مدرس، به تشریح و تبیین ماموریت های سمن ها و سازمانهای مردم نهاد در حوزه مدیریت شهری پرداخت.
http://www.kamnanews.com/shownews.aspx?newsid=27889
12 آبان ماه 1394
( انتشار در ماهنامه رستاک / شماره دوم / آبان ماه 1394 )
محمدباقر فرهند ( پژوهشگر عضو انجمن علوم سیاسی ایران )
در تاریخ اسلام نهضت عاشورا نقطه عطفی است که از جنبه های گوناگون ، آغاز گر تحولات سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و امنیتی در ساخت ، بافت و اندیشه در میان مسلمانان و حتی فرا از آن محیط جهانی بوده است . این تاثیرات به حدی است که مهاتما گاندی ، رهبر فقید حرکت ضد استعماری و آزادی خواهی هند درباره امام حسین (ع) می گوید : « پیشرفت اسلام بر اساس استفاده از شمشیر نبوده ، بلکه بر اساس فداکاری و قربانی شدن حسین (ع) بوده است . من از حسین (ع) آموختم که چگونه به پیروزی دست یابم در حالی که مورد ستم واقع شده ام » ، به بیان دیگر گاندی انقلاب متفاوت هند را در بیرون راندن استعمارگران از کشورش مدیون تعالیم امام حسین (ع) می داند . حرکت تاریخ ساز امام حسین (ع) هرچند با واقعه تلخ و دردناک عاشورا ، منجر به تاریخ سازی شد اما در ابعاد مختلف گفتمانی دارای وجوهاتی است که معمولا کمتر در حوزه ادبیات راهبردی به ان پرداخته می شود .
در ابتدای این مطلب به نظر می رسد به منظور ایجاد درک دقیقی از موضوع ، می بایست تعریفی از گفتمان ارایه گردد ؛ واژه «گفتمان» كه سابقه آن در برخي منابع به قرن 14 ميلادي ميرسد، از واژه فرانسوي «discours» و لاتين «discourse-us»، به معناي گفتوگو، محاوره و گفتار و از واژه «discourrer /discoursum»؛ به معناي طفره رفتن، از سر باز كردن و تعلل ورزيدن گرفته شده است. (مك دانل، 1380: 10)
است.
ميشل فوکو (1984 ـ 1926)، انديشمند فرانسوي، گفتمان را در معناي جديد، دربرگيرنده نشانههاي زبانشناسانه (گفتاري ـ نوشتاري) و نيز غير زبان شناسانه (رفتاري ـ رواني) گرفت که نه تنها زبان، بلکه کل حوزه اجتماعي انسان را نيز در بر ميگيرد و افزون بر توليد نظامي از حقيقت،[1] آن را بر سوژه تحميل ميکند. فوكو، دو برداشت نسبتاً متفاوت، با عنوان ديرينهشناسي و تبار شناسي مطرح ميكند. نظريه گفتمان فوكو، بخشي از نظريه ديرينه شناسي اوست. از دیدگاه فوكو، گفتمان از تعداد محدودي گزاره تشكيل شده است كه براي ظهور آنها شرايط خاصي ميتواند تعريف شود. گفتمان دراين معنا ابدي و آرماني نيست، بلکه از نخست، تاريخي و زمانمند است. به نظر وی، حقيقت، محصول گفتمانهاست و نظامهاي مختلف معرفت تعيين ميكنند كه چه چيزي درست و چه چيزي اشتباه است. از این رو، جستوجوی حقيقت ناب، بيرون از گفتمانها بيهوده است. هدف فوكو، جستوجوي نظامهاي مختلف دانش و گفتمانها و قواعدي است كه تعيين ميكند چه چيزي را بايد گفت يا نبايد گفت و كدام درست و كدام اشتباه است.
و اما در مقام بحث با موضوع قیام گفتمان ساز امام حسین (ع) به نظر می بایست ابتدا به مدل رفتاری ایشان اشاره داشت ، قیام امام حسین (ع) از موضع گیری در مواجهه با دعوت به بیعت با یزید توسط حاکم مدینه ، تا سرانجام شهادت ، چند ماه بیشتر به درازا نکشید ، اما جانمایه حرکت که بسان روح کلی قیام در همه اجزای آن جاری و ساری است از یک سوء و حجم حوادث و قضایایی که در آن فاصله زمانی محدود با محوریت امام (ع) از مدینه تا مکه تا کوفه و کربلاا و دنباله آن تا شام و سپس مدیه اتفاق اقتاد از سوی دیگر ف قدر بزرگ و در جهات مختلف قابل توجه و اهتمام است که هنوز پس از قرن ها ف موضوع مطالعات تاریخی ، سیاسی و تحلیل های اجتماعی گسترده است . اهمیت واقعه عاشورا مشخصا در این است که فرجام آن منجر به شکل گیری گفتمانی شد که عملا در بخش قابل توجهی از دنیای اسلام تمدن ساز گردید .
فارغ از مواجهه با بسترهای سیاسی واقعه عاشورا که می توان به مواردی همچون بحران هویت و تغییر نسل ، قدرت طلبی و گروه گرایی مسلمانان ، احیای سرمایه داری و اشرافی گری در میان مسلمانان ، جنگ نرم و تبلیغات بسیار اغواگرایانه امویان ، تحریف فلسفه سیاسی اسلام در محوریت امامت و تبدیل آن به خلافت ، بی خبری و نداشتن تحلیل و بصیرت سیاسی صحیح ناشی از ضعف در نبود گفتمان غالب در کنار ترویج و تبلیغ جبرگرایی اشاره داشت ، مدل رفتاری و عملی حضرت مبتنی بر دکترین برتری خون بر قدرت نظامی است ؛ که آموزه های عام ان را می بایست در محورهای زیر تبیین نمود :
1- احیای اندیشه امامت نزد مسلمانان
2- احیای فرهنگ جهاد
3- زمینه سازی تشکیل حکومت اسلامی
4- احیای فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر در قبال ظالم
5- کارکرد جامعه پذیری
ویژگی های سیاسی گفتمان عاشورا که منجر به ایجاد یک گفتمان نیز گردیده در شکل گیری یک جریان سیاسی عمیق و به عبارتی تشکل سیاسی است که به جرات می توان گفت قدیمی ترین جریان سیاسی تاریخ محسوب می شود :
سازماندهی سیاسی ، آموزش سیاسی ، مشارکت سیاسی ، رقابت سیاسی ، همگرایی سیاسی ، حفظ پویایی سیاسی ، حرکت بر مدار خرد و شناخت ، سازمان هدایت گر سیاسی و مرکزی مشروع ( رهبری ) و کسب قدرت مشروع سیاسی از دال های ویژه این گفتمان هستند که پرداختن به هر یک صفحات بسیار طولانی را می طلبد .
گفتمان محوری عاشورا در دوران معاصر ایران منجر به وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 گردید . این گفتمان با نقش سیاسی و خاص حضرت امام خمینی (ره) نیز توانست به احیای آموززه های سیاسی عاشوراو انطباق آن با ظرفیت های بومی و خلاء های موجود در محیط سیاسی و اجتماعی ایران با رویکرد مردم سالاری دینی و عدالت سیاسی ، انقلابی را به منصه ظهور و پیروزی برساند که خود آغاز گر گفتمان دیگری درون گفتمان مادر ( عاشورا ) شد .الگوهایی که امام خمینی (ره) از نهضت عاشورا برداشتند در دال های اشاره شده قابل رصد می باشد :مبارزه با ظلم ، سازش ناپذیری در برابر ظلم ،صبر در برابر مشکلات ، ایثار و فداکاری ؛
با این توضیحات است که می توان به نقش آفرینی گفتمان عاشورا در شرایطی اشاره داشت که جهان در محیط پست مدرنیزم ورود کرده است . محیطی که دارای قابلیت ژله ای است و به تعبیری گفتمان هایش سیال هستند ؛ این سیالیت گفتمانی می تواند مظروفی باشد در درون ظروف متفاوت ؛ اما بی اغراق گفتمان عاشورا حتی فرا تر از همه « ایسم های » نظری امروز در سطح جهان است . امام حسین (ع) با مدل رفتاری و گفتاری خود عقلانیت ، خرد جمعی ، معرفت دینی ، مدیریت و مشارکت سیاسی ، توجه به رای و درخواست مردم ، اهمیت عشق و پاینبدی به تعهد ، رهبری دانا و هدفمند عمل کردن را در ظروف سیال همه دوران ها نشان داده است ؛ این گفتمان با افاع از عدالت ، فلسفه عاشورا را زنده نگه داشته و اجرای عدالت را ارث اصلی خود معرفی می کند به بیان دیگر دال مرکزی گفتمان عاشورا ؛ عدالت است به مفهوم توازن در همه زمینه های پیشرفت و توسعه کشور .
ویژه سازمان های مردم نهاد فعال در مدیریت شهری کرج
با ارایه :
- محمدباقر فرهند
( مشاور مرکز پژوهش و مطالعات راهبردی شورای شهر کرج و متخصص سازمان های مردم نهاد )
- احمد خیری
( مشاور شهردار کرج و معاون علمی - پژوهشی مرکز پژوهش و مطالعات راهبردی شورای شهر کرج و فعال سازمان های مردم نهاد )
- محمدملک زاده
( مدیر گروه ارزیابی سازمان های مردم نهاد وزارت کشور )
طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی می شود 21 مهر سال 59 شمسی. تاریخ شمسی هم که مثل قمری نیست که تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می شود با در آوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ حرفهای مقتل نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند. ما اوقات شرعی روز 21 مهر به افق کربلا (که در طول قرون حداکثر 3-+ دقیق اختلاف می تواند داشته باشد) را استخراج کرده ایم و روایات مقتل نگراها را با این ساعتها تنظیم کرده ایم.
5:47 اذان صبح
امام (ع) بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد. و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب... خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»
آن طرف نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.
حدود 6
امام حسین(ع) دستور داد تا اطراف خیمه ها خندق بکنند و آن را با خاربوته ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند.
7:06 طلوع آفتاب
کمی بعد از طلوع آفتاب. امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام (ع) نامه نوشته اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجّار بن ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه هایشان را به طرف آنها پرتاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه مقابل از امام (ع) پرسید چرا حکم ابن زیاد را نمی پذیرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند: «أَلَا وَإنَّ الدَّعِيَّ ابْنَ الدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ: بَيْنَ السِّلَّه وَالذِّلَّه؛ وَهَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه ... فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است. من را بین کشته شدن و قبول شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما دور است.» سخنرانی امام (ع) حدوداً نیم ساعت طول کشده است.
حدود 8
بعد از سخنرانی امام (ع) چند نفر از اصحاب آن حضرت به روایتی بُرَیر که «سید القرآء» (آقای قرآن خوانهای) کوفه بود (الفتوح) و به روایتی زهیر (تاریخ یعقوبی و طبری) خطاب به کوفیان سخنان مشابهی گفتند.
بعد از سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد. چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حُر. فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند. بعید نیست که کسانی دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند.
حدود 9
روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد. اولین تیر را به سمت سپاه امام (ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم.» بعد از انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند: «اینها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره ای جز پذیرش آن نیست. آماده شوید.» چند نفر از سپاه امام در این تیر باران کشته شدند. (تعداد دقیق را نمی دانیم . تعداد کشتگان تیر اندازی. با تعداد کشتگان حمله اول 50 نفر ذکر شده.)
حدود 10
بعد از تیراندازی ،«یسار»، غلام«زیاد بن ابیه» و «سالم» غلام عبیدالله ابن زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین(ع) نگاهی به او کرد و فرمود: «به گمانم حریف کشنده ای باشی» عبدالله آن دو نفر را کشت. البته انگشتان دست چپش قطع شد.
بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه کوفه شروع شد. ابتدا حجار به جناح راست سپاه امام حسین (ع) حمله کرد؛ اما حبیب و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزهها حمله را دفع کردند.
همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام(ع) حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت بعد از عقب نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد 500 تیر انداز فرستاد که دوباره سپاه امام(ع) را تیر باران و آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر 23 اسب لشکریان امام(ع) تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. الفتوح آن نفرات را 50 نفر و این شهر آشوب 38 نفر ذکر کرده
اولین شهید، ابوالشعثا بود و 8 تیر انداخت که 5 نفر از دشمن را کشت. امام(ع) او را دعا کرد.
گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت سر به امام(ع)حمله کنند زهیر و 10 نفر به آنها حمله کردند.
حدود 11 بعد از این حملات، امام(ع) دستور تک تک به میدان رفتن را به یاران داد. اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زندهاند نگذارند کسی از بنیهاشم به میدان برود. انگار برای شهادت با هم مسابقه داشتند. بعضی «در مقابل نگاه امام(ع)» شهید شدند. یکی از اولین کسانی که کشته شد، پیرمرد زاهد، جناب بریر بود. مسلم بن عوسجه بعد از او کشته شد. حبیب بر سر بالین او رفت و گفت کاش میتوانستم وصیتهای تو را اجرا کنم. مسلم با دست امام حسین(ع) را نشان داد و گفت: «وصیت من این مرد است». یک بار هفت نفر از اصحاب امام(ع) در محاصره واقع شدند، حضرت عباس(ع) محاصره آنها را شکست و نجاتشان داد.
۱۲:۵۰ اذان ظهر
حبیب بن مظاهر موقع اذان ظهر شهید شد. چون که نوشتهاند امام(ع) خطاب به اصحاب گفت یکی برود با عمر سعد مذاکره بکند و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمیشود.» حبیب به او گفت: «ای حمار! فکر میکنی نماز شما قبول میشود و نماز پسر پیامبر(ص) قبول نمیشود؟» به جنگ او رفت اما از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب کشته شد. امام(ع) از شهادت حبیب متاثر شد و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو میگذارم.»
امام(ع) نماز را شکسته و به قاعده «نماز خوف» خواند. گروهی از اصحاب به امام(ع) اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند. زهیر و سعید بن عبدالله حنفی خودشان را سپر امام کردند. نوشته اند سعید بن عبدالله ۱۳ تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. در آخرین نفس از امام پرسید: «آیا وفا کردم؟»
حدود ساعت ۱۳
۳۰ نفر از اصحاب امام(ع) تا وقت نماز زنده بودند و بعد از این ساعت شهید شدند.
بعد از کشته شدن اصحاب، نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر، حضرت علی اکبر پسر امام حسین(ع) بود. البته الفتوح عبدالله بن مسلم بن عقیل را اولین شهید بنی هاشم خوانده است. این عبدالله بن مسلم، به طرز ناجوانمردانهای شهید شد. شهادت او بر جوانان بنی هاشم گران آمد. دسته جمعی سوار شدند و به دشمن حمله بردند. امام آنها را آرام کرد و فرمود: «ای پسرعموهای من بر مرگ صبر کنید. به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»
حدود ساعت ۱۴
عاقبت امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) تنها ماندند. عباس(ع) اجازه میدان خواست اما امام او را مامور رساندن آب به خیمه ها کرد. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس(ع) دلاور در حالیکه با شجاعت تمام سعی در آوردن مشک آب برای زنان و کودکان داشت در محاصره دشمن دو دستش قطع شده و با عمودی آهنین بر سرش زدند که از اسب بر زمین افتاد. اباعبدلله سراسیمه خود را بر پیکر قطعه قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام(ع) برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود «اکنون دیگر پشتم شکست.»
حدود ساعت ۱۵
امام(ع) به طرف خیمهها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعدا در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنهاش نکنند. وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره اش علی اصغر را به میدان برد تا او را سیراب کند که به تیر حرمله کشته شد.
امام(ع) به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان میشد. بعضی تیر میانداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب میکردند. شمر و ده نفر به مقابله امام(ع) آمدند. بعد از شهادت امام(ع)، بر پیکر مبارکش جای ۳۳ زخم نیزه و ۳۴زخم شمشیر شمرده شد.
در مقاتل نوشته اند زمانی که امام(ع) در آستانه شهادت بود اما کسی جرات نمیکرد به سمت ایشان برود اهل حرم از صدای اسب ایشان ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام عبدالله بن حسن (ع) دوید و به طرف مقتل امام آمد. او را در بغل عمویش کشتند. امام ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند: «خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر!»
۱۶:۰۶ اذان عصر
وقت شهادت امام(ع) را وقت نماز عصر گفتهاند. روایت تاریخ طبری به نقل از وقایعنگار لشکر عمر سعد چنین است: «حمید بن مسلم گوید: پیش از آن که حسین کشته شود شنیدم که میگفت «به خدا پس از من کس را نخواهید کشت که خدای از کشتن او بیش از کشتن من بر شما خشم آرد.»
گوید: آنگاه شمر میان کسان بانگ زد که «وای شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند، بکشیدش!» گوید در این حال سنان بن انس حمله برد و نیزه در قلب امام(ع) فرو برد ...»
حدود ساعت ۱۷
بعد از شهادت امام(ع)، عدهای لباسهای آن حضرت را غارت کردند که نوشته اند تمام این افراد بعدها به مرضهای لاعلاج دچار شدند. غارت عمومی اموال امام حسین(ع) و همراهانش آغاز شد. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی برای خیمهها گذاشت.
یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بنمطاع بعد از شهادت امام به کربلا رسید و برای دفاع از حرم امام جنگید تا شهید شد.
نزدیک غروب آفتاب است . سر امام را جدا میکنند و به خولی میدهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببر
عاشورای امسال ، با سالهای دیگر در تفاوت است ؛ امسال نزدیکی آن به چهلمین روز درگذشت شهادت گونه زائران حرم امن الهی در پی بی تدبیری های دولت عربستان در کنار شهادت یکی از بهترین های این سرزمین سردار رشید حسین همدانی در دفاع از خاندان اهل بیت (ع) به ویژه جایگاه خاندان امام حسین (ع) ؛ به عاشورای گفتمان ساز ایران اسلامی رنگ وبویی خاص نیز داده است ؛ لذا وظیفه خود می دانم که یکبار دیگر مراتب تاثر و تالم عمیقم را به مناسبت درگذشت این عزیزان اعلام نمایم و از پروردگار متعال خواستار علو درجات برای ایشان و صبر برای خانواده های داغدارشان باشم .
در این ایام که ایران اسلامی عزادار؛واقعه عاشوراست از نگاه بنده ضرورتی دارد که به درس ها و عبرت های سیاسی عاشورا پرداخته شود ؛ چرا که این رویکرد تضمین کننده سربلندی انقلاب ما تا به امروز بوده و آینده را نیز رقم خواهد زد . یکی از اساسی ترین ابعاد حادثه عاشورا ، درس ها و عبرت های این گفتمان حقیقت ساز و نهضت عدالت محور است که موجبات ماندگاری آن را فراهم کرده است . بی شک دس های عاشورا در گستره زمان و زمین همچنان ادامه دارد ، چرا که در ادبیات عاشورا آمده است : « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و کل شهر محرم » بنابراین تعبیر ؛ درگیری حق جویان و عدالت خواهان با باطل و ستمگران همیشگی است . لذا رویداد عاشورا در تاریخ همواره قابل تکرار است . پس درس اصلی و محوری عاشورا وظیفه انسان عدالت خواه و ظلم ستیز در قالب انقلاب و مبارزه در قبال ظلم و جور است .
از این روی ؛ عاشورا رسالت بزرگی را بر دوش همه دینداران به ویژه آگاهان جامعه نهاده است ، رسالتی که موجب حیات بخشی و حرکت آفرینی گفتمان عاشورا شده است . درس های عاشورا را می توان در گل واژه هایی همانند عدالت خواهی و ستم ستیزی ؛ عزت ، سربلندی ، پاسداری از اسلام و ارزش های اسلامی ، شهادت در راه خدا ، جمع میان سیاست و معنویت و اخلاق ، امر به معروف و نهی از منکر از جمله درس های مهم در عرصه رفتار سیاسی رویداد عاشورا است . بر این اساس ، عبرت آموزی از حادثه عاشورا به این معناست که انسان همواره آن را مورد مطالعه قرار دهد و در مقام مقایسه با وضعیت موجود عمل نماید و تلاش کند تا بفهمد در چه وضع موجودی قرار دارد و تهدیدات را بشناسد ؛ درس های عاشورا نیز به این مفهوم است که گفتار و رفتار عاشورایان را در زندگی فردی و اجتماعی خود الگو و اسوه قرار دادن ؛ پس می توان درس های سیاسی واقعه عاشورا را در مواردی فوق بیان نمود که اشاره شده است .
در جمع بندی عبرت های سیاسی عاشورا ، نهایتا دو عنصر اصلی و راهبردی قابل بیان است که حکومت و مردم با نصب العین نمودن آن می توانند از گزندها و تهدیدات دوران رهایی بیابند :
1- دگرگونی ارزش ها و آرمان ها ؛
2- کوتاهی خواص از رسالت خود
پس نهایتا تحلیل درست از درس ها و عبرت های عاشورا ، نقشه راه زندگی سعادتمند و توام با موفقیتی را برای نسل های امروز و آینده در ابعاد گوناگون فراهم می کند . به بیان دقیق تر گفتمان عاشورا همانند چراغ هدایت بشریت ، نگهبان نظام اسلامی در برابر آفت ها و خطرهای داخلی و خارجی محسوب می گردد .
حضرت آیت الله خامنه ای روز گذشته (چهارشنبه) در دیدار جمعی از دانشجویان و استعدادهای برتر علمی، نخبگان و مسوولان کشور بیانات، توصیه ها و هشدارهای مهمی را بیان کردند.
مهم ترین محورهای بیانات ایشان در این دیدار به شرح ذیل است:
**آینده کشور به برکت اهداف، شعارها و حرکت انقلابی جامعه و حضور انبوه نخبگان جوان و حرکت عظیم و پرشتاب علمی و فناوری که آغاز شده ، آینده ای روشن و همراه با پیشرفت و اقتدار و نفوذ روزافزون معنوی در منطقه و جهان خواهد بود و کسانی که در این شرایط بدنبال دلسرد کردن نسل جوان از حال و آینده هستند، مرتکب خیانت به کشور و ناموس ملی می شوند.
**از آنجا که جمهوری اسلامی ایران قدرت خود را درون زا می داند، جوان های هوشمند، متعهد و با استعداد، از بزرگترین فرصت و ثروت این کشور محسوب می شوند.
**این نخبگی را از برکت انقلاب اسلامی نیز بدانید زیرا انقلاب به جوانان ایران شخصیت، هویت و جرأت داد تا نیرو و استعداد درونی خود را به کار اندازند.
**کسب رتبه برجسته علمی در میان دویست کشور جهان یکی از ثمرات انقلاب اسلامی است؛ایران اکنون در حالی به رتبه بالای علمی رسیده که در طول بیش از سه دهه گذشته، با جنگ تحمیلی، فشارهای سیاسی و تحریم های اقتصادی مواجه بوده است.
** این جایگاه برتر علمی که بدست آورده اید به برکت امنیت کشور نیز بوده است، بنابراین باید قدردان تأمین کنندگان امنیت همچون شهید سردار همدانی باشید.
**تشییع باشکوه شهید همدانی بویژه در شهر همدان نشانه قدردانی ملت از تأمین کنندگان امنیت است و اگر امنیت نباشد، تحقیق و پژوهش و دانشگاه و پیشرفت علمی نیز نخواهد بود.
**یکی از آفت های افراد صاحب امتیاز «احساس تافته ی جدا بافته بودن» است؛این، یک بیماری شخصیتی است که نباید بگذارید در شما رشد کند و تنها راه مقابله با آن نیز تقویت «روحیه جهادی» و انجام دادن کار با همه توان برای خدا و به عنوان یک وظیفه است.
**شرکت در اردوهای جهادی یکی از راههای تقویت «روحیه جهادی» است؛ شرکت در اردوهای جهادی موجب آشنایی با متن مردم و مشکلات و معضلات جامعه می شود.
**بی خبر بودن برخی مسوولان از واقعیات و معضلات جامعه بخصوص در روستاها و شهرهای دور دست و در میان خانواده های فقیر یکی از مشکلات است؛ اردوهای جهادی بهترین فرصت برای جوانان به منظور آشنایی با واقعیات و همچنین خدمت مستقیم به مردم است.
**به جای آن که خود را در هاضمه بی رحم و آزمند جوامع بیگانه، قرار دهید، سازنده هندسه صحیح سلامت کشور و تضمین کننده مغز و سلسله اعصاب و استخوان بندی جامعه خود باشید.
**ماندن در کشور و تلاش برای برطرف کردن ضعف ها و منشأ اثر بودن برای مردم، دارای افتخار و شرف است.
**اگرچه غربی ها در مسایل علمی و فناوری پیشرفتهای زیادی کرده اند اما نباید مرعوب این موضوع شد زیرا توانایی بالقوه جوان ایرانی بسیار بالاتر است و اگر قرار بر مقایسه باشد باید بیش از سه دهه کنونی ایران با بیش از سه دهه آن کشور ها بعد از استقلال آنها، مقایسه شود.
**نسل جوان کنونی می تواند افتخار دست یابی به پیشرفتها و مراحل بزرگ علمی را برای خود به ثبت برساند و عزتمندانه پایه های استقلال علمی کشور را مستحکم کند.
**بنیاد نخبگان باید جدی گرفته شود؛ بنیاد نخبگان یک بنیاد ملی و راهبردی است و نباید وظایف آن به دانشگاهها سپرده شود.
**بنیاد نخبگان نیز به برنامه ریزی دقیق بمنظور زمینه سازی برای ظهور و بروز عملی توانایی استعدادهای برتر جوان بپردازد؛ باید برای جوان نخبه زمینه کار و احساس مفید بودن بوجود آید و به ماندن در کشور تشویق شود.
**تسهیل تکمیل فرآیند تحصیلی نخبگان، افزایش روند تشکیل شرکت های دانش بنیان، و ایجاد هسته های علمی در دانشگاه ها با محوریت اساتید برجسته، متعهد و انقلابی از جمله اقدامات لازم برای ادامه حرکت علمی نخبگان است.
**نقش اساتید در هسته های علمی دانشگاه ها بسیار مهم است و باید از اساتیدی استفاده شود که معتقد به آبادی و آینده ایران و دلسوز کشور و پایبند به ارزش ها و انقلاب باشند.
**یکی از راه های تحقق سیاستهای اقتصاد مقاومتی که از همان ابتدای اعلام مورد استقبال صاحبنظران قرار گرفت، حمایت از شرکتهای دانش بنیان و طراحی لازم در این خصوص است.
**درخصوص نحوه اجرا و پیشرفت سیاستهای اقتصاد مقاومتی، اکنون زمینه بحث نیست اما از پیشرفت این سیاست ها خشنود نیستم.
**پیشنهاد می کنم موضوع یکی از نشست های جوانان نخبه به «چگونگی نقش آفرینی نخبگان جوان در اقتصاد مقاومتی» اختصاص یابد تا با استفاده از فکر و دانش جوانان، به یک طراحی داخلی برسیم.
**موضوع شناسایی و پرورش استعدادهای برتر در دوران دبستان و متوسطه بسیار مهم است؛ شخص وزیر آموزش و پرورش باید روند اجرای این طرح«شهاب» را مورد بررسی دقیق قرار دهد و اجازه ندهد که این طرح مورد بی مهری قرار گیرد.
**پیشرفت های شگرف علمی کشور در زمینه های نانو، سلول های بنیادی و انرژی هسته ای، توهم نیستند بلکه واقعیاتی هستند که همه دنیا از آنها اطلاع و آگاهی دارند، بنابراین دلسرد کردن جوانان و انکار حرکت عظیم و سریع علم و فناوری، خیانت به کشور و ناموس ملی است.
**هشدار دیگر من درخصوص مقابله برخی مسوولان، مدیران و اساتید در دانشگاه ها با عناصر مؤمن، انقلابی و متعهد است که وزرا باید در این قضیه کاملاً هوشیار باشند و اجازه چنین کاری را ندهند.
**زنده ماندن اهداف، شعارها و حرکت انقلابی در جامعه مهم است؛ علت اصلی عصبانیت دشمنان از ملت ایران، همین موضوع است و بر همین اساس می گویند مقابله با ایران تا زمانی که شعارهای انقلابی زنده است، مشکل خواهد بود.
**اکنون شعار ها واهداف انقلابی در جامعه بگونه ای زنده است که حتی برخی افراد غیر معتقد به این شعارها، مجبور به همراهی ظاهری هستند و انقلاب اسلامی به صراط مستقیم خود ادامه می دهد که این، از استثناهای انقلاب های بزرگ دنیا است.
**هنگامی که حرکت و تفکر انقلابی در کشور وجود دارد، پیشرفت و نفوذ روز افزون ایران و تسلط روحی و معنوی در منطقه و خارج از منطقه، روز بروز بیشتر خواهد شد.
**جمع بندی سخنان من، «خوش بینی مستدل نسبت به آینده» است.
« ضرورت بازنگری در گفتمان های سیاسی در ایران امروز »
سیاست بر سیاست یا سیاست بر جامعه
محمدباقر فرهند
کارشناس ارشد علوم سیاسی
با آغاز فعالیت دولت تدبیر و امید و با نزدیک شدن به ایام انتخابات ، بارقه های فعالیت مجدد جریانات اصلاح طلب و خروج از انزوای انان در سالهای گذشته با دریافت مجوز تشکیل احزاب سیاسی همچون حزب اراده ملت ایران ، ندای ایرانیان و ... در کنار جریانات سنتی اصلاح طلب و گروه های اصولگرای سیاسی قوت گرفته است . در این اثنی مجموعه جریانات سیاسی ایران مدعی هستند که از تحولات گذشته درس های فراوانی آموخته اند و رویکرد همه آنان انجام فعالیت حرفه ای حزبی در محیط سیاستی کشور است . اما ذکر چند نکته در سیر جدید فعالیت های سیاسی جریان تحزب در ایران طی دوره جدید فعالیت به نظر دارای اهمیت ویژه ای می باشد .
نکته اول از نگاه نگارنده این است که امروزه با تغییر در هستی شناسی و معرفت شناسی فلسفه سیاسی بسیاری از مباحث حکمروایی دستخوش تغییرات جدی شده و فضای پست مدرنیزم را هم حتی در بخشی از این رویکردها پشت سر گذارده است ، در این رویکرد دیگر سیاست صرفا به مثابه سیاست مورد کاربرد حاکم نیست ، بلکه سیاست بخشسی از روند حکومت حاکمان و دولت ها محسوب می شود ، به تعبیر دیگر سیاست بر جامعه معیار است ، یعنی سیاستی موثر می باشد که برگرفته از خواستگاه رفتارها و باورهای آحاد مردم به عنوان عناصر اصلی شکل گیری دولت در عصر قدرت های ژله ای باشند .
به بیان صریح تر ، اینک عناصر قدرت از صرف مولفه های سنتی خود خارج شده و به گویه های فرا تری تغییر شکل داده اند که بخش قابل توجهی از ان ها ناشی از انقلاب اطلاعاتی و ارتباطاتی می باشد . دیگر دولت ها نمی توانند با برنامه های سیاسی و سیاست ورزی به مفهوم حتی مدرن آن به مدیریت جامعه بپردازند ، انان با درک مفاهیم ناشی از تغییرات مورد بحث دریافته اند که نه تنها سرمایه اجتماعی دارای ارزش والایی است بلکه میزان عمل به تکلیف دولت ها در قبال مردمانشان و برعکس در راه رسیدن به زندگی آرام و ایمن نیز به همان اندازه وزن دارد . وزنی که در اصل انتظار جامعه را از سیاست تعریف می نماید . حال این انتظار گاهی امنیت است ، گاهی اقتصاد پویا و عمدتا به زیستی و زندگی رفاهی را شامل می شود ، لذا شهروند امروز تکثر گرا به دنبال گفتمانی است که خلاقیت ، منجر به آفرینش روش مند محصولی گردد که زندگی وی را بتواند مدیریت کرده و رفاه حداکثری را در مفهوم وسیع کلمه برایش به ارمغان بیاورد ؛ این رویکرد از نگاه بنده محصول واقعه ای فراتر از حتی پست مدرنیزم نیز می باشد .
اما محیط سیاسی ایران ، موضوع اصلی این یادداشت می باشد ، محیطی که بدون دریافت صحیحی از گفتمان های حاصل از قرن ها کشمکش اندیشه ای و حتی انقلابی در محیط غرب به ناگاه توسط نخبگان غرب رفته چپ زده در محیط لیبرالیسم به صورت غیر بومی وارد عناصر سنتی ، بسته و استبدادی ایران می گردد . ورود گویه های لیبرالی و مارکسیستی در کنار اندیشه حداقلی منتقل شده به جامعه به شدت سنت گرای ایرانی بدون بررسی ظرفیت ها و زیر ساخت های تمدنی ایران ، منجر گردید که حافظه تاریخی نسل ها پس از نسل ها شکل بگیرد که این جریانات ، فقط نوشخوار اندیشه سیاسی غرب در فضای شرق می باشد .
فرهنگ سیاسی مردم در ایران ، با رویکرد تحزب گرایی و احترام به چند صدایی به دلیل ساخت و بافت جامعه ایرانی اساسا مخالفت جدی داشت ؛ به تعبیر استادی در ایران ما جمع می شویم اما جمعیت نمی شویم ! یعنی این که حاضر به فعالیت گروهی در مسیر مشخص نیستیم ؛ لذا در این محیط که جملگی نیز بر آن اذعان می کنیم طمع کارانه به دلیل ژست خاص روشنفکری به سبک غرب ، مولفه های آن را می پذیریم ، بدون انکه اصلا باوری به همه شاخص های دموکراسی و یا دیگر ایسم های گفتمانی در غرب داشته باشیم . به جرات می توانم بگویم این رویکرد تا به امروز هم وجود دارد ، بخش قابل توجهی از روشنفکران غرب رفته چپ زده در محیط سیاسی ایران هنوز نتوانسته اند آموزه های خود را بومی کرده و نسخه های عملیاتی در محیط جامعه شناسی سیاسی ایران ارایه دهند و این تازه اول راه ما در پیچ تاریخی است که بسیاری از روشنفکران ایرانی تا به امروز در ان مانده اند .
به بیان بهتر ، آنانی که خود جریان تحزب را به ایران منتقل کرده اند ، نسل در نسل با هر جریانی که تا به امروز شناخته می شوند ، نتوانستند تغییری جدی را به سبک غربی به وجود بیاورند و این دقیقا آفت اصلی جریان شناسی سیاسی در ایران می باشد که همه جریانات سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب درگیر ان هستند . در تعبیری دقیق تر ، امروز ما در حوزه تحزب ، کار گروهی سیاسی و اندیشه سیاسی ، کمتر جریان ساسی کنش گر حرفه ای را می توانیم بیابیم که شکل خودش باشد ! یعنی فعالین و نخبگان جامعه امروز ایران تبدیل به تابلوهای زیبای فلسفه ای شده اند که نه خودشان و نه شهروندانش درک صحیحی از آن ندارند . در این نگاه به نظر نخبگان باید به عنوان کشنگران اصلی سیاسی و بومی ایران تلاشی منطبق بر رویکرد های ساختاری جامعه ایران امروز داشته و با فهم دقیق از تغییرات صورت گرفته اقدام به گفتمان سازی برای فردا نمایند . فردایی که در صورت ادامه این روند بی هدف و بی هویت اداره خواهد شد .به نظر می بایست نخبگان و حاکمان دست بر دست هم داده تا ضمن اجرای سیاست بر جامعه ، به افزایش سطح دانش و آگاهی مردم اقدام کرده و بر بستری خانه های تفکر فردا را بنا نمایند که آینده را معطوف به اراده نماید و نه شعار ، به نحوی برنامه ریزی کنند که روندهای آینده را طراحی کرده و سناریو نویسی نمایند ، سناریویی که ترجمان ایده های مردم باشد تا دال های جدیدی برای گفتمان های نو در فضای سیاسی ایران شکل بگیرد . در این راه نخبگان نیز می بایست با واقعیت ها همانطوریکه وجود دارند روبه رو شوند و دست به خلق واقعیات مجازی و ذهنی نزنند ، چرا که در مسیر ایجاد تمدن بزرگ اسلامی و ایرانی قطعا اختلال به وجود می اورد .
نکته مهم بعدی که می بایست به ان اشاره شود ، ضرورت ایجاد گفتمان های ویژه است ، گفتمان هایی ماندگار ، پویا و مبتنی بر اراده شهروندان ، باید خلاقیت در گفتمان سازی شکل بگیرد و از حالت تماشاگر صرف نظریه های گاها کهنه غرب خارج شده و با درک منتج از نتیجه تلاش ، کرسی های نظریه پردازی را فعال نمائیم . امروز سیاست بر جامعه تعریف می شود ، یعنی اراده ملت است که سیاست را شکل می دهد و حاکمان را به حکومت می رساند .
لذا در جمله پایانی عرض شود که نقاط خالی امروز جامعه شناسی سیاسی ایران بالاخص در حوزه تحزب ، به شرح زیر قابل بیان می باشند که می بایست اندیشمندان علوم اجتماعی به مفهوم وسیع کلمه ضمن شناخت دقیق دست به تلاش ویژه زده و ضمن حمایت از نظریه پردازان ، طراحان گفتمان و جوانان خلاق نسبت به انان اشرافیت لازم را داشته باشند :
1- غیر بومی بودن
2- عدم خلاقیت
3- عدم تولید گفتمان های نو و بومی در حوزه اندیشه سیاسی ایران
4- عدم شناخت دقیق و بازتولید دال های گفتمان ساز در محیط سیاسی ایران
5- تک محور بودن در بسیاری از تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها و عدم توجه به واژه « ما »
6- ورود مباحث ایدئولوژیکی به گفتمان های موجود
7- ضعف تفکر موثر و مهارت حل مساله در متخصصین علوم انسانی
8- مقاومت شدید سنت گرایان و محافظه کاران در قبال تغییر
9- نداشتن یک برند حرفه ای ناشی از مدل های برند سیاسی و کمیپن های اجتماعی در بسیاری از کشورهای جهان ، بالاخص ایران
تحلیلی بر علل وقوع و ادامه یافتن نبرد 8 ساله عراق علیه ایران
« پاسخ به تاریخ »
محمدباقر فرهند
اشاره
در این نوشتار تلاش می شود تا با واکاوی 5 دوره احتمال اتمام دوره جنگ عراق علیه ایران بتواند پاسخی به شایعات و ابهامات موجود نماید . لازم به ذکر است که در تدوین این متن نگارنده از دیدگاه های یادگاران ارزشمند دوران دفاع مقدس نیز بهره برده است .
*****************
اساسا در 5 مقطع اصلی می توان بیان داشت که می توانست جنگ عراق علیه ایران به اتمام برسد :
الف – پس از سقوط خرمشهر و فتح ان توسط نظامیان عراقی ؛
ب- بعد از عملیات غرور آفرین بیت المقدس و فتح خرمشهر توسط نیروهای دلاور ایرانی ؛
ج- بعد از عملیات فاو
د- بعد از عملیات کربلای 5 و تصویب قطعنامه 598 سازمان ملل متحد
ه- 26 تیر ماه 1367 و پذیرش قطعنامه توسط طرفین
در این بحث سوالات زیر مطرح می شود :
1- چرا جنگ در سال 1367 به پایان رسید ؟
2- جنگ در کدام مقطع به پایان می رسید ، منافع بیشتری را نصیب جمهوری اسلامی ایران می کرد ؟
3- در کدام مقطع احتمال پایان جنگ وجود داشته است ؟
الف – پس از سقوط خرمشهر
وضعیت موجود :
1- استقرار نیروهای نظامی عراق در بخش قابل توجهی از خاک جمهوری اسلامی ایران – حدود 1 از 49 % از خاک ایران در اختیار عراقی ها بود ؛
2- نبود میثاق نامه بین المللی مناسب و راه کارهای اجرایی و نبود معادهات الزام آور ؛
3- عدم تمایل قدرت های بزرگ مبنی بر اتمام جنگ
همانطوریکه مشخص است ، اشغال خاک ایران ، بی توجهی نهادهای بین المللی نسبت به تهاجم عراق علیه ایران و عدم اطلاق موقعیت جنگی به شرایط بین طرفین از یک طرف و عدم تمایل قدرت های بزرگ مبنی بر اتمام جنگ و علاقمندی غرب نسبت به شکست ایران و انقلاب آن از علل عدم اتمام جنگ در این برهه بود است . انچه ضروری است این می باشد که می بایست نقاط اشغال شده از دست متجاوز خارج شود ؛ لذا هیچ یک از طرفین اساسا آمادگی برای صلح نداشتند .
ب – بعد از عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر توسط رزمندگان ایرانی
وضعیت موجود :
1- عدم تمایل قدرت های بزرگ به پایان جنگ
2- باقی ماندن بخش های عمده ای از خاک ایران در اشغال نیروهای عراقی
3- عدم اطلاق شرایط جنگی پیش امده توسط غرب و بیان کلماتی نظیر وضعیت در تشریح نزاع
در این شرابط برخی از گروه های داخلی همانند نهضت آزادی معتقد بودند که می بایست جنگ به اتمام می رسیده که در جای خود قابلیت نقد دارد ؛ اما دلیل اصلی عدم اتمام جنگ بر این بود که : اساس افکار عمومی داخلی ایران از اتمام جنگ حمایت نمی کردند و غرور خدشه دار شده ملی اجازه نمی داد که این فرآیند آغاز شود ، نکته دیگر که قابل درک است تقویت ارتش عراق برای انجام حمله مجدد به یاران و انگیزه بسیار بالای صدام در ادامه نبرد بود و همچنین وجود معضل ژئوپولتیکی در شمال خلیج فارس و عراق و علاقمندی عراق به دستیابی به آب های گرم از طریق تصرف خلیج فارس و جنوب ایران . در این بحخش لازم به توضیح است که صرفا خرمشهر آزاد شده و حصر آبادان شکسته می شود اما کماکان جنگ در جبهه های مختلف با اشغالگران بعثی ادامه داشته است .
ج – بعد از عملیات غرور آفرین فاو
وضعیت موجود :
بعد از عملیات های والفجر مقدماتی و رمضان نوعی تجدید نظر در استراتژی جمهوری اسلامی ایران در ابعاد نظامی و دیپلماسی جنگی رخ می دهد ، چرا که ما در زمان بعد از عملیات بیت المقدس ، ادامه جنگ را یک واجب می دانستیم و به نظر قدرت آتش ایران نیز باعث اضمحلال ارتش عراق شده بود ؛ اما بعد از عملیات رمضان و عملکرد ارتش عراق در بازسازی خود ؛ استراتژی ایران تغییر یافته و عملا مسئولین نظامی تصمیم به جدا سازی در عین هماهنگی میان عملیات های ارتش و سپاه پاسداران و بسیج می شود .
در این حال شعار راهبردی « جنگ ، جنگ تا یک پیروزی » تبدیل به نگاه محوری « جنگ ، جنگ تا یک پیروزی » می شود . متاسفانه در این دوران عملیات های خیبر و بدر انجام می شود که در آن ها پیروزی کسب نمی شود ؛ تغییر در شعار فوق عملا به مفهوم این است که « صرفا تصرف یک منطقه استراتژیک » می تواند جنگ را به اتمام نزدیک کند . در نتیجه تصرف فاو در شرایطی رخ داد که : ابزار نظامی ، هدف سیاسی و دیپلماسی غیر فعال ملاک قرار گرفت.به بیان دیگر پس از فتح فاو ، دیپلماسی ایران نتانسته امتیاز گرفته و دنیا نیز حاضر به امتیاز دهی به ایران نمی شود ؛ چرا که علاقمندی به پیروزی ایران در جنگ وجود نداشت ؛ به تعبیر دیگر استراتژی قدرت ها : « پایان جنگ ، بدون برنده » القاء گردیده بود .
در این شرایط مصوبه ای هم در سازمان ملل متحد به وجود نمی آید ؛ اساسا در این موقعیت شرایط ایران در سه محیط قابل بحث است :
1- بازیگر عراق در شرایط منفی و در اوج شکست نظامی بود و لذا عملا مایل به صلح نبود .
2- بازیگر ایران در شرایط مثبت و در اوج پیروزی بود ، ایران مایل به صلح توام با پذیرش جهانی بود .
3- بازیگران محیط بین المللی در شرایط منفی بوده و عدم وجود برنده استراتژی راهبردی حامیان صدام محسوب می شد .
در نتیجه شرایط برای پذیرش صلح و اتمام جنگ مهیا نبوده و لذا صلح محقق نگردید .
د – بعد از عملیات کربلای 5 و تصویب قطعنامه 598
وضعیت موجود :
شرایط ، کماکان در محیط فوق وجود داشت ، یعنی ایران در اوج پیروزی پس از فاو بوده ؛ یعنی هم مخالفت غرب را داریم و هم عدم حمایت های بین المللی از صلح ؛ در این شرایط اما قدرت های بزرگ بعد از عملیات کربلای 5 تجدید نظر استراتژیکی در دیدگاه های خود بروز می دهند و این پیش بینی که در صورت تداوم جنگ ، امکان سقوط صدام را به دنبال می آورد ، آنان را وادار می سازد و می هراساند و در نگاه خود به جنگ عراق علیه ایران بازبینی می نماید . آنان سعی می نمایند تا با تنظیم توافقی به این منازعه 8 ساله پایان دهند . در این توافقنامه مقرر شد که جنگ ایران و عراق بدون طرف پیروز پایان یافته و قطعنامه ای تنظیم و خواستار اتمام جنگ شوند و این درست در شرایط موفقیت و برتری نظامی ایران در منطقه و در نبرد بود . لذا در این محیط سه بازیگر اصلی اینچنین ترسیم می گردد :
1- بازیگر محیط بین المللی ، مایل به اتمام جنگ بودند و در این راه منافعش نیز تامین می شد ؛
2- بازیگر ایران ، مایل به اتمام جنگ ، ایران در اوج پیروزی و قدرت چانه زنی بالا در قطعنامه است ؛
3- بازیگر عراق ، مایل به اتمام جنگ ، در اوج شکست و نگران تکرار شکست های پی در پی آنها .
در این راستا مجموعه درخواست های ایران در بندهای قطعنامه 598 با تشکیل گروه های کاری بررسی می گردد ، درخواست های ایران به شرح زیر بود :
1- لحاظ کردن خواسته های جمهوری اسلامی ایران در بندهای قطعنامه 598 ؛
2- اطلاق لفظ جنگ به جای وضعیت به نبرد عراق و ایران
3- تشکیل کمیته های احقاق حقوق ( تعیین متجاوز ، پرداخت غرامت و اتش بس و ... )
با این رویکرد ، ایران قطعنامه را نه رد می کند و نه تائید و سیاست چانه زنی را ادامه می دهد و عملا دیپلماسی فعال می گردد . اما عراق سریعا قطعنامه را می پذیرد . در این حال است که بزرگترین خطای استراتژیک ایران رخ می دهد که به شرح زیر قابل بیان می باشد :
1- بدبینی ما نسبت به نظام بین المللی ، امکان عدم رسیدن ما به حقوقمان مثلا غرامت ها و تعیین متجاوز ، اطاله چانه زنی ها و عدم موفقیت در اکثر بندها و تمایلات ایران به دریافت امتیازات بیشتر موجب میشود که جنگ ادامه پیدا کند . ایران قطعنامه را در محیط قدرتمندی که به دست آورده بود رد کرده و تصویب نمی کند و پذیرش قطعنامه را به شرط زیر تشریح می کند :
2- استراتژی افزایش امتیازات
3- پذیرش قطعنامه موکول به یک اقدام نظامی دیگر
ه – 26 تیرماه و پذیرش قطعنامه توسط طرفین
وضعیت موجود :
پذیرش قطعنامه با یک اقدام نظامی دیگر ، عملیات والفجر 10 را به همراه داشت ، در این عملیات عراق عکس العمل شدیدی را نشان داد و نیروی های ایرانی متوقف شدند ، در این عملیات عراق با بهره گیری از سلاح های غیر متعارف و شیمیایی ضمن بمباران شلمچه ، با این سلاح ها به مواضع ایران حلمه کرده و تلفات انسانی فجیعی را به بار گذاشت. در این حال عراق به ایران هشدار داد که جنگ را با بهره گیری از همین سلاح ها به محیط غیر متعارف کشیده و شهرهای ایران را با سلاح های شیمیایی مورد هدف قرار می دهد و در این شرایط غرب نیز به شدت بر ایران فشار می آورد که قطعنامه را بپذیرد ؛ در این حال بود که ما شکست سنگینی را متحمل شدیم و وضعیت عراق در شرایط موفقیت قرار گرفت . در شرایط جدید عراق نیروهای خود را در جنوب مستقر کرده و موازنه استراتژیک قدرت را برهم زد و در اثر غفلت ما در اصطلاحا مست بودن از عملیات شلمچه و فاو ؛ با کمک منافقین و سربازان بدون اونیفورم صدام به مواضع ایران حملات گسترده نمود . مقاومت جمهوری اسلامی ایران در جنگ ؛ باعث شد که قدرت های بزرگ ضمن باور به قدرت ایران به رفتارها و خوی جنگ طلبانه عراق و صدام پی برده و بر فشارهای خود بیافزایند . در این حال آنان می دیدند که با این وضعیت جنگ به اتمام نمی رسد و روند فرسایشی خود را نیز ادامه می دهد .
جای بحث جدی است غ چراکه دیگر د راین شرایط در قطعنامه 598 ایران در موقعیت برتر نبود ، بلکه عراق در محیط برتر قرار داشت ؛ در شرایط اینچنینی بود که ایالات متحده با لشکر کشی به منطقه خلیج فارس اقدام به مداخله مستقیم در جنگ نمود . آمریکا با حمله به نفت کش ها و سکوهای نفتی ایران و حمله به هواپیمای مسافربری ایرباس ایرانی ، عملا فشار را بر ایران صد ها برابر می کنند و فضا کاملا برای پذیرش قطعنامه ای که به تعبیر حضرت امام خمینی (ره) جام زهر بود را فراهم می کند . در این حال عراق مجددا به خرمشهر و آبادان حمله کرده بود و منافقین خلق ایران با حمایت عراق و CIA در مرزهای غربی کشور و کرمانشاه وارد ایران شده که با دلاور مردی های نیروهای مردمی ، بسیج قهرمان و سپاه و هوانیروز و ارتش و تلاش بی وقفه سپهبد شهید علی صیاد شیرازی و همرزمان وی ، منجر به شکست عراق و منافقین شد که موضوع ان بحث و مطلب دیگری است و عملیات فروغ جاویدان و یا مرصاد رقم خورد .
به تعبیری دیگر می توان گفت که جنگ با مداخله غرب در 26 تیرماه 1367 به اتمام رسید . نهایتا پاسخ به این سوال اصلی که چه زمانی بهترین موقع برای پایان جنگ بود می توان گفت که : بهترین زمان برای پذیرش قطعنامه 598 ، پس از عملیات کربلای 5 بوده که شرایط مطلوب و خوبی وجود داشت و ایران در اوج قدرت به دلیل ضعف در تحلیل سطوح استراتژیک محقق نشد .
ابتدا به نظرم می بایست تعریف منافع ملی را در ایران بازخوانی کرد ، چرا که قطعا با تعاریف جاری و آکادمیک و دانشگاهی ما در تفاوت است ، گره خوردگی شدید منافع ملی و منافع حاکمیتی به همدیگر از یک سو و وزن کشی های ایران و عربستان در محیط جنگ سرد نوینی که آغاز کرده اند نیز از طرف دیگر ماجراها مورد ارزیابی و تحلیل قرار گیرد . از منظر بنده به عنوان صرفا بی تخصص ترین فرد در میان نخبگان حاضر در گروه این است که مدیریت عربستان بر جریان عظیم حج که همه ساله تکرار می شود ، مشخصا در این روزها جای تامل و تعمق حرفه ای دارد . هرچند که صادقانه باید پذیرفت مدیریت جمعیتی در حدود 2 میلیون نفر در مدت نسبتا طولانی حضور در عربستان ، کاری سخت و دشوار است و هر سال ممکن است وقایعی رخ دهد که غیر قابل پیش بینی است ، اما سیستم به ظاهر مدرن و در عین حال به شدت سلسله مراتبی و بورکراتیک عربستان در همه سطوح باعث کندی مدیریت حرفه ای شده است . ( در این خصوص و زوایای مدیریتی جریان حج در مجال دیگری می شود بحث نمود . ) از طرف دیگر همه دوستانی که تشرف به خانه خدا دارند تصدیق می فرمایند که بخش قابل توجهی از حاضرین علی رغم کاروانی بودن اما به صورت سازمان یافته و رسمی در مناسک حج نمی آیند و شاید ایران و چند کشور معدود ، دولت هایی باشند که حرفه ای در این برنامه ها حاضر می شوند ، علی رغم تلاش های دولت عربستان ( به دلیل اهمیت اقتصادی و سیاسی حج ) ، بی نظمی های مکرر در تردد کاروان ها و رفتار سلیقه ای زائرین محترم بارها و بارها تنش هایی به وجود آمده و می آید .... که موضوع رفتار شناسی زائرین را در حج می طلبد که ان نیز به جای خود قابل واکاوی است . علی ایحال تحلیل های امروز همه ما عمدتا از روی صرفا داشتن اطلاعات و اگاهی بوده و بر بستر هیجانات شکل گرفت ، در حالیکه به نظر بنده در شرایط فعلی رصد دقیق اطلاعات در مسیر تبدیل به دانش و خرد سیاسی وظیفه ما می باشد تا بتوانیم در روزهای آینده خلاء ضعف تحلیل های حرفه ای را پر کنیم . نکته بعدی این است که چه راهبردهایی را به نظر می شود پیش گرفت :1- رصد دقیق اطلاعات و اخبار و مواضع طرفین 2- ایجاد کمیپنی در جهت مدیریت افکار عمومی در مسیر منافع حاکمیت یعنی به تعبیری بتوانیم منافع ملی را با منافع حاکمیتی یک سو کرده و از فضای به وجود امده حداکثر استفاده را د رمحیط جنگ سرد با عربستان ببریم ، یادمان باشد که در سوریه ، بحرین و یمن به صورت غیر مستقیم در جنگیم 3- بیان دیدگاه ها و جمع بندی آنان توسط تیم های تحلیل و بررسی و 4- انعکاس دیدگاه های ارایه شده حرفه ای فعلی به خارج از محیط تلگرام و ... و رساندن ان به مسئولین تصمیم گیر ( انتظار از نخبگان سیاسی زیاد است ) - به هر حال زمان موضوع را شفاف تر خواد کرد .
( نگاهی به جایگاه کمیته های تخصصی در کنگره آمریکا )
محمدباقر فرهند ( عضو انجمن علوم سیاسی ایران ) ,
همکار طرح تحقیقاتی بررسی نقش کنگره در تعیین سیاستخارجی امریکا
کنگره آمریکا به عنوان نهاد قانونگزاری ایالات متحده در قانون اساسی این کشور پیش بینی شده تا سه نقش اساسی و راهبردی را بازی کند . در این راستا کنگره چهارچوی برای قانون اساسی است ، این نهاد همچنین عملکرد های شاخه اجرایی حکومت را کنترل می کند وس رانجام اینکه مجمعی برای بحث و گفتگو پیرامون مسایل عمده در سطح آمریکا می باشد . کنگره این وظایف را به شیوه ای غیر متمرکز و ار زاه شبکه ای از کمیته های دائمی و منتخب از متخصصین و نخبگان که رویکردی خود مختار و حرفه ای دارند دنبال می کند .
این کمیته ها مراکزی هستند که لوایح و روند قانونگزاری حول انها شکل می یگرد . انها در واع قوه مقننه کوچگی هستند که لوایح و اصلاحیه های جدید قانونی را شکل می دهند و به بررسی نقاط ضعف و قوت قوانین ، نحوه اجراء ، نظارت و تحلیل روندها می پردازند . کمیته های یاد شده از منظر اعضاء کنگره آمریکا نهادهایی اساسی هستند و اعضایی که به عضویت عظیم ترین اتاق فکر جهان در می آیند ضمن فعالیت های حرفه ای آهسته آهسته مراتب رشد را در محیط سیاسی آمریکا طی کرده و به تعبیری فرآیند مدیر پروری را آغاز می نمایند .
برای کسانی که برای اولین بار به کنگره راه پیدا می کنند حساس ترین تصمیم که بر زندگی حرفه ای آنان تاثیر می گذارد ، انتخاب کمیته ای است که در ان می بایست کار و تلاش کند . مجلس نمایندگان آمریکا دارای 22 کمیته دائم ومجلس سنا نیز دارای 16 کمیته دائمی است ؛ اما کمیته ها از نظر نفوذ و اهمیت بسیار متفاوتند . چهار کمیته با نفوذ و یا بخش مهم ورودی اطلاعات واقدامات مجلس نمایندگان عبارتند از :
1- بخش مقررات : که برنامه های بررسی همه لایحه های مهم ارسالی به هر دو مجلس را تدارک می بیند و حدود و ثغور بحث ها را مشخص می کند ؛
2- بخش تدارکات : که مجوز هزینه های هر لایحه را صادر می کند ؛
3- بخش تخصیص اعتبارات : که افزایش در آمد برای فراهم آوردن امکانات مالی اجرای لایحه های جدید را مورد بررسی قرار می دهد .
4- بخش بودجه : که از زمان به رسمیت شناختن بودجه نوین در سال 1974 اهمیت روز افزونی یافته است .
در این حال یکی از مهمترین کمیته ها ، کمیته روابط خارجی است . هنگامیکه مجلس نمایندگان و سنا بر سر تصویب یک قانون که نیازمند تصویب هر دو مجلس است دچار اختلاف می شوند ؛ در قالب لایحه ای موضوع به کمیته ای مشترک وارد شده که ریاست آن بر عهده رئیس حزب اکثریت کنگره می باشد و در این راه موضوع بررسی و رفع اختلاف می گردد . از طرفی کلیه کمیته ها دارای اهمیت خاص خود هستند چون اجازه تصویب مقررات را صادر می نمایند ولی برخی از کمیته ها به دلیل اهمیت کار و فراهم اوردن مشروعیت لازم در امر قانونگزاری نفوذ بیشتری بر دیگر کمیته های تخصصی و کنگره دارند و اعضای ان قادرند بده بستان های بسیاری در لایحه های مختلف انجام دهند . بنابراین نمایندگان کنگره می کوشند به کمیته هایی که شخصا مورد علقه آنها یا در حیطه تخصص آنها قرار دارد و یا مانند کمیته روابط خارجی که دارای جایگاه بسیار بالایی در میان نخبگان و رسانه ها است راه یابند .
در عین حال حدود 150 کمیته فرعی در مجلس نمایندگان و 84 کمیته فرعی در مجس سناد فعالیت دارند تا از قبال رای دهندگان بهره مند شوند . برای مثال نمایندگانی که از ایالات غرب میانه به کنگره راه یافته اند می کوشند تا در کمیته دائمی کشاورزی عضو باشند و از کارشناسان متخصص و نخبه در این بحث به عنوان پشتوانه های فکری و عملیاتی خود بهره مند شوند . دلیل اصلی این رویکرد هم جایگاه یابی برای استمرار عضویت خود در مجلس و سنا بوده تا از ظرفیت های بومی منطقه خود بهره مند گردند .
معمولا انتصاب چهره های تازه وارد حزب دموکرات به کمیته ها را به کمیته تخصیص اعتبار و اگذار می کنند و همین امر به این کمیته مذکور قدرتی فوق العاده میداد . اما از سال 1957 این کار به « کمیته بررسی و تنظیم خط مشی » واگذار گردید . نمایندگان و حتی کارشناسان که به یکی از کمیته ها راه پیدا می کردند به تدریج و بر اساس نظام ارشدیت مدارج ترقی را طی می کنند . در واقع کمیسیون ها و کمیته های کنگره ( موقت و دائمی ) تمامی کارهای مهم و پشت پرده را بر عهده دارند و ستون فقرات و مغزهای متفکر لوایح و قوانین محسوب می شوند . پرسنل حرفه ای که مشاوران و متخصصا می باشند در سال 1955 حدود 6000 هزار نفر و در سال 2000 به 25000 نفر و در سال 2004 به 31000 نر افزایش یافتند و امروز بر اساس تخمین به عمل امده بیش از 50 هزار نفر متخصص افزایش یافته است .
در بررسی این کمیته ها می توان آسیبل های زیر را بر شمرد :
1- فرصت لابی گری گروه های ذی نفوذ با مشاورین و متخصصین
2- احزاب سیاسی
3- رسانه های گروهی
4- مردم و افار عمومی
در حال حاضر دو کانال تلویزیونی C_SPAN به صورت 24 ساعته اخبار کنگره و مجلس نمایندگان ملی را در اختیار افکار عمومی قرار می دهد که ظرفیت جدی را برای نقد فراهم کرده است .
سیستم حمایتی از کارشناسان کمیته های تخصصی کنگره به شرح زیر راست :
اعضای این کمیته ها به کمک دستگاه های اطلاعات داخلی و دانشگاه از میان نخبگان شناسایی شده و نخبگان آنان وارد مجموعه قانونگزاری و نظارتی کشور می شوند . سپس پس از طی مراحل جذب و سازماندهی کارشناسی هر یک در محل های مجزا تقسیم نیرویی شده و در شهرهای کشور کار می کنند . هر کمیته دفتر کاری مجزا و مرتبط با مرکز دارد . مزایای ایشان را می توان مواردی چون :
1- حقوق و دستمزد بالا متناسب با تورم
2- امکان مسافرت های تفریحی با پرداخت کلیه هزینه های سفر
3- امکان خرید کالا و لوازم ضروری زندگی به صورت رایگان
4- پرداخت هزینه های تحصیلی خود و فرزندان
5- تهیه مسکن رایگان
6- پرداخت هزینه های تلفن کارشناسان
7- برگزاری جشنواره هایی که در آن کارشناسان تشویق شده و ارتقائ می یابند .
نکاتی چند در مورد این کمیته ها :
1- هر موضوع بر اساس نیازهای اعلامی از سوی نماینده عضو در کمیته ها به سوی بخشی کارشناسی و حرفه ای ارسال می شود .
2- هر کمیته دارای یک مسئول است که در مجمع کمیته ها اقدام به جمع بندی و هم افزایی مطالب می کند
3- یک نماینده می تواند هم زمان عضو دو یا سه کمیته باشد .
لذا در شرایط امروزی کشور ؛ دانستن اطلاعات فوق به درستی می تواند در نوع نگاه ما به فضای داخلی قوه مقننه امریکا تاثیر گذار باشد و در مواضع و تصمیمات سیاستمداران بالاخص نمایندگان محترم مجلس تاثیر حرفه ای داشته باشد . نکته دیگری که قابل توجه است میزان توجه جامعه قانونگزار امریکا به مشاورین جوان ف علمی ونخبگان جامعه است که عملا مدیریت عالی کشور را در محیطی غیر رسمی بر عهده دارند از میران حمایت های انان از سرمایه های اجتماعی اشان باید دقت کرد تا خروجی تصمیمات در کنگره امریکا ؛ پس به تعبیری می توان گفت انچه که از رفتار و گفتار اعضای کنگره شنیده می شود ، برآیند حرفه ای فکر و محصول مالکیت معنوی تفکر جامعه آمریکایی است ، جامعه ای نخبه سالار در سطح مختلف مدیریتی اش.
انجمن مطالعات صلح ایران و اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار می کنند:
به مناسبت 21 سپتامبر روزجهانی صلح نشست صلح و مطالعات میان رشته ای
سخنرانان:
- دکترمقصود فراستخواه عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی
- دکتر سردار حسین علایی استاد دانشگاه امام حسین(ع)
- دکتر رضا اسلامی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
- دکتر منصور رحمانی عضو هیئت علمی دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه
- دکتر مجتبی مقصودی رییس هیئت مدیره انجمن مطالعات صلح ایران
زمان: دوشنبه 30 شهریور 1394، ساعت 16 تا 30/18
مکان: سالن اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی
آدرس: میدان ونک، بزرگراه شهید حقانی(غرب به شرق)، بعد از ایستگاه مترو، بلوار کتابخانه ملی، ساختمان کتابخانه ملی، سالن اندیشگاه فرهنگی
به مناسبت کودتای ننگین 28 مرداد
تاریخ را از نو بخوانیم . انجوری که بوده و هست ... نه آنطوریکه می خواهند بخوانیم و نیست
|
||

قطعه ادبی که از من است و خواندن ان شاید بد نباشد ....
گاهی دلم می خواهد یک ستاره باشم در آسمان شب که همه او را از راه دور ببینند و بگویند چقدر زیباست ، چقدر نورانی . یعنی چقدر با ما فاصله دارد ؟ چگونه می شود او را گرفت ؟ یعنی می شود دستمان را دراز کنیم و چند تا از اونها را بچینیم و زیر بالشمون گذاشته و هر از چند گاهی بهش نگاهی کنیم ....
گاهی دلم می خواهد ماه باشم و از دور بدرخشم ، بزرگ و روشن و هر شب با تغییراتی که زیباست و روزهای ما را شمارش می کند . آب دریاها را بالا می آورد از دهان زمین . گاهی استفراغ زمین بودن بهتر است از آب دهان بودن در عمق حلق خاک ....
آری گاهی زندگی ام از دور زیباست ، زیبای خفته که منتظر بوسه ای تا بیدار شود و طعم شیرین پرواز را امتحان کند ، غافل از اینکه بال می خواهد ، حال می خواهد ، قیل و غال می خواهد و هزاران ابزار دیگر ...
بعضی وقت ها به خودم نگاه می کنم می بینم اصلا بودن و یا نبودن مسئله ام نیست ، دیگر هستن نیاز من است ، اساسا نمی دانم هستم یا نیستم ، بهتر بگویم بین هستن و نیستن ، گم شده ام گویا می خواهم از صناعات خمس استفاده کنم اما گرفتار رودربایسی مخاطبم شده ام ، فحش بدهم یا حرف بزنم ... اخر بعضی ها فحش را حرف نمی دانند .
خلاصه گرفتارم ، امروز که سه شنبه تعطیل از جنس مذهبی است ، اصلا دلم نمی خواهد دیده شوم یا حداقل از نزدیک دیده شوم ، دیدن من و امثالهم از دور خوش است . از نزدیک که می آئید حرارت حماقتمان ذوبتان می کند ... امروز طوفان شن در ذهن من جاری است و گرفتار خاک و خاشاک مغز پر از کاه خودم گشته ام . امروز فرصتی می خواهم تا مغز خود را با گوسفندهای طویله زندگی ام پاک کنم . لااقل آنها که سیر می شوند ....
محمدباقر فرهند ( عضو انجمن علوم سیاسی ایران )
خاطرم است سال گذشته یادداشتی را منتشر کردم تحت عنوان قدرت هوشمند ظریف که نتیجه آن این بود که دیپلماسی امروز ، تابع قواعد و رفتارهایی است که می بایست در کنار رعایت قوانین یک مذاکره حرفه ای ، اشرافیت به موضوعات فی مابین ، توجه به خلقیات طرفین ، منافع مشترک و تضادها می باشد. در این بین تغییراتی در مجموعه نظامات دستگاه روابط بین الملل موجب گردیده تا ابزار های دیگری نیز در کنار انچه بیان شد خودنمایی کندد ؛ ابزارهایی نظیر : رسانه ها ، شبکه های اجتماعی مجازی ، سازمان های مردم نهاد ، کانون های محلی ، شبکه های سلولی و ... که جملگی در حوزه مدیریت افکار عمومی یا دیپلماسی رسانه ای قابل تعریف هستند .
در این راستا آنچه که تیم مذکره کننده هسته ای ایران به رهبری دکتر محمد جواد ظریف ؛ استاد دانشگاه تهران و وزیر امور خارجه کشورمان انجام شد ، ناشی از مشی منطقی ، حرفه ای و بحث کننده ی ایشان بود که از بدنه دانشگاه با رویکردی تدبیر مآبانه مسیر مذاکرات به سویی برد تا با حداکثر اقبال عمومی طی حدود 5/1 سال ، نتیجه ای مثبت برای همه تاریخ ایران به همراه آورد . هرچند که صدا و سیما پس زمینه خود را نتیجه 12 سال مذاکره معرفی می کرد و نشان می داد . در این راه تمامی صاحب نظران ، صادقانه می توانند اذعان دارند که تیم قبلی به جای پرداختن به ضروریات منافع ملی و نظام جمهوری اسلامی ، در یک مبحث کاملا حرفه ای و تخصصی ، رویکردی تقابل گرایانه را پیش گرفته بود و با طرح مباحث ایدئولوژیک نه تنها افکار عمومی طرفین را از رسیدن به یک راه حل برد – برد دور می کرد ، بلکه عملات فضای مذاکرات را بارها با تنش روبه رو نمود .
آنچه که دکتر ظریف انجام داد ، غایت مدیریت هوشمندانه یک ایرانی اصطلاحا زیرک بود و به سرعت تاریخ نام امیرکبیر دوران جدید را به وی با دستان خود مردم اعطاء کرد . البته ظریف و تیمش دلاور مردانی هستند که با ساختار نظام جمهوری اسلامی نیز هماهنگ و همراه بودند و هیچگاه به درد امیرکبیر دولت قجری دچار نخواهند شد .
خلاصه کلام این است که به محض اعلام توافق همه خوشحال شدیم ، در محل کار همکاران همدیگر را بوسیدند ! همسرم شیرینی خریده و می خواهد افطار در مقابل مسجد پخش کند ، روحانی مسجد مفصل متنی را آماده کرده در تشکر از صلابت و غیرت تیم هسته ای که امشب در بین دو نمازش برای نمازگزاران بخواند ، خلاصه هم احساس خوب موفقیت و سربلندی را می کنیم و از رهبران سیاسی کشورمان متشکریم و برای ایران و ایرانی شعر زیبای اقبال را زمزمه می کردم که :
این جهان بینان که خود را دیده اند خود گلیم خویش را بافیده اند

« نگاهی به اهمیت راهبردی تحقق شهر اسلامی – ایرانی »
محمدباقر فرهند
بیش از 1400 سال پیش در شبه جزیره عربستان ، در حالیکه اعراب بیابان گرد با حداقل داشته های تمدنی به پرسدیدن سنگ ، خورشید و ماه می پرداختند و در بی قانونی محض زندگی به ظاهر اجتماعی را در کنار یکدیگر تجربه می کردند ، در معدود شهرهای آن دوران که در آن شبه جزیره قرار داشت ؛ مردی از بزرگان قریش ، به نیکنامی و امانت داری مشهور ؛ به اراده الهی و با پیک وحی به نبوت رسید . نبوتی که آخرین سلاله از مجموعه سلسله پاک پیامبران الهی را شامل می شد . وی در شهری به پیامبری مبعوث شد که اصول شهرسازی امروزی را نداشت و سرشار از مولفه های الحاد ، کج فهمی و التقاط بود ، شهری که دختران را زنده به گور می کرد و مردان سیاه را به بردگی می گرفت . آری ! نام پیام آورنده صلح و دوستی ، انسانیت و وحدانیت ، محمد مصطفی (ص) بود . در این راستا اساسا آنچه که دیده می شود ظهور و بعثت پیامبر خاتم (ص) در شهر مکه است . هجرت ایشان و معرفی نمایندگان آن حضرت نیز به شهرهای بزرگ آن دوران در سرزمین حجاز و دیگر شهرهای امپراطوری های بزرگ جهان بوده است . لذا می توان به راحتی به این نتیجه رسید که هدف گذاری رسول خدا در آن دوران حرکت و معرفی دین از دریچه شهرهای آن دوران بوده ، هرچند که این روند منافاتی با ترویج دین مبین اسلام در میان روستا نشینان یا قریه نشینان که اتفاقا به واسطه نوع درآمد و جایگاه اجتماعی ایشان در اطراف شهرها ساکن بودند ( حاشیه نشینان ) نداشت و اسلام عنصری شد برای پیوستن آنان به شهرها و ورود ایشان به حوزه فعالیت های مدنی آن روزگار ، پس به عبارتی می توان اذعان داشت که اسلام از همان ابتدا دینی شهری بوده است .
با نگاهی به روند سیر مطالعاتی ترویج دین مبین اسلام ، فرآیند حرکت روبه رشد عناصر تبلیغاتی دینی در شهرها به خوبی قابل روئیت است . اما در اینجا یک سوال اصلی مطرح می شود و آن این است که آیا شهرهایی که اسلام به آن وارد شده و حتی در شرایط فعلی بعد از گذشت قرن ها از پذیرش اسلام ، شاخصی برای سنجش تحقق یک شهر اسلامی وجود دارد ؟ آیا این شهر را باید با معماری اسلامی شناخت یا با رفتار مسلمانان ؟ در پاسخ به این سوال رویکرد آینده پژوهی محققین را به این سوی می برد که تحقق شهر اسلامی در مسیر گذشته و افق های آینده آن دارای پستی و بلندی های فراوانی بوده است . گاهی شهرها به مثابه ساختمان های آن ارزیابی می شوند و گاهی به شکل انسان ها ؛ علی ایحال آنچه مهم است این می باشد که اسلام برای ترویج خود از معماری شهرها در ابتدای امر به عنوان عنصر تبلیغاتی بهره نگرفته ، بلکه این شهروندان و مومنین بودند که طی سالهای متمادی و حتی قرن ها به ترویج مبانی تفکر اصیل و والای اسلامی در مرزهای جغرافیای اسلام پرداختند . البته تلاقی فرهنگ ها نیز موجبات رونق شهرها و گسترش آنان نیز شده است که در جای خود باید در این خصوص نیز بحث شود . در این حال می توان به جرات گفت که تا به امروز هیچ شهری در تاریخ اسلام ، به تمام و کمال اسلامی ایجاد نشده است . آینده این نگاه نیز قطعی و مسلم نیست، تغییرات ناشی از فن آوری و همزیستی و گاها تعارض فرهنگی آنقدر سریع وگسترده است که ماهیت یک تعریف واحد از شهر اسلامی را نیز به چالش کشیده است . عدم قطعیت و ناپایداری گاها هدف این شهرها را که تحقق زیست مسلمانانه و رفاه و آرامش است را به زیر سوال برده است . در این حال برنامه های عمرانی را نباید جدا از مولفه های شهر اسلامی دید ؛ توسعه اسلامی فرآیندی است که از باورهای مردمان مسلمان تا رفتارهایشان و قضاوت های آنان قابل بحث است . به بیان دیگر نمی توان شهری با ساختمان های اسلامی داشت در حالیکه مردمش رفتار اسلامی نداشته باشند . این شهر صرفا دکوری برای خلق تصور مسلمانی است و نه باور زیست مسلمانانه در چهارچوب انسان مدنی مسلمان .
شهر اسلامی با انسان ها و کالبد زیر ساختی مسلمانی تعریف می شود . شهری که مبتنی بر تفکر خلاق است و در آن تمامی آیه های تمدنی اسلام قابل روئیت و سنجش هستند ، در این شهر است که فرهنگ سازی ، آموزش ، هدایت جامعه و تجهیز منابع انسانی و تامین اعتبارات مالی تماما با مولفه های هویت اسلامی تطبیق دارد . لذا در یک نگاه کلی می توان شهری را شهر اسلامی نام گذاشت که در آن تفکر خلاق ، پژوهش و آینده نگری از مولفه های اصلی آن باشد . جامعه ای که در آن خودباوری ، توانمند سازی ، رقابت پذیری ، امنیت ، مشارکت ، اعتماد ، وجود قوانین متعالی ، محیط زیست سالم و پایدار ، مهربانی و عدالت در کنار تدبیر و امید در میان شهروندانش دیده می شود ، نمادی از یک شهر متعالی اسلامی است. پس آنچه مسلم است ، شهرها را نه دولت ها می سازند و نه بازاری ها ؛ بلکه شهرها را مردم می سازند و باید شهر اسلامی را نیز باورهای منتج به رفتار شهروندان مسلمان بسازد و این راهبرد نهایی تحقق شهر اسلامی در نگاه آینده است .

به گزارش خبرگزاری فارس از جنوب استان تهران بهنقل از روابطعمومی فرمانداری ویژه ری، مرتضی طلایی در جلسه شورای آموزش و پرورش که با حضور حجتالاسلام سیدعلی شاهچراغی امام جمعه شهرری، هدایتالله جمالیپور معاون استاندار تهران و فرماندار ویژه شهرستان ری، بخشداران و مسئولان ذیربط در ساختمان آموزش و پرورش ناحیه دو برگزار شد، با بیان اینکه در حوزه آموزش و پرورش خیلی غفلت شده است و کشور دچار هزینههای زیادی شده است، اظهار داشت: الگوهای جدید فرهنگی بر الگوهای قدیم فرهنگی غالب شده است که مصداق آن را میتوان در گفتوگوهای اجتماعی مشاهده کرد.
وی دلیل این پدیده را دسترسی آسان و راحت به ارتباطات و اطلاعات دانست و گفت: امروزه با یک شوک فرهنگی در جامعه مواجه شدهایم و موضوعات اجتماعی از بدنهای بدون تدبیر، اندیشه و تفکر شکل گرفته است و نتیجهاش این شد که فرهنگ گفتوگوی اجتماعی از پایین به بالا شکل بگیرد.
نایب رئیس شورای اسلامی شهر تهران، ری و تجریش تصریح کرد: باید با مطالعه دقیق و عمیق و تهیه کردن بستههای فرهنگی موثر از رشد فزاینده معضلات اجتماعی جلوگیری کرد.
وی در ادامه بیان داشت: رشد و توسعه پایدار اقتصادی و سیاسی یک کشور منوط به توسعه اجتماعی با رویکرد فرهنگی است.
طلایی با اشاره به این موضوع که تنها جایی که میتواند این معضل بزرگ اجتماعی را مدیریت و هدایت کند آموزش و پرورش است، گفت: آنچه که در شورای آموزش و پرورش باید مورد توجه قرار بگیرد رصد موضوعات و معضلات فرهنگی و اجتماعی است.
عضو شورای اسلامی شهر تهران، ری و تجریش شورای آموزش و پرورش را محل حضور نخبگان در امر تربیت و تعلم دانست و افزود: وظیفه اصلی شورای آموزش و پرورش سیاستگذاری، هدفگذاری، برنامهریزی و تبدیل برنامهها به فعالیت در جهت مدیریت بر تغییرات و تحولات این موضوعات و معضلات است.
وی تاکید کرد: باید منابع مالی را برای حل معضلات اجتماعی مدیریت کرده و در محلات سرمایهگذاری کنیم تا بخشی از سیل و زلزله اجتماعی که در پیشرو داریم متوقف شود.
طلایی گفت: باید انجمن اولیاء و مربیان را الزامی و بدون دریافت هزینه و همچنین با ارائه برنامههای زیرساختی براساس تغییر و تحول نظام فرهنگی حاکم تشکیل داد.
وی شهرستان ری را بهعنوان قطب فرهنگی و مذهبی تهران برشمرد و پیشنهاد کرد: شهرستان ری بهدلیل وجود ظرفیتهای بالای فرهنگی و اجتماعی، این طرح را بهعنوان پایلوت در خود اجرا کند تا زمینهای شود برای تغییر رویکرد فرهنگی در تهران و به تبع آن در تمام کشور به عنوان الگویی موثر اجرا شود.